۱۱ پاسخ

ای جانم اره واقعا سخته
ببخشید یه سوال بی ربط البته اگه دوس داشتین جواب بدین لباسشو از کجا گرفتین دنبال یه ست راهتی واسه توخونه هستم عکس گل پسرتونو دیدم خوشگله

وای منم همین حس و دارم
حتی رفتن ب خونه ی مامانمم واسم سخت و طاقت فرسا شده بقیه جاها ک بماند
پسر منم ب همین شدت شیطون و بازیگوشه

ببین تمام چیزایی که گفتی رو من با دوتاشون دارم. 😵

آره دقیقا بچه ها خونه خودشون و وسایل خودشون تقریبا براشون عادی شده ،من که کلا خونه روبراش امن کردم که زیاد نگم دست نزن و برندار
گل و گیاهم نذاشتم اصلا،اماوقتی میرم جای جدید مجبورم هی بدو ام دنبالش

همه همینن ولی من بعضی جاها که میرم اصلا کاری ندارم چون اون طرفم وقتی بچش کوچیک بوده تا دلش خواسته خونه منو بهم ریخته وسایلم شکونده هیچی بهش نگفته

اووف دختر منم همینه مثلا میگم بریم جایی سرگرم شه منم استراحت کنم یکم ولی بیشتر از خونه دنبالشم یعنی یک ثانیه نمیشینه🥲

منم خونه مامانم میموندم بعضی اوقات جوونم در می‌رفت.دیگ برا خوابیدن حتی تایم ظهر هم نمی‌مونم اونجا .فقط مقاومت می‌کنه نخوابه

من میرم خونه داداشم پامو میندازم رو پام استراحت میکنم 🤣🤣🤣 بیچاره زن داداشم جورمو میکشه

😂😂😂ببخشید ولی خیلی خندیدم به ماجراش
منم دو هفته رفتم خونه بابام اینا قشنگ روزی صدبار میگفتم برگردیم داره دیوونه م میکنه
نه میخوابید نه غذا لب میزد🤪

من بدون باباش هیچ خونه ای نمیبرنش پسر من عاشق طب و جارو و دستمال کشیدنه میرم جایی طی و حارو ایناشونو میزارم جلو دست خودشو باباش دیگه در حد یه ساعتی ازادم 😂

وای دقیقا از دیشب اومدم خونه مامانم
پدرمو دراورده از ۷ صبحم بیداره

سوال های مرتبط