۱۳ پاسخ

من از اولی تا سومی همش میگفت سقط کن جالبه عاشقشونم هست هیچیم کم نمیزاره همش میگه چه خوب سه تا داریم میگم مگه نگفتی سقط کن میگه بخاطر خودت گفتم 🤣🤣🤣🤣

ویدیورو دارم هرزگاهی نگا میکنم بغضی میشم🥹😂🤣🩷

🥹🥹🥹🥹🥹🥲

یسر بغض اددیم بیر لحظه 🤣🤣🤣

هیوووووو طفلی ذوقشو برم 🤣 شوهر من چی سر بچه ی اولم و سر این یکی هم گفت عیییی چیه مگه بچه اس دیگ 🤣🤣🤣این ذوق داره

من سرکار بودم خیلی ام درد شکم داشتم هی میگفتم چرا پریود نمیشم هی تند تند زعفرون دم کرده میخوردم همکارام میگفتن نخور شاید بچه داری گفتم ن من بچه نمی‌خوام ک سه روز زعفرون خوردم روز سوم همونجا تست دادم مثبت شد وای اصن ی حالی بودم زنگ زدم شوهرم اونم شوکه شد دیگ نموندم سرکار اومدم خونه،خوابیدم صبحش زنگ زدم مامانم دوتا خواهرامم اونجا بودن بشون گفتم تست دادم مثبت دخترمم کنارشون بود انقد ذوق میکردن😂 منم بی حال خسته تو خونه ،اصن ناخواسته شد خداروشکر این بچه خودمون تو شوک بودیم ولی بعدش شوهرم فهمید پسره کلی ذوق کرد میگف حالا ی دختر ی پسرشا دارم دیگ بسه

آااااخی عزیزم 🥹🪽🤰🏻 الهی به سلامت زایمان کنی و نی‌نی رو سلامت بغل کنی ❤️

ای جان عزیزم
شوهر من چند سالی بود بچه میخواست ولی من جلشو میگرفتم تقریبا ۱ سال شوهرم کارش یه جا بود ماه ها سه چهار روز میومد میرفت اخرین باری که اومد یه روز رفت ولی باز من خیلی مراقب بود حامله نشم ماه بعد که دیدم مریض نشدم شک کردم رفتم تست دادم مثبت بود بعد رفتم ازمایش دادم که روز مادر فهمیدم باردارم شبشم شوهرم تو راه بود بیاد همون روز دخترمو با یه لباس سوپرایز کردم گفتم به بابات نگو شب هم با خواهرم رفتیم خونه مامانم سوپرایز کردیم
شب شوهرم اومدو هیچی نگفتم فرداش به شوهرم گفتم دیروز روز مادر بود شب بریم خونه مادرت من هدیه خریدم رفتم خونه مامانم حالا بریم خونه مامانت
خلاصه شو۷رم ساعت ۱۲ با دخترم رفتن بیرون که نون اینا بخرن منم همون موقع گفتم اگه پولش باش غیر ممکنه یه کل برام نخره برای روز مادر تا دیدم دارم میاد گوشیو گذاشتم از یه گوش تا فیلم بگیره بعد منو با یه سبد گل سوپرایز کرد
منم همه رو ثبت کردم اون موقع گفتم بیا یه چند تا عکس بگیریم همون موقع گفتم منم یه سوپرایز دارم قبل اینکه بگم چیه گفته حامله ای تروخدا راسشو بگو نزاشت چیزی بگم بالا پایین میپرید کلی بوسم کردم وسط بوس کردن میگفت هرچند بی عرضه ای دختر نمیاری بچه پسره برای بعدی میریم دکتر دختر بشه 😂
اگه دختر بشه برات ایفون ۱۷ میخرم اما پسر باشه ۷یچی نمیخرم بچه رای خودت 😂😂
وقتی که رفتیم فهمید بچه دختر باور نکرد رفت خودش از دکتر پرسید که ببین من دروغ میگم یا نه
دیگه بی عرضه نبودم 😂زن با عرضه اسمو گذاشت سلطان
ولی هنوز باور نمی کنه منتظر دوباره برم سونو مطمئن بشه

شوهر من تا بچه دنیا نیاد هیچ عکس العملی انجام نمیده براش یه چیز عادیه 😏😏😏😏😑😑😑😑😭امان از روزی که دنیا بیاد نمیزاره یه حرف کوچک به بچه بزنی

خوبه تورو بغل کن من بی بی چک زدم مثبت شد گفتم حامله ام گفت مبارکه من گریه میکردم اون انگار ن انگارمامانش طبقه پایین زندگی میکنه گفت برو بگو ب مامانم ک حامله ام بعدشم گفتم اونم هام خوشحال شدن بعد رفتیم شیرینی خریدیم اومدیم

الهی ای خودا 😍😍😍😍😍

حالا خوبه شوهرت حس نشون داد من سر اولی گفت واقعا مبارک 🤣🤣🤣انگاری بچه مردمه دومی هم گفت زود شد 🤣🤣🤣🥲موندم اصلا شوهرم‌بی زوق ترین هست 🤣🤣💔

تمام 👏😍

سوال های مرتبط

مامان جوجی اِلارا🐣🩷 مامان جوجی اِلارا🐣🩷 ۱ ماهگی
مامان پسرم👶🏻 مامان پسرم👶🏻 هفته سی‌وپنجم بارداری
ب شوهرم میگم بیمارستان همراه نمیده مامانت میکفت میده گفت خب همراه داری؟ گفتم من حرف ک شنیدم میگم گفت خودم میام گفتم مردها نمیزارن گفت میگم مامانم بیاد منم با ننش ی دعوا بد کرده بودم چند ماهه خونشون نمیرم بعد دبروز مادرشوهرم اومد خونمون درمورد بیمارستان و اینا نظر داد حالا گفتم ادامه حرفش مامانت بیاد ب من شیاف بزارع؟ گفت نه مامان تو بیاد شیافو بجای حالا بزاره تو دهنت کلی اینجوری گفت انقد گریه کردم چرا ادم بابد انقد بی شع ور باشه؟



بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری
مامان پسرم👶🏻 مامان پسرم👶🏻 هفته سی‌وپنجم بارداری
خانما شوهرم عید برام لباس نخرید از اون موقع میگه ی هفته دیگه ی هفته دیگه با زور قرار شد فردا دکتر رفتنی بخریم بعد این چند روز تو کارش ضرر کرده پول دکترمم هس بعد اصن حرف لباس نمیزنه اما تو این چند وقت ما خیلی چیزا برای خودم هیچ برای خونمون احتساج داشتیم نخرید اما ب اینو اون پول قرض داد حالا میدپنم لباسو نمیخره منم نمیخاستم بخرم چون دیدم ضرر کرده رفت خونشون اومد گفت از میدون بار آورده بودم الان یادم افتاد هشت تومن بدهکارم هشت تومنم ب یکیشون بدهکارم بعد من باور نکردم گفت ب حون تو ب کسی قرض نمیدم اما شاید باورتون نشه دروغ گفتنی جون منو قسم میخوره میفهمم چند روز پیش خونوادش وضعیتمونو میبینن ازش پول خواستن برای فردا چک دارن برای دندونای برادرشوهرم بعد الان شوهرم پولو میخاد ب اونا بده بنظرتون من چیکار کنم با این وضع میگم لباس بخرم اینم از دلسوزی من سو استفاده نکنه
بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری
مامان پسرم👶🏻 مامان پسرم👶🏻 هفته سی‌وپنجم بارداری