پارت پنجم(تجربه زایمان طبیعی)
بعداینکه هاکانم رو دادن به بغلم یه حس عجیبی داشتم گریه کردم به تموم باردارا دعا کردم به تموم مریضاتموم اونایی که چشم انتظار بچه ان به همه اونایی که گرفتاری دارن دعاکردم ازخدامیخوام که این حس شگفت انگیزرو قسمت همه خانوما بکنه🤲
وقتی بچه رو دادن بغلم اصلا گریه نمیکرد هیچ صدایی نداشت داشتم میمردم از ترس فک کردم خدایی نکرده چیزیش شده ولی یه پمپ زدن به گلوش و خوب شد صداش دراومد داشتم از خوشحالی گریه میکردم ولی دروغ چرا دلم برا خودمم خیلی سوخت اوت روز دوباره فهمیدم که ما زنا چقد قوی هستیم چقد موجودات عجیبی هستیم چقد تحمل دردمون بالاست🥺
تجربه کلی من از زایمان طبیعی این بود که اول از همه باید توی افکارخودت بازایمان طبیعی و درداش کناربیایی بعد طبیعی رو انتخاب کنی دوم اینکه ورزش رو اصلاااا ازیادنبری خیلی کمک میکنه برای زایمان راحت سوم اینکه زور زدن به پرینه روبلدباشی چهارم اینکه تمرکزت خوب باشه پنجم اینکه قبل زایمان ماساژپرینه انجام داده باشی و ازهمه مهم تر باید قبل زایمانت خوب استراحت کنی انرژی کامل داشته باشی برای زور زدن من چون زایمانم یهویی شد بی خواب بودم خسته بودم واقعا دلم برا خودم میسوخت ولی شماهایی که به وقتش زایمان میکنین شب قبلش حتما استراحت کامل داشته باشین واینکه اگه خواستین ماماهمراه بگیرین بگردین خوش اخلاق ترینشو پیداکنین من این زایمانم رو مدیون ماماهمراهم هستم چون اگه اون نبود من ازدرد میمردم ولی اون فرشته نجاتم بود خدا خیرش بده ایشالا همیشه تنش سالموسلامت باشه🤲 الان حالم خیلی خوبه خیلی خوشحالم که زایمان طبیعی رو انتخاب کردم❤

تصویر
۴ پاسخ

خداروصدهزارمرتبه شکرگلم

مبارک باشه عزیزم ماساژ پرینه از چندهفته انجام بدیم؟؟و اینکه ماماهمراه شماچقدپول ازتون گرفت؟

وای دقیقا آدم دلش بر خودش میسوزه 😭
من اونجا حس غریبی بهم دست داد یهو گفتم میشه بگید مامانم بیاد خدا قوت به تمام مادرا تنتون سلامت 🥺🩷❤️

مبارکت باشه عزیزم

سوال های مرتبط

مامان همتا مامان همتا ۹ ماهگی
(پارت آخر تجربه زایمان طبیعی)
در آخر بگم که تنفس درست واقعا به کار میاد خانمهایی که می‌خوایم طبیعی زایمان کنین
دوم اگه به حرف ماما گوش کنین خیلی زود کوچولوتون و بغل میکنین اما هرچقدر بخواین کار خودتون و بکنین و گوش نکنین به حرفشون طول می‌کشه
سوم اینکه اگه شرایطتون مثل من نبود بنظرم دردا رو خونه بکشین خیلی بهتره چون فضای بیمارستان کلا به آدم استرس وارد می‌کنه
چهارم اینکه درداتون که بیشتر شد اگه ماما همراه نداشتین از تخت بیاین پایین و خودتون ورزش کنین چون رو تخت خیلی دیر تر میگذره روندش کند تر پیش می‌ره
پنجم اینکه قبول کنین که در زایمان طبیعی قراره خیلی در بکشین اگه با این موضوع کنار بیاین خیلی راحت تر میشه واستون من خودم من خودم تصورم خیلی فرا تر از این دردا بود خدایی
در حین اون انقباض ها هم بلند با خودتون صحبت کنین که من میتونم طبیعی زایمان برای خودتون انرژی مثبت بفرستین به بعدش فک کنین که کوچولوتون و میزارن رو شکمتون صحیح و سالم از افکار منفی واقعا جلو گیری چون فقط خودتونین که اذیت میشین
من واقعا راضی بودم از اینکه طبیعی و انتخاب کردم هرچقدرم برگردم عقب انتخابم همینه شاید باورتون نشه وقتی که دخترم مامانم آورد تا شیرش بدم با خودم گفتم دومی رو هم حتما میارم (می‌دونم خیلی پوست کلفتم 😂😂😂)
این از تجربه من امیدوارم بدردتوت بخوره
مامان نــــورا🦋 مامان نــــورا🦋 ۷ ماهگی
سلام مامانا میخام از تجربه زایمان طبیعیم بگم شاید بدردتون بخوره
اول این که برای زایمان طبیعی به بدنتون نگاه کنید باید خیلی بدن قوی و آماده ایی داشته باشین
من روز زایمانم ساعت ۷ صبح بیدار شدم خیلی ترشح های زرد داشتم همراه کمر درد تا ساعت ۱۲ ظهر ترشحات خیلی زیاد شد و غیر قابل کنترل بود و همچنان تنها دردم کمر درد بود رفتم مطب پیش دکترم گفت کیسه آبت پاره شده و چهار سانت دهانه رحمت بازه فوری برو بیمارستان و بستری شو منم الان میرم بیمارستان ساعت ۵ رفتم بیمارستان هفت سانت شدم و دردام قابل تحمل بود تو بیمارستان کلی ورزش انجام دادم پوزیشن های مختلف وقتی نه سانت شدم همه چی آماده کردن برا زایمان برام گاز انتونوکس وصل کردن با این که شنیده بودم خیلی کمک میکنه برای زایمان ولی هیچ تاثییری نداشت برا من امپول ایپیدورال خوب بود وقتی بخیه زدن اصن هیچی حس نکردم ولی با این همه چیز میزا خیلی خیلی زایمان ترسناکی بود ولی تنها خوبی زایمان طبیعی این که بعد عمل سرپایی ولی بازم به کسی پیشنهاد طبیعی نمیکنم چون خودم خیلی اذیت شدم 🥲💔