۹ پاسخ

من از اول ۳۹ دردام کم کم شروع شد مثلا نیم ساعتی میگرفت و ول میکرد در حد درد پریودی اما من اهمیت ندادم همچنان به ورزشام‌ادامه دادم و دردام کم کم هی روز به روز بیشتر میشد وارد ۳۹ هفته و ۲ روز شدم دردام دگ غیر قابل تحمل شده بودن اینجوری بود که مثلا یک دقیقه درد نداشتم اما ۱۰ دقیقه درد داشتم اونم شدید جوری که عرق میکردم
وقتی که دیگه دردام خیلی شدید شد تا ۱۱ شب تحمل کردم دیدم دگ نمیشه رفتم بیمارستان دوباره معاینه کردن گفتن وقت زایمانته ۷ سانت بازی دگ با ماما هماهنگ کردن‌اومد بیمارستان و رفتم ورزش کردم زیر دوش کیسه آبمو پاره کردن ولی موقع دردام اصلا جیغ نمیکشیدم سعی میکردم تحمل کنم ولی حس مدفوع داشتم که دکتر گفت مشکلی نداره
خلاصه که کیسه آبو که دیگه پاره کردن بچه چون تو لگن بود خیلی زودتر از اون چیزی که فکرشو میکردم اومد پایین
ینی من ۱۱ رفتم بیمارستان ۱۱:۳۰ بستری شدم و ساعت ۱۲:۳۰ شب پسرمو دادن بغلم که قشنگ ترین حس دنیا بود
اینم از تجربه زایمان من امیدوارم که مفید بوده باشه
و اینگونه پسر قشنگ من روز سه شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۴ قدم تو زندگیمون گذاشت و زندگیمونو قشنگ تر کرد
الان که تحربه زایمانمو نوشتم ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۴
ساعت:۱:۵۵

عزیزم میشه بگی ماما همراه چه کارهایی بهت گفت انجام بدی؟

عزیزم بچه رو با چه وزنی بدنیا آوردین
میشه بگین چون زایمان طبیعی بودین

عزیزم سونوگرافی وزنتون رو نگاه کردم دقیقا وزن نوزادتان سی و دو هفته مثل مال من بود میشه بگید تا موقعی که به دنیا اومد وزنش جقدر شده بود؟

چقدر خوب عزیزم خداروشکر منم از هفته ۳۲ ورزش می‌کنم و بچم سفالینه انشاالله که منم بتونم زایمان خوبی داشته باشم

بسلامتی عزیزم قدمش پر از خیر باشه چه زایمام راحت و سریعی داشتی همه طبیعیا زیر دوش اب میرن؟؟؟

بسلامتی عزیزم قدمش مبارکه😍😍😍
ی سوال چرا دوسداشتی طبیعی زایمان کنی؟

بسلامتی عزیزم
شما چن هفته آخرین سونو رو رفتی فهمیدی چرخیده و ورزشاتو شروع کردی؟
منم همین مشکلو دارم ولی دکتر ۳۸ هفته آخرین سونو رو گف برم

سلام عزيزم بسلامتي خداروشكر ميشه بگي چيا گفت بخوري ؟ منم ٣٩ هفته ام نميدونم چي بخورم دهانه ي رحمم باز بشه و اينكه درد داشتي؟ طاقت فرسا بود؟؟

سوال های مرتبط

مامان دونه🥰 مامان دونه🥰 ۱ ماهگی
خب خانما تجربه سزارین من"
از اونجایی که تا هفته ۳۶ تصمیم بر زایمان طبیعی بود از ۳۴ هفته شروع به پیاده روی و ورزش کرده بودم ، و دنبال ماما همراه بودم و...
دکترمم اخرین سونو رو ۳۰ هفته خواسته بود که همه چی اوکی بود و گفت دیگه سونو نمیخاد برو تا دردات بیاد.
ولی خودم ۳۶ هفته که شدم خودم رفتم برای سونو داستان از همینجا شروع شد، وقتی دکتر داشت سونو میکرد دیگه اخراش بود که پرسید دیابت داشتین ؟ گفتم نه پرسیدم چطور ؟ گفت وزن جنین کمی بالا هست اگه دیابت نداشتین پس بچه خودش تپلیه خلاصه سونو رو انجام دادم و نشون دادم به مامام ایشونم گفت کمی بالائه ولی انقدر نیست که سزارین بشی ، ورزش هاتو انجام بده و توی ۳۹ هفته دوباره سونو که اگه بالای ۴ بود اون موقع سزارین میشی،
۳۷ هفته هم معاینه شدم هم دکترم هم ماما اما هیچکدوم نگفتن لگن خوبی دارم
از اونجا بود که استرس افتاد به جونم که نکنه نتونم و خدانکرده بچه گیر کنه لگنم کوچیک باشه و بفکر سزارین افتادم، که تا وقتی برنامه اشو ریختم و امادگیشو گرفتم دکتر پیدا کردم پولشو جمع کردم شدم ۳۹ هفته و دقیقا ۳۹ هفته تکمیل ۲۲ مرداد زایمان کردم، دکترمم مهین عدالتیان
مامان سورنا مامان سورنا ۱ ماهگی
پارت اول - تجربه ی زایمان

سلام سلام
مامانای قشنگ من زایمان کردم و الان بیست و پنج روز میگذره میخوام تجربه زایمانم رو که طبیعی بود رو براتون اینجا به اشتراک بذارم
امید که کمکی بشه به مادرایی که قراره زایمان کنن😍
من از روز اول که فهمیدم باردارم مهمترین دغدغه ام انتخاب نوع زایمانم بود من بشدت از سزارین میترسیدم و از طبیعی وحشت داشتم هر روز از همه نظر میپرسیدم راجب این موضوع
یکی میگفت برو طبیعی زایمان کن بهتره من طبیعی زایمان کردم خیلی خوب بود و هزار تا تجربه ی سزارین بد برام تعریف میکرد و من کلی میترسیدم میگفتم اره پس منم طبیعی زایمان میکنم فرداش یه نفر دیگه میومد میگفت نه مگه دیوونه ای. فقط سزارین کن طبیعی خیلی بده و هزار تا تجربه ی بد از مادرایی که طبیعی زایمان کرده بودن میگفت و خلاصه این روند ادامه داشت تا هفته ی بیست و هشتوم
من از روز اول با یه ماما اشنا شدم و قصد داشتم تو کلاسای امادگی زایمانش شرکت کنم
همسرم که دید اینقدر سردرگمم و ترسیده ام گفت بیا برو با ماما صحبت کن فعلا کلاساشو برو تا بعد تصمیم بگیر که چکار میخوای بکنی. اینو بگم که توی این پروسه همسرم بشدت حمایتگر بود و میگفت انتخاب با توهه و من برای انتخاب هیچکدوم به هیچ عنوان تحت فشار نبودم
ادامه دارد. . . .