امروز کلا پای گهواره بودم دیدم بعضی مامانا به آشپزی و شیرینی پزی ماهرن، بعضی ها تو کتاب و بازی هوشی و اینا با بچشون وقت میذارن، بعضیا بچه هاشون رو مرتب پارک و خانه بازی میبرن و و و ...

واقعا حس بدی به خودم گرفتم من تو هیچی انقدر وقت نمیذارم کلا نمیدونم چرا هیچی پیدا نمیکنم که توش خیلی خوب باشم نه اشپزی نه کیک و شیرینی نه حتی قرتی بازی نه برای پسرم اونجور که باید وقت میذارم که باهاش بازی های متنوع کنم رو هوشش کار کنم بیرون ببرمش کتاب براش بخونم بذارم بازی حسی انجام بده انقدر به فکر مرتب کردن خونه و اینا نباشم...
عزممو جزم کردم ازین به بعد روز در میون پارک نزدیک خونه ببرمش، چندتا کتاب و بازی فکری خوب براش بخرم( از مامانای همینجا یاد گرفتم ), دیگه اینکه مثلا براش ژله درست کنم بازی کنه یا با ارد و اب و اینا براش خمیربازی درست کنم, عادت نگاه کردن این گوشی لامصب رو ازش دور کنم، بذارم غذا خودش بخوره بازی کنه و اینجور چیزا.

شما هم حس مامان ناکافی بودن میکنین؟ من خیلی اینجوری ام🥲
بیاین بگین شما چه کارایی با کوچولوهاتون میکنید که هم مفیده هم بچه ها کیف میکنن؟
از روزمره تون بگین مثلا از صبح تا شب چقدر وقت میذارید براشون؟
بگید منم ایده بگیرم ازتون💞
.

۵ پاسخ

اگه حوصله بازی کردن نداری سعی کن یه بازی نشستنکی پیدا کنی که خودتم اذیت نشی
مثلا یکی از بازیای ما اینه که پسرم رو پام میشینه یه در قابلمه دستمون میگیریم میگیم سوار هواپیماییم
میریم بالا با تخیلمون داستان میسازیم یهو سقوط میکنیم تو آب بعد تکون میخوریم حالت شنا میگیریم
اتفاقا بچه ها خیلی دوس دارن اینجور بازیا

میبرمش پارک خانه بازی توپ بازی می‌کنم باهاش

تو اینجوری عذاب وجدان داری.من از این عذاب وجدان دارم که چرا اصلا حس کم بودن ندارم🥲🥲اصلا حس نمیکنم دارم کم میذارم برعکس اکثر مامان ها

عزیزدلم اشکالی نداره اولا که همه ما یه روزایی بی حوصله ایم
بعدم از این بعد میتونی جبران کنی خیلیم عالیه
من هوا گرم باشه هرروز پارک نزدیک خونه میبرم حتی یکساعتم بتونی بیرون ببری خوبه
روحیه خودتم عوض میشه
تو عالی هستی و برای فرزندت کافی هستی اصلا حس بدی نداشته باش😘

تو تنها نیستی عزیزم منم همیشه ابن حسو دارم🥲

سوال های مرتبط

مامان 🍓آرسام و آوا🍓 مامان 🍓آرسام و آوا🍓 ۲ سالگی
دخترم آوا اصلا اهل بازی کردن نیست نه با ما نه با اسباب بازی هاش نه باهیچی.
فقط کارش اینه راه بیفته بره آشپزخونه کابینتارو بریزه بیرون بره به سماور دست بزنه ،شعله های گاز رو بپیچونه اینور اونور ، در لباسشویی رو باز کنه بره بشینه داخلش ،ماشین ظرفشویی رو روشن کنه، کشوهای لباس و لوازم تحریر ابجیشو بریزه بیرون و... خلاصه تخصصش اینجور چیزاست فقط

ولی آرسام عاشق بازی کردن مخصوصا بازی های هوش و تمرکز کردن و.... هرچی بگی زود یاد می گیره
بااینکه عاشق بازی کردنه ولی آوا اصلا نمیذاره بازی کنه
میاد از دستش میگیره و میره اونم جیغ میزنه و گریه میکنه. فقط نیتش اینه که نذاره بازی کنه چون خودش بازی نمیکنه
یا آرسام شیر میخوره نمیذاره دعوا میکنه که باید شیشه رو دربیاره از دهنش

خودشم که کلا شیر نمیخوره دوس نداره گاهی توخواب میدم بهش

خیلی می شینم وقت میذارم حرف میزنم بازی میکنم باهاش یادش میدم که وقت بگذرونه ولی اصلا تو این هواها نیست 😩نمیدونم چیکارکنم
دوقلوهای شمام اینجورین ؟