۱۹ پاسخ

ای خدا چقد زود دارن بزرگ میشن دلم داره میترکه اخه من چجوری باید قبول کنم ک دیگه نی نی نیست و داره بزرگ میشه چند وقت دیگه حتی تو بغلشون هم جا نمیشن ای خدا واقعا مادر شدن خیلی عجیبه خیلی دل بزرگی میخاد

اگه یه ذره فکر میکردم که از شیر بگیرم دختر مو با این تاپیکت پشیمون شدم دیگه بهش فکر نمیکنم😂 😂 😢 💔

وای چرا الان باید اینارو ببینم و بخونم😪😔😭😭😭😭😭

وای توروخدا انقد جو ندید همتون من میخام چند روز دیگه بگیرم دارم سکته میکنم تاپتیکای همتونو میخونم شانس من همه امشب از شیر گرفتن

نگو ک دلگم تنگ شده ۱۰روزه نخورده

عزیزم منم مثل توام خیلی حالم گرفته است تو چجوری شروع کردی؟

حالا منی که دخترم شیرخشکی و هنوز داره شیرمیخوره چرا باید باخوندنش گریه کنم😆🤭

منم 8 روزه گرفتم اینکه غذا میخوره و حالش بهتر شده کمتر نق میزنه خوشحالم ولی ی شب کلی گریه کردم از اینکه دیگه شیر نمیدم بهش

عزیزم منم موقعی ک فاطمه رو از شیر گرفتم گریه میکردم و به شدت ناراحت بودم حالا سه ماه دیگه باید زینب رو بگیرم از الان ناراحتم و بفکرشم

من با اینکه بی نهایت از پروسه شیر دادن خسته شدم ‌و ی جورایی دیگه اینقدر ازم آویزون میشه و‌دائم در حال شیر خوردنه حرصی میشم و چندشم میشه ولی وقتی به این فکر میکنم تا چند روز دیگه قراره دیگه شیر نخوره قلبم درد میگیره دلم‌میگیره که دیگه کمتر‌قراره تو‌بغلم بمونه صدای نفساشو گوش کنم اهههههه بغضی شدم

واااای نگو دلم تنگ شد😭😭😭😭😭😭

ای جانم اره واقعا
ولی تاسه شب وقتی اوج خوابه بهش شیر میدادی خوب بود

عزیزم🥹🥹 منم برا همین که دلم تنگ میشه تا دوسالگی بهش میدم .بعدش دلم نگیره .🤣

خب اگ اذیت نمیشدی چرا گرفتی ازش الان

خیلی سخته 😭😭😭😭😭 من اخرین باری که شیر خورد تو ذهنم مرور میکنم چقد دلم تنگ شده

وای بغضم گرفت با یاداوری خاطره اولین شیر خوردن تو بیمارستان

عزیزممممم♥️❤️‍🩹

منم😭😭😭😭😭

خسته نباشی عزیزم دیگه بزرگ شدن بچه ها این روزا هم داره😁♥️

سوال های مرتبط

مامان پناه مامان پناه ۲ سالگی
همه میگن بچه رو کمتر از دوسال از شیر نگیر ولی به نظرم نمیشه یه نسخه رو برای همه پیچید
دختر من به شدت وابسته ی شیر بود ،توی طول رور کلا من همش یه سره داشتم شیر میدادم و بهم آویزون بود حتی سر سفره هم من غذا میخوردم دخترم رو پام داشت شیر میخورد،شبا هم که قشنگ 10 بار بیشتر بیدار میشد شیر میخورد حتی اگر سیرش میکردم و کلی به زور و بازی بهش غذا میدادم باید مثل پستونک تو دهنش بود،نگین چرا شیر شبو قطع نکردی چون من تمااام سعی خودمو کردم ولی نشد که نشد و برای دختر من تعریف نشده بود که صبحا میشه شیر بخوره و شبا شیر نمیتونه بخوره و اینکه کلا دخترم بدون شیر نمیخوابید یعنی کلا با سینه خوابش میبرد وشیر شب باعث خرابی دندونش داشت میشد و روی دندنش لکه افتاده ..
غذا هم یا کلا نمیخورد یا کم میخورد چون شکمش رو با شیر سیر میکرد و کلا بعد از یکسال و نیم وزنش به 9 کیلو هم نمیرسه😑😢
و اینکه من یکسال و هشت ماه بود آرزوی خوااااب داشتم و چون خودش شبا تا صبح شیر میخورد خواب آرومی نداشت و میگن بچه تو خواب رشد میکنه ولی حتی یک ساعت خواب عمیق نداشت😑
خلاصه دوست داشتم تا دوسالگی بهش شیر بدم ولی درحقش لطف که نمیکردم هیچ،باعث ظلم بهش داشتم میشدم چون بعد از یکسالگی هم اولویت با غذا هست نه شیر مادر
خلاصه یکسال و هشت ماه کامل شیر خورد و تصمیم بر این شد که اول یکسال و نه ماه ازش شیرو بگیرم و تماااام
و پنجشنبه صبح چسب زخم زدم روی سینم و یه تیکه از موهام رو چیدم و زیر چسب زخم وصل کردم و گفتم اوف شده ،شب اول خیلی گریه کرد ولی بعدش کم کم باهاش کنار اومد،الانم شبا یه بار بیدار میشه آب میخوره و میخوابه
با امروز شش روز هست شیرو قطع کردم و به شدت از کاری که کردم راضی هستم و بی نهایت از تصمیمم خوشحالم😍