۵ پاسخ

منم نمیدونم چکار کنم
برای دخترم مادرشوهرم گف توی ی امام زاده سوره یوسف بخون به انار فوت کن بعد هم‌تو‌هم بچه انارو‌کامل بخورید اینکار باعث میشه صبر مادرو‌بچه زیاد بشه بعد دیگه روز به بچه شیر نده تا ۳شب شبا فقط شیر بده وقتی خوابه
من همینکارو کردم حس میکنم خیلی راحت بچم‌از‌شیر گرفتم
ولی این دخترم خیلی بنظرم‌وابسته تر از دختر اولمه به سینه
نمیدونم‌اونم میتونم راحت از شیر بگیرم‌یا نه
خدا فقط باید کمکمون کنه🥲

دختر من خیلی از مو بدش میاد عوق میزنه قشنگ .گفتم ممه مو داره ک بهش ندم گفت بردارش 🤣🤣🤣🤣🤣 ترفندم با شکست مواجه شد

واقعا سخته این مرحله خدا هم به ما هم به بچهامون صبر بده تا بتونیم این مرحله رو راحتتر بگذرونیم

وای منم وقتی بهش فکر میکنم حالم گرفته میشه
نمیتونم تحمل کنم اخه خیلی وابستس تا سینمو نخوره نمیخوابه
خودمم از وقتی بهش شیر میدم خیلی لاغرتر از قبل شدم هم دوست دارم زودتر از شیربگیرمش هم دلم نمیاد موندم چکار کنم

آخ گفتییی😭😭😭منم دیروز همین کارو کردم وای دخترم وقتی دید همچین بغض کرد قلبم ترکید یعنی همچنین دستشو گذاشت رو صورتش رفت خوابید گریه کرد که نمیدونی یعنی دلم آتیش گرفت حاله خودمم بد شد کمتر از یه ماه دیگه دوسالش تموم میشه چسبشو کندم اومد شیر خورد همچین خندید از ته دلش
وای موندم چجوری می‌خوام از شیر بگیرمش دلم خونه

سوال های مرتبط

مامان دوتاتوت فرنگی🍓 مامان دوتاتوت فرنگی🍓 ۳ سالگی
سلام مامانا
لطفاً راهنمایی کنید چیکار کنم
دیشب شام به بچه هام الویه دادم ساعت ده شب تموم شدن ....یازده هم ماست پرچرب دادم با چهار شیره ... یازده و نیم خواستم بخوابونم تا 12.15 دخترم خوابید و 230تا شیر خورد..... خوابش نمی‌برد و شیر میخواست ...تو تاپیک قبلی گفتم همش بهونه میگیره .... از 4عصر هم بیدار بودن... 12,15خمابید دوباره 2.20بیذار شد گریه میکرد شیر میخواست ....آب دادم گریه کرد گفت شیر ..‌انقد گریه می‌کنه اشکاش میاد و داداشش رو هم بیدار می‌کنه .... بعد دوباره چهار بیدار شد .... و بعد ساعت هشت صبح .... شبا چی می‌دیم به بچه هاتون چی می‌دین که سیر میمونن...غذای برنجی هم دخترم زده شده خیلی نمیخوره...کلا غذا زیاد نمیخوره...شربت اشتها هم تازه یوروویتال شروع کردم براش هنوز تاثیری. ندیدم ...بنظر خودم غذا زیاد نمیخوره و شبا گرسنش میشه... دیگه تا صبح پوشک هم یبار عوض کردن بودم ...انقد شیر خورده بود نه صبح با گریه بیدار شد لباسش خیس شده بود نشون میداد .... از اونور هم پسرم چندبار بیدار شد شیر میخواست 😞😞
مامان صدرا و کیامهر مامان صدرا و کیامهر هفته سی‌وچهارم بارداری
مامان مهراد و 🐣 مامان مهراد و 🐣 هفته بیستم بارداری
من میخواستم به مهراد تا دوسالگی شیر بدم ، یازده مهر دو ساله میشه ولی تا فهمیدم باردارم ، تصمیم گرفتم از شیر بگیرمش ، چون خیلی اذیت می شدم ، شیر شب رو خیلی وقت بود قطع کرده بودم و کارم خیلی سخت نبود ، در کل دیگه روزی دوبار شیر می‌خورد ، یه بار صبح حدود ساعت شش هفت ، یه بارم ساعتای چهار بعد ازظهر ...
همیشه یادتون باشه اول شیری رو قطع کنید که کمترین وابستگی رو داره معمولا بچه ها به شیر آخر شب و اول صبح خیلی وابسته ان، منم اول شیر ظهر رو قطع کردم... در کمال ناباوری خیلی راحت همکاری کرد 👀
دو روز بهش شیر ظهر رو ندادم ، معمولا بعداز چرت ظهرش اون شیر رو می‌خورد ، دیگه بیدار می شد دنبالم یکم می گشت ولی من خودمو در دسترس قرار نمی دادم مثلا می رفتم آشپزخونه میگفتم: اینجام مامان ، بیا اینجا ، بعد می‌دیدم بچم از تخت می اومد پایین و می اومد آشپزخونه🥺 دیگه بغلش می کردم و دستش رو می برد به سینم ولی با آب میوه و خوراکی مورد علاقه اش زود راضی می شد و می رفت ، دو روز بعدم با همین منوال شیر صبح رو ندادم 👀 به حاش آب میخورد می‌خوابید بعدم خداروشکر بیدار میشد و صبحونه میخورد ...🥺 خلاصه بچم خیلی باهام راه اومد ، ولی هنوزم میاد بغلم سینمو بو می‌کنه ، دستش رو میزاره رو سینم و می‌خوابه اما اصلا نمیخواد که بخوره...🥺 وقتی واسه بار آخر بهش شیر دادم دلم داشت می ترکید ، خیلی بغض کردم و گریه کردم ، دلم برای نگاهاش موقع شیر خوردن و شیطنتاش و از این سینه به اون سینه رفتناش تنگ شده واقعا🥺