صدرا دیشب سه تا تکه اندازه کمتراز بند انگشت پر زردالو دادم بهش، بعدم نیمساعت بعدش غذا خورد و یکم بازی و بعد خوابید طرفا ۱۱. ساعت ۳ بیدار شد و خوابش نمیبرد توی تشکش میغلتید یکم شیر میخورد پشتشو میکرد بخوابه، کلنجار میرفت نمیشد دوباره شیر این داستان تا ساعت ۵.۳۰ ادامه داشت، در حینش لباسشو دراوردم بادی پوشوندم گفتم شاید گرمشه. بعد ۵.۳۰ گفتم شاید پوشکش خیسه نمیخوابه عوضش کردم و دیگه شروع کرد به گریه تا ۶.۳۰ گریه شدید بی سابقه تابحال اصلا نشده بود شب بیدار بشه نخوابع و یا اصلا گریه کنه که هیچجوره اروم نشه، یک بند گریه کرد حتی با فیلم هم اروم نشد، بعد یکم خوبید تا ۷دوباره بیدار شد و دوباره گریه و گریه، بعد نیم ساعت بالااورد اما چیزی توی معدش نبود. انگار هوا بود تو معدش، بعدش دیگه اروم شد خوابید.
مگه هوا بره تو معده خودش خالی نمیشه؟
نفهمیدم چش بود. اگه جاییش درد میکرد میگفت جیزه. اما ازشم میپرسیدم نمیگفت.

۴ پاسخ

الهی طفلی.
ببین عادت نداره بدنش به این جور چیزا؟
چون مقدار زردآلویی که میگی‌خیلی کم بوده. زرد آلو در درد میاره خوب ولی خیلی کم خورده صدرا.
اونطور مواقع کمی دایمیتیکون بده بهش.قطره شو

واسه زردآلو بوده عزیزم بچه دلپیچه داشت

احتمالا روده هاش پیچ خورده واسه همون برگ زردآلوعه نمیتونه هضم‌کنه

زردالو نفاخه شاید بخاطر اون بوده گلم

سوال های مرتبط

مامان دلسا🩷آریسا🩷 مامان دلسا🩷آریسا🩷 هفته سی‌وچهارم بارداری
*روز سوم گرفتن شیر*
دیشب دلسا یه بار ساعت 3 از خواب بیدار شد بغلش کردم ابش دادم خورد یکم گریه کرد و خوابید
صبح ساعت 8 بیدار شد باز به گریه
که طبق روال باز بغل و اب
وقتی بیدار میشه بغلش میکنم میبرمش اشپزخونه بهش اب میدم میخوره میگم مامان میریم تو اتاق باز میخوایم بخوابیم برای شبا هم همینجوره فعلا که این روش جواب داده
خوابید و ساعت 10 بیدار شد به گریه
خوابش میومد ولی نمیدونم گرسنش بود یا چی
خیلی گریه کرد و می می،می می کرد
هر کاری کردم اروم نشد حدود 45 دقیقه به نق و گریه گذشت تا کم کم اروم شد گفتم مامان بیا صبحونه بخوریم براش صبحونه اوردم خورد دیگه سیر شد سرش گرم شد
بعد از نهارم رفتیم خونه مامانم تا 11 شبم اونجا بودیم این وسط چند بار بهونه گرفت یه بارش که خیلی دیگه داشت بی تابی میکرد بردمش تو پارکینگ مامانم اینا توپ بازی کردیم اروم شد
امشب عصاره خوریشو ندادم بهش نمیخوام به مکیدن موقع خواب عادت کنه
من دلسا را قبلا وقتی هنوز زیاد خوابش نمیومد میاوردمش تو رختخواب ولی الان میذارم حسابی خوابش بگیره و بیارمش
خلاصه که در کل پروژه ی سختیه
به شدت دلم برای شیر دادن و اینکه بیاد بهم بچسبه تنگ شده🥲
تا کی بچه بهونه میگیره؟چند روز طول میکشه تا یادش بره دیگه؟