۲۲ پاسخ

آره منم دیشب مهمونی بودم میگفتن زایمان کنی همه میاییم بابا من کسیو نمیخوام بجز شوهرمو مامانمو

من يه هفته ست زایمان کردم هنوز رنگ‌سکوت و آرامشو ندیدم🥴هر شب تا دیروقت خونه شلوغ میام اتاقم میخوابم میبینم همه میان تو اتاق دور تخت بچه به خاطر زردی دخترم هم ۳روز اصلا نخوابیدم باید مرتب بهش شیر بدم ولی هیشکی ظاهرا درکی نداره از همین الان خسته ام

اره منم خیلی فکر اون روزو میکنم، حالا بدتر از همه هرکی یچی میخاد بگه، اونحوری بغل نکن اینجوری تکون نده الان شیر بده فلان کن، فک کن ادم با درد و خستگی و... این چیزارم باید تحمل کنه

نه من اتفاقا دوس داشتم همه بیاد حوصلم باز شه همه هم اومدن ،بهشونم گفتم هرکی اومده عیادتم جشن ولیمه دعوتش میکنم
ولی شما رو اگه مثل من میخاین ولیمه بگیرید هرکی زنگید بگید عیادت نیاین جشن دعوت میکنم اونوقت تشریف بیارید

😐😡من خواهر شوهرمان اینجورین برای خود لوسی و خود شیرینی میان از الان ب فکرشم چجوری نزارم بیان
بخدا درست نیست تا چهلم کسی بیاد هم مادر خستش هم بچه مریض میشه خدای نکرده

وای منم.میگم حداقل تا ۲ هفته کسی نیاد.
به مامانم میگم هرکی زنگ زد بگو میزون نیستن بعدا بیاید البته اگر روش بشه بگه

من خواهرشوهرم نه ده سالشه بهش سپردم نزاره هیشکی دست ب بچه بزنه 😂چن‌ماهه امادس هردفه میگم مراقبم جرعت دارن دست بزنن

اگر اومدن شما برو تو اتاق دراز بکش با بچه.خودشون میفهمن ک نباید میومدن زود میرن😂

وای منممممم😭من خانواده شوهرم ۲۰ نفرن
دهنم سرویسه😭

منم خوشم نمیاد اما چیکار باید کرد چاره ایی ندارم جز تحمل اخه درست نیس که بگم نیاین دیدن من و بچم

یه ساعتی رو مشخص کنید اونایی که می‌خوان بیان ببینن شما و بچه رو، همون ساعت بیان. بعضی ها هم بهشون برمیخوره، میگن ما هم زاییدیم از این اداها نداشتیم😅 حالا بیان ، فقط هی دست به بچه نزنن بخوان بوسش کنن.
من دوسندارم هر کی اومد بچه‌ام رو ببوسه. من راهم با فامیل ها یه نیم ساعتی دوره، شاید حوصلشون نذاره هی بخوان بیان. دو سه روز خونه مامانم میمونم که به بیمارستان نزدیکه، بعدم میرم خونه خودم به امید خدا. اینجا محیط کوچکیه، احتمال اینکه همسایه ها هم بیان دیدنی فراوانه.

برو بمون خونه مادرت
و الکی بگو بچه زردی داره دکتر گفته بمونه تو دستگاه زیر نور
بپیچون یه جور
یا کارت دعوت بده برای مثلا چهل روز بعد برای دیدار بچه

وای تو از الان بگو بهشون برا من تو این ۱۰ روز خانواده شوهرم میومدن هرروز خونمون هی بچه رو بغل میکردن بوس میکردن من میخواستم استراحت کنم قهر میکردن چرا مبخوای بخوابی ما اومدیم خونتون یعنی این ده روز اعصابم خیلی خورد بود تو اشتباه منو نکن

به همسراتون بگین کسی رو قبول نکنه

شل کن تا دو سه روز اول خودت انقدر داغونی که اومدن و رفتن شون رو به هیچ جات نگیر

وای من مامانم راهش دور بیاد میخاد خواهر برادرم بیاره خونمون م کوچیک فک کنم روانی بشم

اگر بیان فقط برای جادو جنبل میان 🤭😂

وای منم دلم نمیخاد هیچکس دورم باشع

اره منم دوس دارم از زایمانم لذت ببرم اما فکر اینکه خانواده شوهرم قداره بیان و همش دور و برم باشن همش رو اعصابمه . دوس داشتم خودم و نی نی و شوهرم باشیم و مامانم

والا کسی حوصله کسی و نداره فک نکنم کسی بیاد

من از الان خط و نشونامو کشیدم😑

من خیلی فکر کردم راهی نبود براش😭

سوال های مرتبط