سوال های مرتبط

مامان حسنا و حامی مامان حسنا و حامی روزهای ابتدایی تولد
پارت ۶
زایمان طبیعی (بچه دوم )منم ناخودآگاه افتادم روی دور زور زدن می گفتن زور نزن پاهاتو ببند بریم اتاق زایمان منو به سختی بلند کردن بردن روی تخت چون
گفتن هرموقع گفتیم زور بزن من زور میزدم نفس کم می آوردم می گفتن نفس بکش نفس بگیر زور نزن ولی دست خودم نبود منکه اصلا سرو صدایی نداشتم نه ناله ایی نه جیغی با تمام توان جیغ میزدم و زور اثر اپیدورال رفته بود و سرم فشار همچنان توی دستم بود بهم میگفتن چرا جیغ میزنی توکه بی حسی ولی بی حس نبودم و وحشتناک درد داشتم میگفتن زور بزن زور میزدم میگفتن بسه نمی خوایم پاره بشی زور نزن ولی اون لحظه اینقدر تحت فشار بودم زور میزدم که فقط بچه بیاد تموم شه اصلا پارگی اینا مهم نبود خلاصه زور زدم و بچه اومد معاینه کردن گفتن پارگی از پایین نداری از بالا یکم پاره شدی (فکر کنین به سمت مجاری ادراری و کلیتوریس🥲)
ماما تختم گفت بخیه نمی خوری ببین چقدر زایمان فوق العاده ایی داشتی من بعد اون همه فشار میگفتم چرا بخیه نمیکنین می گفت نمی خواد یکمه می گفتم بخیه بزن همون یکم و زود جمع شه می گفت نیازی نیست خلاصه ماما مهربون وارد شد و گفت من خودم کاراشو می کنم شما برین از بالا برام بخیه زد یه دونه بدون آمپول بی حسی چون همچنان فکر می کردن تأثیر اپیدورالم هست با اینکه رفته بود درد داشت ولی نسبت به دردایی که چندلحظه قبل تحمل کرده بودم خیلی قابل تحمل بود بچه رو گذاشتن روی سینه ام صدای اذان مغرب بلند شد و
مامان آرتین وآریا💫 مامان آرتین وآریا💫 ۳ ماهگی
مامان علیـ❥ مامان علیـ❥ ۹ ماهگی
مامان panah🧿❤ مامان panah🧿❤ ۳ ماهگی
پارت 3زایمان طبیعی
ولی از شانس من بدنم واکنشی ب دارو نشون نمیداد و بی دردی کلا 30دقیقه منو بی درد کرد بعد اون دردام با شدت بیشتر شروع شد داشتم میمردم دردش اصلا قابل توضیح نیس البته نترسین چون بدن من واکنش عکس میداد اینقدر اذیت شدم ساعت 8 تقریبا شدم 9سانت گفتن هر موقع دردات گرفت زور بزن من همین کارا کردم ولی سرش گیر کرده بود میگفت یع لایه هست نمیزارع بیاد زور بزن تا رد شه سر بچه من زور زدم ولی یهو بین دردا اکسیژن بدنم کم شد در حالت نیم هوش بودم هر چی میگفتن متوجه نمیشدم تا اکسیژن وصل کردن گفت زور بزن بچت دارع خفه میشع ولی من جونی نداشتم تو بدنم گفتم سزاریم کنین با رضایت خودم پرستارع خندید گفت تو فولی سر بچه تقریبا پیداست زور بزن مگ ن اکسیژن بچه افت میکنه خطرناکه دیک خلاصه زور زدم سرش رد شد نزذیک 9بردن اتاق زایمان گفت چند تا زور بزن بچه بیاد تقریبا 4تا زور زدم هر زور مساوی با مرگ بود خداروشکر بچم دنیا امد ساعت 9:۱٠ دقیقه و گذاشتن روی سینم بچم اینقدر منتظر دیدار بود ب محض اینکه گذاشتن دسشویی کرد🤦🏻‍♀️😅
مامان جوجه هام🐥🐣 مامان جوجه هام🐥🐣 ۲ ماهگی
#تجربه_زایمان_طبیعی۳
گفتن نه این هنوز ۵یا۶سانته خلاصه با ماساژو اینا منو آروم میکردن و دردم هی بیشتر و بیشتر می‌شد اما پیشرفت نداشتم رفتن سوند آوردن که درد داشت خدایی میسوخت بدنم و ادرارم رو تخلیه کردن که پیشرفت کنم شدم ۷یا۸ سانت بعدش که دردام خیلی شدید شد گفتم احساس زور و مدفوع دارم معاینه کردن گفت فول شدی هر وقت دردت اومد زور بزن اما من جون نداشتم همش میگفتن زورات به درد نمیخوره و من توان نداشتم هرچی زور میزدم بچه نمی اومد تا زور میزدم میگفتن نفس هم بکش اکسیژن به بچت برسه زور رو ول میکردم میگفتن زور بده که بچه بباد😭 هم نگران بچه بودم هم درد شدید داشتم هرچی زور میزدم انگار بی فایده بود انگار بچم گیر کرده بود میگفتم گیر کرده میگفتن تو فقط زور بزن و من هرچی میگفتن گوش میدادم و انجام میدادم با اینکه خیلی درد داشتم نگران بچم بودم بعد از ۲۰بار زور زدن شدید که نفسم بند می اومد بچه سرش مشخص شد و کشیدنش بیرون وقتی گذاشتن رو بدنم گریه نکرد دکترا ترسیدن گفتن بچه رو ببرید که یه دفعه گریه کرد و گفتن نمیخواد و این نگرانی هم بخاطر این بود که بچم یه دور بند ناف دورگردنش بود و بخاطر همین هی می‌اومد و میرفت داخل لگن و من میگفتم گیر کرده بخاطر این بود و اونا ترسیده بودن خودشون بخاطر افت ضربان و قلب و اینا...
بعدش معاینه کرد گفت یه پارگی داره که نیاز به بخیه نیست و خونریزی نداره اون قسمت معاینه خیلی درد داشت وقتی چک می‌کرد درنهایت بخاطر اینکه بدون بخیه کارو دربیارن هم بود اذیت شدن‌های من اما درکل تجربه نسبتا خوبی بود اگه میتونستم ورزش کنم که عالی میشد قطعا اما دیگه قسمت بود و خداروشکر که بچم سالم بود🐣🥲
مامان سبحان🧿❤️ مامان سبحان🧿❤️ ۱ ماهگی
زایمان طبیعی پارت ۴
بعدش دیگه دردام بعد ۸ سانت شدید بود با معاینه و ورزش توی حمام اینا بالاخره من شدم ۹ سانت و بازم معاینه و اینا بالاخره ۱۰ سانت خیلی سخت شد تا ۱۰ بشم تعریف کردنش راحته💔 تا اینکه بعد اینکه دستش کرد داخلم و چرخوند تا ۱۰ فول شدم دکتر امد دوباره اون با اون ناخناش کاشت اش معاینه کرد گفت حالا زور بزن من همش زور میزدم میگفتن آفرین یکم دیگه ایتجوری زور بزن چونه ات بچسبون به سینه ات پاهات ببر بالا زور بزن هر وقت دردت آمد من همش زور میزدم میگفتن آفرین موهاشو داریم میببنیم ،
حالا من چون سوزش معده نداشتم فکر میکردم پسرم کچله تو اون درد و انقباض فکر میکردم پسرم مو داره 🫤😁
حالا هی زور اونا میفتن موهاشو دیدیم بعد گفت ادرار داره بیار سوند وصل کن انقدر که درد داشتم اصلا درد سوند نفهمیدم ، سوند وصل کرد دوباره برداشت من دوباره ادرار کردم گفت بازم ادرار داشته اصلا نگران نباشید مدفوع و ادرار کردید من هم مدفوع کردم هم ادرار با اینکه قبل اش سرویس رفته بودم و روده ام خالی شده بود