۲۸ پاسخ

این همه کار کرده حرف زده تو سکوت کردی بازم میگی که اشتباه ازتوبوده؟؟
قطفا جوابشو ندادی پررو شده
نزار بچت اینقدر بی ارزش بشه پیش اونا.
همونقدر که اون بچشو اینقدر با ارزش میکنه وطرف داره
توهم وقتی اب دهنش میریخت واونجوزی گفت باید جوابشو میدادی.
مگه دهن بچه کثیفه ؟
من بودم جوابشو میدادم
توهم‌گناه نکردی
پولاشو پس بده به خودش نگیر ازش

به نظرم دور این خواهرو خط بکش
خواهرای من مثل پروانه دور بچه من میگردن من جرات ندارم به بچه م اخم کنم
خواهرت مشکل داره بچتو ازشون دور کن

ببخشید اینطور میگم یا بیش از حد صبوری یا بیش از حد ساده یا بیش از حد وابسته به خانواده
هر کدومم باشی منطقی نیست این همه به بچه یک سال و نیمه چیز میگن بارم سکوت کنی، حالا اون ۷ سالش بود عاقله اینکه هیچی متوجه نمیشه!
من باشم بمیرمم دیگه کاری بااین خواهر ندارم، تاالانم خیلی صبوری کردی بچه اش بچمو بزنه من میدونم اون و اصلا نمیزارم سمتش بره
زیادی چیزی نگفتی طرف پررو شده زبون درازی میکنه.
خواهره درست ولی هرچی به حد و حرمت خودش

چه خواهر باشه چه مادر چه پدر
بچت عزت و احترام باید داشته باشه پیش بقیه
نزار از همین الان بچه تو سری خور بشه
بچت کار اشتباهی نکرده که تو پشتش نباشی
بعدشم این یسالشه
اونا که گودزیلان😒
من شوهرم به بچم یه چی بگه تا دوروز نگاش نمیکنم مادر خواهر که بماند

۶ ماه کلا بلا‌کش کن .همین چاره اصلیه

به نظر من دوری و دوستی از هرچیزی بهتره
من باشم دورش خط میکشم

به نظرم خواهرت واقعا ادم چرتیه توم برا خودت و بچت زرنگ باش کم ساکت باش بزار بچتم تو سری خور نکنن

گریه اش نمیومد سیاه شده بود ریسه میرفت بعد گفتم چیشد بچه خواهرم گفت هیچی‌ گفتم خاله کاریش کردی گفت ن رفت تو دیوار منم هیچی نگفتم بغلش کردم آوردم آشپزخونه غذاش دادم یهو خواهرم دراومد گفت چرا ب پسر من میگی کاریش کردی گفتم ن منظورم این بوده کاریش کرده یا ن خودش چیزیش شده گفت ن هنش از وقتی اومدی میگی کاریش کردی گفتم چرا بد برداشت میکنی سوال کردم ازش چه اتفاقی افتاده وگرنه من بچهای تورو اندازه بچه خودم دوست دارم هرکاریم میتونستم براشون کردم از قصد ک حرفی بهشون نمیزنم یهو گفت بگو چیکار کردی براشون پولشو بزنم ب حسابت😑😑خیلی از حرفش بدم اومد گفتم من نگفتم مالی گفتم عشق و علاقه بعد برداشت پول زد ب حساب من من بازم هیچی نگفتم گفتم بذار آروم باشه عصبیه
بعد دوباره شروع ب جروبحث کرد گفتم بابا من حرفی نزدم فقط گقتم کاریش کردی همین سوال کردم نرفتم ک بچتو بزنمش گفت تو غلط میکنی بچه منو بزنی دستتو میشکنم قلم پاتو خورد میکنم خیلی ناراحت شدم از رفتارش
واقعا یعنی من اشتباه کردم؟؟؟از عصر تاالان دلم‌گرفته حرف و رفتارای من اشتباه بوده؟؟واقعا اگ اشتباه بود من آدم مغروری نیستم میرم پیامش میدم و عذرخواهی میکنم

عزیزم خواهرمنم بچه اول که راه افتاده بودمیرفتم خونشون (من مامان وبابام راه دورن)بچه هاش بچم اذیت میکردن حتی یک دفعه جاری خواهرم اونجابودبه خواهرم گفت من جای خواهرت بودم دیگه پام اینجانمیزاشتم
منم اهمیت نمیدادم چون کس دیگه ای نداشتم باهاش رفت وامدکنم تااینکه سرزایمان دومم بچه خواهرم بااینکه ده سال بیشترداشت بچم کتک زدگفتم چرامیزنیش بچه گفت ناراحتی نیاخونه ما
منم دیگه سعی کردم کم برم مثلا سالی یک بارهم به زورمیرم این بچه سومی که اصلانمیبرم
من اون روزوضعیت مالی خوبی نداشتم برای همین حتی پدرومادرم هم حق به اونامیدادن حالادیگه یادگرفتم تنهازندگی کنم فامیل پول توجیب آدم
حالاحس می کنم برای شماهم تازه اولش تاخواهرت اون روش نشون بده
میخواستی بهش بگی خونه توکه نیومدم اینجاخونه بابابچت جمع کن
بعدیه سوال.واکنش باباومامانت چی بود؟

واااای چقد زورم داده بهت دوس دارم موهاتو بکشم چقد تو ساده ای و از حق خودتو و بچت دفاع نمیکنی اووووف

چقدر شما صبوری عزیزم
من بودم با گریه بچم رو برمی داشتم و سریع اونجا رو ترک میکردم دیگه هم باهاش رفت آمد نمی‌کردم
پولشو اگه فکرمیکنی بریزی دوباره می‌ریزه به کارتت،بزن ب کارت مادرت بگو بده بهش ،یا شوهرش و....
فقط نذار دستت بمونه
حتما حتما هم دلخوریت رو نشون بده به هیچ وجه دوباره ازطرف شما رابطه برقرار نشه

حقیقتا اونم پشیمون میشه از رفتارش وشده،یک بزرگر نبود ا‌ونجا ک بین شمارو بگیره؟

چققققدر خوبی شما
والا من هر بار با بچه خاهرم همدیگه رو پاره میکنیم مادرش دخالت نمیکنه
میگه حتما اذیت داره که خالش دعواش میکنه
اونم ۷سالشه ما خودمون دعوا میکنیم نیم ساعت بعد اشتی‌میکنیم چون پسرم رو اذیت میکنه واقعا

تو هم بگو بچه اتو جمع کن تا بچه منو تزنه /وقتی تو اینجوری مظلوم و تو سری خور باشی بچه اتم مثل تو میشن من بودم میریدم هیکلش من برای بچه ام وحشی ام

وای ببخشیدا ولی چقد خواهرت ادم گندیه پولشو برگردون بهش فعلا هم تا خودش ازت عذرخواهی نکرده باهاش حرف نزن

هعی کاش من یه خواهر داشتم مثه تو
عزیزم به نظرم کلا باهاش قطع رابطه کن وقتی خونه مادرته اصلا نرو کسی که احترام سرش نمیشه نباید باهاش ارتباط داشته باشی تا خودش به اشتباهش پی ببره
خواهرانه بهت گفتم

اون خواهر نیس یه روانیه که متاسفانه حس میکنم ازش می‌ترسی که تحت هر شرایطی داری خودتو مقصر میدونی و فک میکنی باید معذرت خواهی کنی

منم این مدت که جنگ بود با خواهرم سر بچه چالش داشتم اینقدر دلم از دستش گرفته که اصلا دیگه دلم نمی‌خواد ببینمش. رفتاراش خیلی بد بود

ای وای مطمئنی خواهرته
والا من جاریمم همچین رفتاری نمیکنه ، وقتی میریم خونه پدر شوهرم ، جاریمم اونجا زندگی میکنه من جرات ندارم به بچم بگم اذیت نکن ، همش میگه چکارش داری مگه چیکار میکنه بذار راحت باشه ، آب بریزه غذا بریزه اصلا هیچی نمیگه
خونه مامانمم که دیگه هیچچچ
پسرم پادشاهی میکنه
وقتی اونجام حلا بچم دسته خواهرم و دختر خواهرمه من کلا استراحتم
دستشویی که میکنن همشون قربون صدقش میرن و سریع میرن وسایل میارن نیبرن میشورنش

وااااای واقعا خواهرته؟ حس میکنم خیلی عصبیت.شما از طرز نوشتارت مشخصه آروم هستی به نظرم یه مدت طولانی بذارش کنار

این ک دیگ اسمش خاهر نیست عزیزم

واییی مگ‌ میشه؟؟؟مگ داریم همچین خاله ای؟؟؟
من جونم برا خواهرزادم میره
دائما هم دخترم با بچه خواهرم در حال دعوان ولی ن من ن خواهرم دخالتی تو دعواهاشون نداریم...
بعد خواهرزادم از دهان خودش خوراکی درمیاره میذاره دهان من بعد من با لذت تمام میخورم😂

فکر میکنم خواهرتون از یه جای دیگ پر بودن!!!

بنده ی خدا ، آخه کدوم قسمتش تقصیر توئه؟

عزیزم پولشو بزن به کارتش ، و دیگه هم کاریش نداشته باش
خیلی رو دادی بهش متاسفانه

من بودم موهاش میکشیدم

چرا نزدیش🤣

من اگه جای تو بودم ی مدت فاصله میگرفتم و رفت و آمد نمی کردم تا متوجه اشتباهش بشه و بیاد عذرخواهی کنه
اصلا رفتارت اشتباه نبوده

مادرت این وسط چیزی نگفت ینی؟😑😑😑

سوال های مرتبط

مامان پناه 🩷 مامان پناه 🩷 ۱ سالگی
#شیرخشک#پوشک#شیر
امروز رفتم خونه مامانم بعد دیشب بابام برای دخترم از این عروسک بیبی ها آورده بود بعد رفتم اونجا دیشب خونه یکی از اقوام بودیم خواهرم دخترم رو محل نمی‌کرد دخترم هعی اسمش رو شدا میزد اون محل نمی‌داد منم گفتم بیادت باشه باز بخای بیای با پناه بازی کنی منم نمیزارم ک محلش نمیدی خواهرم ۱۲ سالشه
بعد امروز نشسنه بودم هنوز ۵ دقیقه بود رسیده بودم مامانم گف برو عروسک رو برای بچه آبجیت‌ بیار بچم رو بغل کرد ک بره بیاره رفت آورد گفتم حقت بود نزارم بغلش کنی ک دیشب بچه رو محل نمیدادی گف ک آره بچت ک تخم دو زرده نیس مامانمم هیچی نگف
بعد اومدم آواز خون عروسک رو بزنم میبینم در آورده رو کردم ب مامانم گفتم کجاس گف نمیدونم گفتم میشه ندونی آخه ب خواهرم گفتم برد بیار گف اگ بیارم پناه خراب میکنه گفتم خب بابا برا بچه خریده برا تو ک نخریده گف چرا برا من خریده منم اعصابم خورد شد نیم متر عروسک رو پرت کردم اون ور گفتم پس بگیر برای خودت
یهو گفت سگ وامونده و چندتا فحش دیگ
دیدم مامانم هیچی نمییگ‌ رفتم حاضرشم برم خونه خودم مامانم گف چیه باز میخای قهر کنی گفتم ن اگ اینجا باشم یا با تو دعوا میکنم یا دندونای این دخترت رو خورد میکنم
یهو مامانم مثل این جن زده ها صداشو برد لالا فقط جیغ میزد‌هاااااا‌
جیییییییییغ ۳ دقیقه داشت جیغ میزد گفتم بچم می‌ترسه شوکه شده دیدم بس نمیکنه منم حاضر شدم اومدم خونه
میخواستم ک از خونشون بزنم بیرون گفتم دیگه جایی ک برات احترام و عزت نمیزارن پامو‌ نمیزارم
همش پشتیبانی این بچش رو میکنه حتی ب خاطرش با شوهرش دعوا میکنه
نظر شما چیه
مامان امیرعلی جانم♥️ مامان امیرعلی جانم♥️ ۲ سالگی
مامانا پسرمن تادوماه پیش هر موقع پوشکشو میخاستم عوض کنم دست میزد به بدنش، هرکاری کردم نتونستم این عادت رو ازسرش بندازم،الان یک‌ماهه دیگه بزور پوشکشو درمیاره کلا، مدام به بدنش دست میزنه، چندروز پیش اومدم خونه خواهرم قرار بود فقط یشب بمونم باخودم ده تا پوشک بردم، خواهرم به زور سه روز نگهم داشت،گفت نمی‌زارم بری، امروز پوشک بچم تموم شد گفتم امروز دیگه میرم خونه ، تو خونه پوشک داشتم، بعد بچم پوشکشو درآورد بدنشو دستمالی میکرد ،خواهرم گفت ولش کن بزار بچه راحت باشه گفتم آخه میترسم جیش کنه، چند دقیقه نشد دیدم بو میاد، نگو آقا پی پی کرده بود، خجالتی آب شدم، به خواهرم گفتم باید فرشتو بشورم، گفت اصلا حرفشو نزن فدای سر بچت خودم بعدن میشورم،بخدا از ابجیم شوهرش خجالت کشیدم، آخه بچه این چه کاریه شلوارشو خودش بلده درمیاره بعد به زور پوشکشو درمیاره که فقط به اون قسمت از بدنش دست بزنه، انگار خوشش میاد، من چجوری این عادت رو از سرش بندازم، والا خجالت میکشم، تازه میاد جلو تک تکمون تیشرتشو میزنه بالا به همون نشون میده، اگر راهکاری دارید بگید من چیکار کنم از یادش بره یا این عادتشو بزاره کنار