۸ پاسخ

سلام
وای دقیقا من میفهمم چی میگین . بعضیا ببخشیدا فقط بچه رو آوردن دیگ تربیت و اینارو سپردن دست روزگار😐⁦🤦🏻‍♀️⁩ بنظر من که خودمون زیادی حساس نیستیم در واقع اونا بچه هاشونو درست تربیت نمیکنن و متاسفانه هیچ کاریشم نمیشه کرد . و همیشه همچین آدمای پرو و بی فرهنگی از کوچیک تا بزرگ هستن تو جامعه ..

شماهم گوشش رو میپیچوندی میگفتی چرا بچه رو میزنی
بعد که مامانش میومد جلو میگفتی بچتو ادب کن جای تلفنی حرف زدن

واقعا چه بچه بی ادبی بود...
مطمئن باش همه این رفتارا و حرفارو تو خونه از مانان باباش دیده یاد گرفته

ولی منم مثل تو حساسم
یکی حتی چپ به دخترم‌نگاه کنه دلم‌میخواد کتکش بزنم😅

عزیزم ۱ ماه پیش ما مسافرت بودیم دختر من عاشق بچه هاست لب ساحل گفت بریم پیش نینی بشینیم ، من از مامان پسره خواستم کنارشون بشینیم خیلی مامان مودبی داشت ، خلاصه نشستیم از خوراکی های دخترم به اون بچه دادم ۲ سالش بود دخترم بازی میکرد کاری به بچه نداشت ولی بچه همش به بچم حمله میکرد ، خلاصه مامانش بهش چی میگفت ولی فایده نداشت دختر منم از مامان بچه خوشش اومده بود با مامانه سرگرم بود ، مامان بچه خوراکی اورد یه دونه دختر من پسره حمله کرد بگیره دختر من خیلی مودبانه داد به مامانش که یعنی نمیخوام هرچی مامانش توضیح میداد تو از خوراکی های نفس خوردی اصلا بچه هیچی نمیفهمید خلاصه بعضی وقتا مادر هم به بچه تذکر میده ولی فایده نداره ولی فحش به این زشتی بچه شنیده تکرار میکنه

اکه بردیش توپ همراهش ببر دوست داره بچه

چقدر بی ادبه واقعا بدم میاد از همچین مامانایی که میبیننن بچه هاشونوولی چیزی نمیگن بهش

من نمی‌دونم چجوری یه عده بچه هاشونو تربیت میکنن
حالا بری پیش مادرش میشینه ادای روشن فکرارو درمیاره و دم از ادب و تربیت میزنه

چیزی نگفتی بهش؟حتما تو خونه پدرو مادرش از این کلمات اسافاده میکنن

سوال های مرتبط

مامان ماهورا🦋🌈 مامان ماهورا🦋🌈 ۱ سالگی
شیر خشک شیر خشک شیر خشک شیر خشک شیر خشک
داغون ترینم فقط خداروصدهزار مرتبه شکز میکنم که خودم خونه دارم ورگنه با بچه نمیتونستم یک روز خونه مامانم بمونم از دست این بردار کوچیک بیشعورم یعنی بخدا چقدر امروز اشک ریختم اون ۱۰سالشه دیگه بچه این سن که مغز توی سرش هست بعنی همش داره سر به سر بچم میزاره بچم گریه میکنه منم خیر سرم داشتم خونه مامانم سفارش داشتم درست میکردم همسرم سرکار بود ورگنه میزاشتمش پیش اون فقط همین یک بار بود برده بودمش خونه مامانم برادرم گوشی مامانم دستش بود فیلم میدید بچم گریه میکرد گوشیمو بسونه من بهش گفتم بیا این گوشی منو بگیر همون فیلم تو گوشی من ببیین گوشی مامانو بده بچم گوشی کنو نمیخواسنه همش دادو بیداد میکنه نمیده همش سر به سر بچم میزاره بخدا منم دیکه اعصابی ندارم از دست بچه اونم اذیت این میکنه دیگه با گریه داد از خونشون ا‌مدم در گفتم نمیام تو این خونخ ایقدر اعصابم خورد بود چون مامان بابام هیچی به این پسرشون نمیکن
من بدبخت همش باید بچم گریه کنه از دست اون