۱۵ پاسخ

باورت میشه پاره شدم از خنده؟؟ببخشید😂

😂😂😂😂ببخشید تصورت کردم نمیدونم‌چراخندم‌گرف

وای منم خجالت کشیدم جات🙁😂

😂😂😂😂😂😂😂وای خدا خیرت بده کاش من اونجا بودم
من ازیناییم که یکی میخوره زمین نمیتونم نخندم
تصورشم خنده دار😂😂😂😂😂😂

عزیزم حتما خیلی دردت گرفته
ببخشید

ای واییی🫢😅😅😂😂😂خداروشکر بخیرگذشت

پوووووف 🤣🤣🤣🤣صدای ترکیدن خندم بود
یه مدت نرو پارک که چهرت یادشون بره 🤣🤣🤣🤣🤣

ببخشید که خندم گرفت😂😂😂😂😂😂
خوبین الان؟😂❤️

کل متنت با ی غداب وجدان خاصی یواشکی میخندیدم😁😆
هی با خودم میگفتم نخند دختر زززشته

عزیزدلم 🥲

😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂

😂😂😂خیلی بد بود

دقیقا مثل دخترم. بقیه بچه هارو دید رفتن بالا واسه سرسره بزرگه منم هی چشم چشم میکردم و دخترمو صدا میزدم که نره بالا بیفته یهو دیدم دخترم از سرسره بزرگه اومد پایین😂😂 بخدا من از اون سرسره میترسم

وااای خدایا😂ببخشید خندم گرفت بدجور
ولی میدونی چون پله هاشون کوچیکه واسه بچهاس خیلی بدجوره منم داشتم یبار میافتادم

وای عزیزم خدا رحم کرده باز مشکل جدی واست پیش نیومده بر عکس مانلی خیلی تنبله تو این چیزا میگه من سر میخورم شما منو بزارین بالای سرسره 🤣🤣یا سرسره رو برعکس میخواد بیاد بالا خلاصه که اسیریم

سوال های مرتبط

مامان آروکو 🌵 مامان آروکو 🌵 ۲ سالگی
سلام مامانای عزیز
دیشب یه تاپیک گذاشتم ک پسرم در مواردی ک خط قرمزه یا جدیده براش حتما از من اجازه میگیره، خیلیا پرسیدن چیکار کردی ک اینجوری شده؟
خواستم تو این پست تجربه‌ی خودمو باهاتون شِر کنم شاید ب درد کسی خورد.
اول از همه اینو بگم ک من هیچوقت نمی‌گم صددرصد رفتار من باعث گرفتن این بازخورد از پسرم شده، قطعا نوع رفتار و تربیت من موثر بوده اما ب خود بچه‌ها و شخصیتشون هم ربط داره و نمیخوام یه نسخه کلی برا همه بپیچم.
خب در قدم اول باید اینو بگم ک من خیلی روی قوانین حساسم و همیشه حتی از وقتی پسرم نوزاد بود قوانینی ک برام حائز اهمیت بودن و براش توضیح میدادم، و همچنان هم همین کارو میکنم یعنی کاملا با قوانین آشناست.
قدم دوم اینکه ثباتِ والد اصلی خیلی مهمه، خب یعنی چی؟ یعنی اینکه وقتی یک چیزی رو ممنوع میکنم، قطعا بچه برای رسیدن ب خواسته‌ش دست ب هر کاری میزنه، دلبری میکنه، داد میزنه، گریه میکنه، لجبازی میکنه، خودشو میکوبه زمین، والدش رو میزنه و ... و معنی ثبات اینجاست ک شما از حرفتون عقب‌نشینی نمیکنید و بخاطرش کوتاه نمیاید ولی نه با دعوا بلکه با همدلی. چطوری؟ اینطوری ک میدونم ناراحتی مامان میدونم چقد میخوای این کارو کنی ولی من نمیتونم اجازه‌شو بدم.
بقیه تو کامنت
مامان آروکو 🌵 مامان آروکو 🌵 ۲ سالگی
امروز قشنگ معنی دوتا بچه داشتن رو درک کردم
قرار بود فسقلکم رو طبق معمول هروز ببرم یه‌جا ک خوش بگذرونه☺️
من زن‌داییِ دوتا پسر کوچولواَم ک خیلی برام عزیزن🥺
یعنی خیلی بیشتر از همسرم ک داییشون میشه دوسشون دارم🙂🌱
امروز بزرگه ک ۳ سالشه گفت زن‌دایی منم با آروکو بیام؟ گفتم بیا جونِ‌دلم☺️ ولی اجازه‌شو از مامانت بگیر.
خلاصه مامانش اجازه داد و من دوتاشونو بردم پارک و شهربازی🎄🎋
تجربه‌ی سخت اما جالب😁
هر دو گیر داده بودن دست راستم و بگیرن😑
۱۰ بار پسرخواهرشوهرم گفت زن‌دایی بند کتونیمو سفت کن😂 پسر منم میدید میگفت مال منم سفت کن😐
بردمش دستشویی، پسر منم اصرار داشت پوشکمو درار عین داداش برم دستشویی ( میدونم الان یک سری کامنت میاد ک خب از پوشک بگیرش، ولی فعلا تو این تاپیک نمی‌خوام وارد اون بحث شم )
سخت بود ولی خوش گذشت🤠 مخصوصا ب پسرکان خیلی خوش گذشت😎
الانم اون گل‌پسرو رسوندم خونه و با پسر خودم تو ترافیکم، قندعسلمم خوابش برده رو صندلی😴
اصلا روزایی ک ب پسرم خوش میگذره قششششنگ فول شارژ میشم، شما هم؟🤓🌱
خدا حافظ همشون باشه مخصوصا تو این شرایط🥺
پ.ن: ایشونم بستنی‌ای تشریف دارن ک ۳نفری میل کردیم🍦

#پوشک
#پستونک
#شیرخشک
#نوزاد
#فرزندپروری
مامان دلبر کوچک من🩵 مامان دلبر کوچک من🩵 ۲ سالگی
زمانی که مغزم آروم میشه و میگم نمی‌ترسم اینقد حادثه بدتری اتفاق میفته که میگم غلط کردم نترسیدم.
امروز که زدن پسرم خواب بود، فوری بغلش کردم اومدم تو اتاق و پناه گرفتیم ( البته شدم پناه پسرم و دورش بالش چیدم و خودمم بغلش کردم به حالت سجده).
بعد پدرشوهرم صدام زد گفت بیا اومده بود تو راه پله. من از تخت اومدم پایین و پسرم بغلم تو راهرو خوردم زمین از حجم تکون و لرزش خونه یا استرسی که اون لحظه داشتم و صداهای بمبا. با هردو زانو افتادم و پسرمم پاش زمین گرفت. بدو بلند شدم پدرشوهرم پسرمو گرفت رفتیم پایین پسرمو بردم تو اتاقشون کنار رختخوابی کمد دیواری گوشه ترین قسمت داخلی خونه. خیلی بد بود. تا الان یکم خوب بودم الان دوباره ترس بجونم نشسته. از طرف دیگه فکر خواهرا و برادرم و پدر مادرم . شوهرم سرکار بود، تا دسترسی پیدا کردم بهشون مرگ رو دیدم. خدایا کمکون کن، خدایا بیشتر از این پشیمونمون نکن از بچه دار شدن و تشکیل خانواده. خدایا به بزرگیت قسم تموم شه این وضعیت.
پسرم، ترس، فرزند پروری