زمانی که مغزم آروم میشه و میگم نمی‌ترسم اینقد حادثه بدتری اتفاق میفته که میگم غلط کردم نترسیدم.
امروز که زدن پسرم خواب بود، فوری بغلش کردم اومدم تو اتاق و پناه گرفتیم ( البته شدم پناه پسرم و دورش بالش چیدم و خودمم بغلش کردم به حالت سجده).
بعد پدرشوهرم صدام زد گفت بیا اومده بود تو راه پله. من از تخت اومدم پایین و پسرم بغلم تو راهرو خوردم زمین از حجم تکون و لرزش خونه یا استرسی که اون لحظه داشتم و صداهای بمبا. با هردو زانو افتادم و پسرمم پاش زمین گرفت. بدو بلند شدم پدرشوهرم پسرمو گرفت رفتیم پایین پسرمو بردم تو اتاقشون کنار رختخوابی کمد دیواری گوشه ترین قسمت داخلی خونه. خیلی بد بود. تا الان یکم خوب بودم الان دوباره ترس بجونم نشسته. از طرف دیگه فکر خواهرا و برادرم و پدر مادرم . شوهرم سرکار بود، تا دسترسی پیدا کردم بهشون مرگ رو دیدم. خدایا کمکون کن، خدایا بیشتر از این پشیمونمون نکن از بچه دار شدن و تشکیل خانواده. خدایا به بزرگیت قسم تموم شه این وضعیت.
پسرم، ترس، فرزند پروری

۱۰ پاسخ

کدوم شهری عزیزم😢😢😢بمیرم 😩

یه چشم اشک یه چشم خون برای هم وطنام
چه گناهی داریم به درگاه خداوند که باید این روزا رو ببینیم
کاش حداقل دشمنمون دشمن با عدالتی بود کاری به زن بچه بیمارستان خونه های مسکونی نداشت 😭😭😭😭

بگردم براتون
با دیدن این تاپیک جز اشک ریختن کاری از دستم بر نمیاد
خدایا می‌دونم صدای من رو دوست نداری
اما به حق بنده های خوبت به فریادمون برس 😭😭

صبح دخترم گفت مامان بیابغلت کنم
نمیدونید چه حالی شدم
پدرمادرای بچه های میناب چی کشیدن بمیرم برادلهای مادراشون باهزارامیدبچتوراهی مدرسه کنی
فکرمیکردن اخرین بوسه باشه اخرین آغوش باشه اخرینها........خدایابه دادمون برس کم بدبختی کشیدیم الانم جنگ....😭😭😭

الهی بگردم برات دوست ندیده من، قلبم پیشته♥️
منم خسته ام دلم‌میخواد فقط تموم بشه، فقط تموم بشه

من دیشب مردم و زنده شدم
جوری انفجار بود ک سالن خونه روشن شد انقد زدم تو سر خودم و گریه کردم😭

خدا بهمون رحم کنه ب خیر تموم بشه فقط

الهییی🫂😭
همه هم همینیم من خیلی حالم بده کی میخوادددد تموم شه بسههه دیگه چرا خدا یه رحمی نمیکنه کجاس😓😭

اخییی عزیزم چ دردناک 😭😭خداروشکر سالم موندین❤❤

چقدر وحستناک عزیزم
چرا نمیایین شهرستان

سوال های مرتبط