۱۰ پاسخ

وای عزیزم مبارک باشه
کاش منم یه خواهر داشتم میشد جاریم 🥹🤣 خیلی خوبه نه؟

قدمش مبارک گلم 🥰

عه چه خوب باهم باردارشدین منو خواهرمم باهم باردارین برای من9خردادبه دنیا میادبرای اون 25تیر

مبارکه، یکی از حس های ناب واقعا تجربه شیرینیه وااای خودم خالم میفهمم چی میگی حالا وایسا کجاشو دیدی بزرگ بشه شیرینی زبونیش😍😍😍😍😍

مبارکه گلم
چشمت روشن
انشالله نی نی خودتم ب سلامتی بغل بگیری

مبارکه عزیزم

عزیزم مبارکه 🍓❤️
انشالله شما هم به سلامتی دخمل نازت رو بغل کنی 🌸💖
منتظرم بگی مادر شوهرت رو دیدی و چی شد😂

باسلامتی عزیزم. قدمش مبارک باشه. انشالا زایمان خودتون

مبارک باشه

وای چ جااالب
مبارکه راحت شد

سوال های مرتبط

مامان پرنسا مامان پرنسا روزهای ابتدایی تولد
توی تاپیک های قبل داستان قطع ارتباطمون رو با خانواده شوهرم توضیح دادم و گفتم که خواهرم جاریم‌ هست و کنار هم زندگی میکنیم دیروز خواهرم زایمان کرد و خانواده خودم و همسرم از رشت اومدن بعد قبل اینکه بریم بیمارستان شوهرم به من تاکید کرد اصلا حق نداری سمت خانوادم بری اونا لیاقت تو رو ندارن خلاصه منم قبول کردم توی ساعت ملاقات بیمارستان که مادرشوهرم بچه رو چسبیده بود که یه وقت ما بغل نکنیم خلاصه باز ما هیچی نگفتیم و به روی خودمون نیاوردیم امروزم که خواهرم مرخص شد اوردیمش خونه مادر شوهرم و جاریم بچه رو میگیرن دیگه دست کسی نمیدن منو و شوهرم هم کلا توی واحد خودمون هستیم چون خانوادش خونه خواهرم هستن خانواده من میاد خونه ما فقط مامانم واسه کارای خواهرم و بچه میره اونور بعد دیگه واقعا من چون اولین باره خاله شدم یه حس و حال جدیده برام شوهرم می‌ره بچه رو میاره خونمون ولی پنج دقیقه نشده مادرشوهرم برادر شوهرمو میفرسته میگه مامانم گفته دلم واسه بچه تنگ شده منم اخر امروز بغضم گرفت شوهرمم هر لحظه احتمال فوران کردنش هست خواهرمم خودش کلافست از دست کارای اینا یا مثلاً مهمون میاد مهمونا سراغ مارو میگیرن ماهم باید واسه حفظ ظاهر بریم اونجا اصلا یه وضعیت بدیه جو خوبی نیست نمی‌دونم چیکار کنم



بارداری بارداری زایمان سونوگرافی سزارین طبیعی فرزند پروری انومالی سزارین
مامان گل پسرام 😍 مامان گل پسرام 😍 هفته سی‌وهفتم بارداری
دیروز سر بیمارستان شوهرم بحث کرد که هزینش زیاده بریم دولتی منم یاد حرفش افتادم که پارسال میخواست عمل کنه رفت بیمارستان پیامبران تعریف میکرد که چقدر خوبه و دوست داشتم اونجا بمونم فقط انقدررکه بیمارستان خوبیه منم اون موقع پریودیم عقب افتاده بود بهش گفتم فکر کنم باردارم خوشحال شدو اینا گفت اگه باردار باشی برا زایمان تو رو میبرم همون بیمارستان بیمارستان پیامبران بود حالا دکترم هم اونجا میره که چون دور بود قبول نکردم گفتم دوره یه بیمارستان دیگه هست نیمه خصوصیه ۶۰تومن هزینه عمل میشه که ۳۰تومن بیمه میده ۳۰باید از جیب بدیم شوهرم دیروز بحث کرد که من نمیخوام پول مفت بدم وقتی میتونم برم دولتی هم تامین بدم هم تکمیلی از کجا معلوم دکترت زیر میزی نمیگیره و فلان من پول اضافی ندارم بدم خلاصه که یاد اون حرفش افتادم که گفت میبرمت بهترین بیمارستان خود به خود اشکم اومد میگه چرا گریه میکنی و فلان منم نگفتم یاد اون حرفت افتادم بعد چند شب پیش هم به داداشش گفت میخوام ببرم دولتی داداشش گفت این کارو نکن ببر بیمارستان خوب اگه پول هم کم داشتی من بهت میدم در صورتی که خودمون هم میتونیم پول بیمارستان رو بدیم گفت باشه پس میبرم بیمارستان خوب با دوستش گفت نبر دولتی ببر بهترین بیمارستان اینم گفت باشه خلاصه دیروز گفت با خواهرم حرف زدم دوستش بیمارستان محب یاس که دولتیه علمی پزشکیه زایمان کرده راضی بوده بریم اونجا فهمیدم خواهرش پرش كرده واقعا دلم شکست که همون خواهرش یه روز بخواد عمل کنه پول نداشته باشه این چندتا برادر پول میذارن رو هم میبرن بهترین بیمارستان حالا منو میخواد ببره محب یاس برای سزارین