مادرت هم اگر مشکلی داشت سراغش نرو بگو حالم بد میشه😉😁
شاید مامانت بعد خدا مریض یا حوصله نداره ببین خواهر یا مادرشوهر خواهر شوهرم یا اکه امکان داره کله اون شب ی پرستار بگیر بیاد بالا سرت
عزیزم غصه نخور خدا بزرگه منم مامانم نمیتونه بیاد بچه کوچیک دارن سخت میشه هم برای اونا هم من شوهرم میگه خودم دوهفته سرکار نمیرم کنارت هستم ولی دلم میگیره آخه اون چجوری میتونه جمع کنه بلد نیست البته خالم گفته میاد بازم کسی جای مادر رو نمیگیره
غصه نخور
درکت میکنم منم سر بچه اولم مامانم نبود خالم اومد ایندفعه هم نمیاد میگه من کلا از بچه جمع کردن میترسم منکه تک دخترم چی بگم
منم مجبور میشم از بقیه منت بکشم خیلی سخته درکت میکنم ولی خدا هیچ وقت تنهات نمیزاره این روزا میگذره
درکت میکنم عزیزم ولی ناراحت نشو اشکال نداره شاید واقعا نتونه بیاد شاید نخاد تو اون شرایط که سختی میکشی ببیندت دلش بگیره
عزیزم غصه نخور توی همچین شرایطی انقد خدا بهت توان میده که احتیاجی به هیچکسی نداشته باشی وقتی نینی خوشکلتو بغل بگیری دیگه هیچکس برات مهم نیس..تاحالا گذشته ازاین به بعدم میگذره ..میدونم هرچی بگیم شاید دلتو اروم نکنه..ولی فراموش نکن توتنها نیسی خدای فرشته قشنگت هرلحظه باتوئه
چرا حالش بد میشه مریضه مامانت ؟
عزیزم من قم هستم مثل خواهر خودت
حاضرم باهات بیام بیمارستان اگه کمک خواستی بهم پیام بده
غصه نخور خدا بزرگه
منم خیلی جاها از بچگی تا الان حس مادر بودنو اونجوری ک بقیه دارن حس نکردم هیچ وقت مادرم مثل بقیه نبوده. چیکار کنیم دیگه با حسرت بزرگ شدیم ولی یاد گرفتم من این کارایی ک اون کردو با بچم نکنم براش کم نزارم 😔😔😔😔خدا کنه بتونم
من چند روز پیش عمل سرکلاژ داشتم بیمارستان شب نگه داشتنم
نیامد
تنها...
تشنه میشدم دو ساعت منتظر میموندم پرستاری، خدمه ای ، مامایی کسی بیاد یه لیوان اب بده دستم
بعد عمل اولش که گفت راه برو کسی نبود دستم رو بگیره
هعی خواهر همینه دیگه
مامان من بچه کوچیک داره داداشم ۲ سالشه
خودم بهش میگم نیا بچه اذیت میشه
عب نداره حتما مامان شماهم مشکلی داره
درک میکنمت شرایط ناراحت کننده ایع ولی بیخیال شو
اگه همسرت کمک حالته که چه بهتر اگر نیس پرستار خصوصی بگیر
هی خواهر مامان من سر اولی ک نیومد بیمارستان ک هیچ اینم من با کلی ذوق میخواستم برم انومالی 2شنبه کیک بگیرم برم خونشون ی جشن کوچیک بگیریم دیشب رفته شمال حتی خبرم نداده ک قرار بوده منم ببرن حتی نگفته تو میای یا ن امروز زنگ زده میگه ما نیستیم شمالیم منم دوشنبه برم انومالی بیام زنگ بزنم مثلا خبر بدم. خیلی بلاها سرمن اورده مادرم ولی خب چیکار کنیم مادره تهشم هررکار کنی مادره. داداشم وقتی زنده بود باهم قهر بودیم ازش ناراحت بودم ولی الان ک نیس میگم کاش بود ولی بدبود ب همین ک فک میکنم میگم ولش کن تا وقتی هست بزار هربلایی میخواد سرم بیاره وقتی نباشه همین بدشم نیس
درکت مبکنم پرستار بگیر منت جیبتو بکش
منم مامانم نمیتونه بیاد بیمارستان پیشم هم مشکل اعصاب داره هم قلبی خودم اصلا راضی نیستم بیاد گناه داره، خواهرم ندارم شاید کمکی بگیرم توهم خدات بزرگه عزیزم خیلیا تو شرایط شما هستن....
غصه نخور عزیزم
خواهر یا خواهر شوهر نداری؟
اونا بیان بهتره
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.