۳۳ پاسخ

وا خو اصلاااا هنوز بچت کوچیکه الکی بگو باشه ولی فعلا بزار چند وقت دیگه ولی جلو گیری کن با این اخلاق شوهرت که به حرفای تو و زندگیتون اهمیت نمیده

بگو آره منم موافقم بچه بیاریم ولی صبر کنیم این بچه از آب و گل در بیاد منم رحمم آماده بارداری بشه بعد
بگو دکترا میگن تا ۳ سال باید فاصله سنی باشه وگرنه احتمال بچه ناقص زیاد میشه ... الکی یه چیزی بگو

بگو بچه هم مثل خونه به پول مربوط میشه

ن بابا اخر قرصو میبینه یروز وقت بگیر شرایطو جور کن برو دکتر دستگا بزارررر راحت میشی

عزیزم توام حق تصمیم گیری داری اون تنهانمیتونه تصمیم بگیره شمام اطاعت کنی بهش بگو بدنم ب زمان نیاز داره نه ماه بارداری سختی داشتیم همه مون زایمان همینجور افسردگی پس اززایمان ک منوازپادر آورد... بگو من بدنم ب زمان نیاز داره هنو زخم های داخل بدنم خوب نشده ببین من شیر ب شیر اوردم دوتاپشت هم الان نابودم ازکارافتادم داغونم خداشاهده...
تمام سیستم بدنم ازجارافتادن تواشتباه منوتکرارنکن بهش بگو باشه ولی الان بهم وقت بده
ب زمان بیشتری نیاز دارم...
هیعییی خواهرمرد چ میداند از دل یه مادر...

حساسش نکن بگو باشه ولی بچه بشه ۳ سالش بعد

واقعا با چه منطقی الان بچه دوم میخواد؟
حداقل پسرت ۳ سالش بشه از آب و گل دربیاد خودتم یه نفسی بکشی تا بعد راجبش تصمیم بگیرید خدروشکر سنتم کمه حالاها وقت داری برای بارداری دوم بچه ای که الان داری به مراقبت و توجه نیاز داره باید بدنت بکشه به مسئولیتات برسی دیگه آدم آهنی که نیستی با همین حرفا قانعش کن دیگههه شوهر منم گاهی میگه بچمون دوسالش شد یکی دیگه بیاریم ولی من همونشم زیربار نمیرم فعلااا😄

شروع کن قرص مصرف کن شبی یه دونه .... یه باشه الکی بگو برو چکاپ بیا بگو دکترم گفت کیست داری باید داروبخوری بعد باردار بشی....بعد ال دی ها رو شروع کن بخور تا مثل شوهر من کار خودشو نکرده

دستگاه آیودی اگه بزاری احتمال داره بفهمه چون چون نخش بیرون از دهانه ی رحمه شاید حس بشه

از من بتو نصیحت تحت هیچ شرایطی وقتی شرایط ندارین بچه دار نشو هرچیم شوهرت اصرارکرد قبول نکن اینا همینکه بچه رو آوردی میگن بشبن بچه بزرگ کن وظیفته دیگه نمیگه من ازت خواستم یکی داری کافیه

حساسش نکن بگو باشه ولی بچه بشه ۳ سالش بعد

عزیزم مگه میش قایمگی دستگاه بزاری اولم یه مدت نباید رابطغ داشت دوما می‌فهمه زندگیت ب فنا می‌ره خب قانعش کن بعده یکی دوسال

دروغ نگو بهش.قایمکی کاری نکن ... با حرف و صحبت قانعش کن چه میدونم اگه حرف شنوی داره با مامانش حرف بزن ولی هرگز پنهانی کاری نکنی که اگه بفهمه دیگه اعتماد نمیکنه بهت

دستگاه بزار اصلا متوجه نمیشه من گذاشتم هیچ مشکلی پیش نمیاد

منم دقیقا خونم مثل تو طبقه بالا پدر شوهرمه ی دونه اتاق داره ولی برا بچه هام تخت کمد نگرفتم بجاش کمد دیواری زدم تخت خودمم نگه داشتم ولی واقعا دوتا بچه سخته هم خودت اذیت میشی هم بچه ها من که آوردم تنشون سالم ولی دارم عصبی میشم نه از نظر جا و بی پولی از نظر بی توانی خودم خستگی شدنام

راست میگن حساسش نکن
بگو باشه
چندسال بگذره حالا از سرش میافته

دستگاه مگه میذارن ک بذاری
بعد چهار بچه میشه فکر کنم

بگو کجا بمونن بچه ها اخه😐

قرص بخور اصلا هم به حرفش اهمیت نده عجب ادم بی منطقی بگو مگه تو میخوای حامله بشی و زایمان کنی و شب بیدار بمونی😒 😒

آمپول ۳ماه توی مرکز بهداشت ها رایگان تزریق میکنن ی بار رفته بودم دیدم زنه اومد زد رفت

قایمکی قرص بخور

بگو الان بچه کوچیکه بزار بزرگتر بشه بعدها شاید قانع شد خونه گرفت بعد اگه خواستی بچه بیار

نه گول نخور اگ مقاومت کنی مجبوره کاری انجام بده اگ زود ب حرفش گوش کنی بیخیال میشه دیگ

چ عجله ایه بچتون هنوز ک یکسالش هم نشده

مگە بچە نداری

برو امپول بزن دستگاه بزار اون نمیفهمه

اشتباه نکن اصلا
یا مجبورش کن خونه بزرگتر بگیره
یا بگو قید بچه دوم بزن
بچتون حالا کوچیکه ظلم در حق اون بچه نکن

نه هیچوقت قایمکی دستگاه نزار آخرش میفهمه خدایی نکرده باعث مشکل توزندگیت میشه
اینکارو نکن فعلا سنت کمه پشیمون میشی

از این امپول های سه ماهه نمیتونی بزنی

دستگاه بزار چون اصلا شرایطت جور نیست برا بچه دار شدن

بگو وقتی بخوایی میشه خونه خرید حتی قسطی با وام و اینا .

پسرت که خیلی کوچیکه حالا

قایمکی قرص بخور نذار بفهمه

سوال های مرتبط

مامان آوینا🐣💕 مامان آوینا🐣💕 ۱ سالگی
وای بیاین خواب دیشبم رو براتون تعریف کنم‌یعنی ت خواب داشتم سکته میکردم

خواب دیدم ت اتاق عملم دارم سزارین میشم اصلا هم حبر نداشتم حاملم یهو درد داشتم بردنم اتاق عمل همونجام عمل کردن یعنی همون خط دوباره بردین وای ی پسر خشگل بود صدای گریش آوردنش چ موهای سیاه بزرگی داشت انگاری چیده بوده تمیز تمیز بود انکار مدل آلمانی چیده بود 🥲😭😭😂😂😂
بعد هیچی نداشت ن لباس ن‌پستونک ن شیشه من یعنی اصلا خبر نداشتم حامله ک براش بگیرم😂😂😂ب باباش گفتم برو براش پستونک بگیر گفت پول ندارم گفتم برو شیر بگیر گفت ندارم چرا آوردیش حالا چیکار کنیم منم گریه میکردم😂😂😂😂🤣
بعد اومدیم خونه شوهرم گقت اوینا بده من کنار خودم بخابونم اون رو تخت اوینا بخوابون گفتم ن برو واسه اوینا تخت جدا بگیر بعد من این میزارم اینجا🤣🤣😂😂
وای چ خوابی بود پشمام ولی خدایی پسرم‌خیلی خوشگل بود مخصوصا موهاش هنوز چهرش جلو چشممه😂😂🤣🤣
اسمش هم خالم گفت رادمان بزارین گفتم ننننن🤣😂🥲
نمیدونم چ تعبیری داره ولی خدا الان بهم نده ن شرایط روحی دارم ن مالی
مامان نیک مامان نیک ۱۱ ماهگی
از وقتی نیک به دنیا اومد موقع خواب شب که توی تخت کنار مادر میزاشتمش و‌ بقیه زمان هم توی هال بود و اسباب بازی هاش هم توی هال، بزرگتر که شد از ۶ماهگی (به توصیه پزشکان!) گذاشتمش توی تخت اتاق خودش، اما یه سری اسباب بازی هاش همچنان کنار هال بود و همونجا بازی میکرد، تاا امروز! 🙂
نیک چند روزه که ۴دست و پا میره سمت اتاق خودش و اونجا با وسایل سرگرم میشه، و بعد همه جای خونه رو میره 😂 پس من دیدم بهترین فرصته! امروز که خونه رو جارو زدم و‌تمیزکاری کردم همه وسایل و اسباب بازی های نیک رو بردم توی اتاقش تا روزها برای بازی توی اتاق خودش باشه، و بازیش که تموم‌شد توی خونه هم میچرخه!😅 اینکه چقدر موفق میشم رو‌ هنوز نمیدونم!🙄
شاید بگید چراا؟! نظرها متفاوته😊 من ترجیحم اینه که دیگه اسباب بازی گوشهکنار خونه نباشه، اگه شما دوست دارید بچه تون اسباب بازی هاش‌ وسط خونه باشه و راحت ترین که اونجا بازی کنه اصلا اشتباه نیست، نظر شخصیتونه☺️❤️ و قطعا با توجه به شرایط خونه و زندگیتون بهترین تصمیم رو میگیرد❤️
شما بچه هاتون کجا بازی میکنن؟ اتاق؟هال؟آشپزخونه؟!!
مامان دردونه مامان دردونه ۲ سالگی
من جای خواب پسرم رو جدا نمیکنم.
تو این یازده ماهی که من رسما مادر شدم (و شاید نه ماه قبلش) مهمترین تجربه ام که شاه کلید تجربه هام بوده اینه که به غریزه مادریم اعتماد کنم. اولین دلیلم برای این جدا نکردن هم اینه که واقعا ته دلم راضی نیستم به این کار.
من مدتهاست یه نوروساینتیست (عصب شناس) رو دنبال میکردم که خودشم سه تا بچه داشت و تمام توضیحاتی که در مورد روشهای بچه داری میگفت منطبق با سواد عصب شناسیش بود. خودشم تا سنین بالا با بچه هاش یه جا میخوابیده. اون میگه خوابیدن در کنار هم روی حس امینت و اعتماد خیلی اثرگذاره. همه پستانداران هم اینو میدونن بطور غریزی و اعمال میکنن. تنها موجودی که اصرار داره به جدا کردن جای خوابش انسانه‌. اخیرا یه روانشناس دیگه هم گفته تا ۷ سالگی ناخودآگاه بچه موقع خواب بیداره و تنها بودن یا نبودنشو حس میکنه و این روی عزت نفس و اعتمادبنفسش خیلی تاثیر داره.
۳. بچه ها مخصوصا تو سن کم نمیتونن حرف بزنن و اگه اتفاقی براشون بیفته، خواب بد ببینن، چیزی بشنون، نمیتونن توضیح بدن.
تو سنین ۳، ۴ سالگی هم تخیلشون داره شکل میگیره و حتی ممکنه دوست خیالی داشته باشن. ترس از تاریکی مال همین سنه و اگه من باشم دوست ندارم تنها باشم.
ما جای خوابمون رو به اتاق پسرم منتقل کردیم. اتاق خودمونم برای خلوت خودمونه. مطمئنم جدا کردن جای خوابشم سخت نیست، چون از اول تو اتاق خودش بوده و عادت کرده.
اگه جای بچم جدا باشه من خواب خوبی ندارم چون همش استرس دارم نکنه طوریش بشه در طول شب.
اگه حالتون با هم دیگه خوبه نگران این نباشید که شبیه دیگران نیستید