۹ پاسخ

الان حالت چطوره بهتری
میگذره این روزام گلم
انشاالله فقط خدا صبر و توان بده به ما مامان ها

وقتی خیلی اذیت میکنه و حس میکنم کلافس میزارمش تو کالسکه یا ماشینش میبرمش بیرون یکم اروم میشه بیرونو نکاه میکنه بچه هارو با دقت نگاه میکنه 😑از اخر هم هم بچه باید بغل کنم هم کالسکه خالی هول بدم تا خونه😂

منم حالم بد میشه از بهم ریختگی خونه ولی خب کاری نمیشه کرد دخترم خیلی چیزها شکسته مجسمه جای حبوبات ادویه حتی زیر یخچال هم دست میکنه انتن خونه رو کنده و روزی هزاران هزارررر باررررر پرده هارو میکشه یا تف میزنه دست کثیف میماله درکشو هارو بازمیکنه تمام وسایل رو میریزه بیرون نمیدونم چرا عاشق سوتینه همیشه از کشو لباس زیرام یه سوتین دست میگیره میاد تو سالن😂فعلا با جمله الان سن کنجکاویشه و سلامت روان بچه خیلی مهمه خودمو گول زدم و چون شیر نمیدم قزص لیکوپن میخورم لاقل شبا مثل دیونه ها برا خونه زندگی گریه نکنم😬اخرشب که میخابه دباره خونرو تمیزمیکنم و صبح دباره به خرابه تبدیل میشه

منم دخترم و خوابوندم نشستم تا بیدار شه کارام و بکنم
عزیزم درخاستم و قبول میکنی؟!😁

خیلی کار خوبی کردی والا منم مادر همسرم اومده قم چن روز بمونه و در حالت آماده باش هستم ناهارم خورشت هویج گذاشتم 🥕

بهتررررین کارو کردی
منم تا همین چند دقیقه پیش در تلاش خوابوندن زهرا بودم دیدم نمیخوابه بیخیال رهاش کردم وسط خونه😂

پسر منم خونه رو بهم ریخته الانم خوابه منم میخوام بخوابم...عصری جم میکنم🫠

منم همینم ولی خب متاسفانه خودمون اذیتیم اینام بچگی نمیکنن

منم واسه پسرم تشک پهن کردم وسط حال
برا خودش غلت میزنه عشق میکنه
فقط هر ده دقیقه یکبار باید برم زیر میز تلویزیون بیارمش بیرون
نمیدونم چ عشقی‌ داره به اون لوکیشن خونه😅🤣🦦

سوال های مرتبط

مامان امیرعلی مامان امیرعلی ۱ سالگی
واااای ک چقدر سختههه😫😫😫
دیشب گفتم بچم بیقرار بوده و تب دندون داشته. از ساعت ۲شب یهو تب شدید آورد هر نیم ساعت بیدار میشد و کلی گریه میکرد. تب پسرم اندازه گرفتم شوهرم خوند گفت ۳۷ونیم گفتم خب خوبه دیگه ولی برا اینکه هول نکنم دروغ گفته بود ۳۹ درجه بوده. دیگه دیدم با دارو و قطره کم نمیشه تبش براش شیاف گذاشتم تا ۶ صبح با من بود بعد دیگه بیهوش شدم از خستگی بچه رو سپردم به شوهرم ولی صداش تو گوشم مونده بود. صبح بردمش بیمارستان گفتن ویروسه
از بیمارستان رفتم خونه پدرشوهرم ک با برادرشوهرم سرگرم بشه کلی بهونه گرفته. بعد اومدیم خونه یه ساعت خوابیده بااااز گریهههه رفتم خونه بابام. اونجا دوباره گریههههه برگشتم خونه گریههههه داروهام هیچ اثری ندارن انگار. باز رفتم خونه پدرشوهرم ک با برادرشوهر ۵ساله ام سرگرم بشه. اومدیم خونه باز گریههههه نیم ساعت خوابید که بدو بدو شام گرم کردم خوردم. باز الان گریهههههه دادمش دست شوهرم داره راهش میبره.
دیگه نمی‌دونم چیکار کنم بچم آب شد😭😭😭