منم همینم خواهر تنها نیستی
دلوین ۳ماهش بود ماخونمونو عوض کردیم مامانم اینا صبح تا غروب سرکارن نمیشه هرروز برم پیاده بیست دیقه راهه تا خونشون تا همین دو سه هفته پیش همش تک وتنها بودم همش عصبی بودم دلوینم نمیذاشت از جام تکون بخورم ولی الان دیگ با همسایه بالایی اشنا شدم چند هفتس دو سال از خودم بزرگتره فعلا ک خیلی راحتیم باهم ادم تنها توخونه دیوونه میشه شوهرم ۱۰ میره سرکار ۱۰ شب میاد
منم ی شهری هستم هیچ کسی رو ندارم تنهام همسر منم 6 صبح میره 7 شب میاد
هوا هم انقد گرمه چون جنوبه ک دیگ نمیشه رفت بیرون
اونم خونه باشه شاید تو هفته ی شب برای خریدی چیزی برم باهاش
منم خیلی اوقات احساس تنهایی میکنم با خانواده م 20 ساعتی فاصله دارم
همیشه میگم کاش الان نزدیک بودم بچه مو میذاشتم پیش مامانم ی استراحتی ی بیرونی یا میرفتم خونشون
دیگه کاری هم نمیشه کرد اگر خیلی فکر کنیم افسردگی هم میگیریم و از این دوران هم لذت نمیبریم
منم همین طورم شرایطمون خیلی به هم شبیهه فعلا باید کنار بیایم تا این وروجکا بزرگ بشن
ولی واقعا سخته فشار زیادی روی آدم هست
منم تا یه ماه پیش با مادرشوهر تویه ساختمون بودیم . مامانم اینا دورن نمیشه هر روز هر روز رفت
اینجام به قول شما نه پارکی نه دوستی هیچی
مادرشوهرم هر روز صبح ساعت ۱۰-۱۱ صبحونه خورده نخورده میرفتن بیرونعصر با شوهرم برمیگشتن
قشنگ تنها و بی حوصله میشدم توخونه
الان الحمد الله خونه خریدیم
یه همسایه دارم ماااه
چایی دم میکنه میگه بیا بشینیم بخوریم
پشت بوم پتو میندازه میکه بیا تنها نباش
من اگه اینقدر بچم نا اروم نبود و اذیت نمیکرد خوب بلدم خودمو سر گرم کنم ولی الان دلیل افسردگیمدبچمه که بخاطرش دیگه هیچ کاری نمی تونم کنم کل روزم غقط شده بچه گرفتن و کار خونه
خودت خودتو شاد کن
موزیک شاد بزار قر بده
یا با موبایلت فیلمای کمدی
دینامیت
هتل
فسیل
تگزاس اینا دانلود کن کلی روحیت عوض میشه
تلویزیون روشن کن بزن ایفیلم از صبح تا شب
خودمو عادت دادم به تی وی
تنها نیستی همه همین هستیم
من قبل بارداری ده سال شاغل بودم ببین دیگه الان چه قدر سختمه
اگه مادر شوهرتینا اذیتت نمیکنن برو پیششون.
یا دوستی داری بری پیشش
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.