۹ پاسخ

من چند شب. بردم بیرون تو ماشبن خوابید یاد گرفت خودش بخوابه بدون می می ولی هنوز تو خواب گریه میکنه بهش میدم تلخکو گذاشتم برای 14 اردیبهشت بزن دیگه شبشم قطع شه

باید پروسه ترکشو زودتر شروع میکردی گلم من شیر خودمو میدادم اوایل روزا رو کم کردم ک عادت کنه خواب ظهرشو بدون سینم بخوره بعد شبا غذای سنگین خوب میدادم بش یا چهارتا پیمونه شیرخشک الان سینه خودمو نمیخوره گرفتم اما شبا ی کم شیرخشک بهش میدادم اینم چن شبه ولش کرده باید یواش یواش شروع کنی ک عادت کنه ب نبود شیر

سلام گلم من بدبختم همین وضع و داشتم
اول کمش کن من دو هفته ای شد روزا اصلا کم کردم ندادم فقط وقت خوال ظهرش میدادم و وقت خواب شبش
بعدیه عالمه خوراکی های مقوی بگیر مغزیجات مغز پسته بادوم هندی بادوم درختی مغز زردالو و..‌.
بستنی چیزای ک دوست داره بخر بزار یخچال بهونه گرفت بده بخوره ابم زیاد بهش بده دیگه سه شب اذیت کرد دیگه کلا ندادم بهش زهره گاو یکی برام اورد زدم سرش خورد گفت تلخه چندباری خورد گفت مامان تلخه میمی اخ شده فلان دیگه نخورد خواهر ولی هواشو داشته باش همش خوراکی و میوه بهش بده
بچه من تاب ریلکس داره شبا برا خاب میزارم توش میخابه بعدمیزارمش زمین اینجوری از شیر گرفته شد .
انشاالله خدا به تو و نی نیت کمک کنه❤️❤️

من تدریجی نتونستم بگیرم شدیدا وابسته بود یهو یی گرفتم و جواب داد
تلخک از عطاری گرفتم زدم از بوش یهو عشق زد گفتم گربه پی پی کرده خیلی گریه کرد ولی نشستم بدم الان ۱۰روزه گرفتمش

ولی از صب شرو کن تا شب یکم عادت کنه ن ک توخواب یهو جداش کنی

من دخترم زود جدا شد ولی پسرم خیلی دیر هنوز یماه میشه جداش کردم باز گاهی میاد میخاد ولی دخترم ۳ روزه جدا شد مونده به بچه

منم فک میکردم نمیشه ولی شد .فردای تولدش ب کل شیر ندادم تا بهونه گرفت شیر و خرما شیر و کیک شیر و بیسکوییت دادم یک هفته ام پشم از عروسکش چسبوندم سینه م دید گفتم هر موقع خوب شد میدم کم‌کم فراموش کرد

من ازصب شروع کردم اولین روز بردیمش شهربازی اش خریدیم پشمک‌ و تاشب بیرون نگهش داشتیم خسته شد خوابید روز دوم خونه خاهرم سرگرم شد فردا خاهرم مامانم مهمون دعوت کردم ت شلوغی سرگرم شد بعد روز چهارم پنچم باز بردیمش در در بیرون باباش بردش این ور اون ور شبا گریه کرد زود شوهرم بردش از من دور و با صدتا مکافات تا ۱۵ روز جداش کردم بلاخره

من قبل اینکه بگیرم وعده هارو کم کردم با بازی و خوراکی سرگرمش کردم
سری اخرم تلخک زدم گفتم خراب شده و دیگه شیر تموم شده خوابشم با شیر بود دو روزه عادت کرد وسعی کردم موقع خواب با همسرم بخوابه تا ممه یادش بره

سوال های مرتبط

مامان موش موشی🐭🫀 مامان موش موشی🐭🫀 ۲ سالگی
مامان دلسا مامان دلسا ۲ سالگی
سلام مامانای عزیز همگی خوبین؟ من که خیلی خستمه و خوابم میاد دوشبه نخوابیدم. روز دوم از شیر گرفتن دلسایه (شیر خودمو میخوره) خیلی سخته
دوهفته س از لحاظ روحی کلی باهاش حرف ک دیگه ممه نباید بخوره، شیر روزشو کم کردمو تا رسیدم کامل قطع مونده بود شیر موقع خواب شبش و شیر شب ک ازهمه سختتره ، از روز جمعه تصمیم قاطع گرفتم ک شیر موقع خوابشم دیگه قطع کنم چون ی هفته مونده ب تولدشه گفتم تا تولدش دیگه شیر نخوادو راحت. دیشب ک پوستمو دراورد گریه و زاری و ممه ممه .... تا ۳ونیم بیداربود اونم باباش اومد با موتور چرخوندش تا خواب رفت فقط تا ۶ونیم خوابید پاشد شیر میخواست ندادمش تا ۹ گریه و بهونه ، ۹ خوابید تا ۱۱.
روزو ک کلا شیرشو قطع کردمو چندروزه بهونه نمیگیره الان ک وقت خوابش بود نخوابید شیر میخواست باباش از سرکاراومد ک بره با موتور بچرخونش خواب بره ی ساعته رفتن هنوز خوابش نبرده حتما، خوابم بره سه چهار ساعت بعد بخاطر شیر شب پامیشه و ....
خیلی سخته ای روزا و شبا تحمل گریه های بخاطر شیرشو ندارم دلم براش آتیشه ولی دیگه بیشتراز این شیرخوردن براش فایده ای نداره.
دعا کنین زودتر ب نخوردنش عادت کنه و خواب روزو شبش مثل قبل تنظیم بشه و خواب راحت داشته باشه😍🥰