خانوما من یجورایی تموم کارای آیهانو از وقتی ب دنیا اومد خودم انجام دادم
یعنی منظورم اینه ک بعضیا مثلا میرن خونه مامانشون دیگه بچه رو میسپارن ب مامانشون یا مادرشوهرشون من اینجوری نبودم
خوابوندنش شیر دادنش حمام بردنش همه رو از اول خودم انجام دادم
هیچوقت پیش مامانم یا مادرشوهرم نزاشتمش برم دنبال کارم
فقط دوسه بار اونم چون مجبور بودم درحد یکساعت برای دکتر و اینا
الان همه بهم میگن اشتباه میکنی باید بچه رو بزاری تا یاد بگیره و ب خودتم انقد فشار نیاد همه چی رو دوشت نباشه
البته ناگفته نمونه الان اگه پسرمو بزارم اینجوری نیست ک اصلا پیششون نمونه سرگرم میشه تا برگردم ولی خودم دوس ندارم
اخه با مادرشوهرم توی ی ساختمون زندگی میکنیم طبقه بالا هستن
من دوس ندارم بچم عادت کنه همش بخواد بره از پیشم و چند تربیتی بشه کلا طرز فکرم اینه ک بچه یا پیش باباش یا مامانش
الان حرفامم طولانی شد
ولی ازتون میخوام تجربیاتتونو‌بگین کسایی ک با مادرشوهر زندگی‌ میکنید کسایی ک بچتونو پیش کسی میزارین
کارم درسته یا غلط چیکار باید بکنم؟!

۹ پاسخ

منم از وقتی که دخترم به دنیا اومده تمام کاراش با خودم بوده الان به قدری وابسته که میگم شاید اشتباه کردم
یه چند باری به قول شما پیش مامانم گذاشتم اونم برای دکتر رفتن ولی تا حد یک ساعت
ولی خب همون یک ساعتم فکرم پیشش،ولی بعضی اوقات واقعا به شدت خسته میشم و فقط میتونم پیش مامانم بزارم ،مادرشوهرم فوت شده

ماهم با مادر شوهرم توی یه ساختمونیم و منم تقریبا از شب زایمان همه کارا رو خودم کردم اما گاهی درحد یکساعت در روز میذارم پیششون باشه و نکات امنیتی و تربیتی مد نظرمو بدون رو دروایستی بهشون میگم

منم شرایط تورو دارم
اصلا دوست ندارم بچمو بخاطر کاری بسپرم دست مادرشوهرم یا بزارم جا حتی مامان خودمم با اینکه شهر دیگن وقتی برم اونجا اصلا کارای پسرمو نمیسپرم
دوس ندارم بچم بدعادت شه و چند تربیتی شه

منم با مادرشوهر زندگی میکردم اصلا دوست نداشتم بچمو بزارم پییشش برم بیرون هرجا میرفتم با خودم می‌بردم
حتی مادرشوهر هم میومد پایین بچمو ببره بالا راضی نمی‌شدم

دقیقا مثل خودم
من کلا دخترمو از بیمارستان ک مرخص کردن خودم بزرگ کردم با شوهرم همههه چیشوووو
و اینکه از وقتی بچه خاهر شوهرم شد 🙁تربیتش خیلی بد شد
منم اضلا دوس ندارم کسی دیگ نکهش داره ب جز باباش
الان یک ماهه درگیر دندونام هستن (میذارم پیش مادرشوهرم ینی میاد خونمون ک بالا هستیم موقع خابش همشو تنطیم کردم با دکترم)
مثلا دیر کردنی بچه خاهر شوهرم ک میاد😕 واویلا دیگ
خونههه مثل بمب میشع
حرکت های خیلی ناجور🙂‍↔️اصلا افتضاحححح

باید ببینی جسم و روحت با این شرایط اوکیه ؟ منم دست تنهام اما یه خواهر دارم که اگه نزدیکم بود قطعا پسرم رو بش گاهی میسپردم و جسم و روحم کمی استراحت میکرد

ما مادریم اگر بچمونو پیش بهترین ادمم بزاریم باز دلمون قرار نداره.چندوقت پیش شوهرم میگفت تو حتی میترسی من تنهایی بچه رو بیرون ببرم.و درستم میگفت من حتی میترسم بچه رو به باباش بسپارم چ برسه بقیه

منم الان ۲ساله همینه روال زندگیم ، اگه بخوام دست کسی بدم اونم شوهرم ۲ساعت ، دیگ به کسی نمیسپارم چون حس میکنم کارها و حرفهای بقیه روش تاثیر میزاره و دوست ندارم اون چیزهارو ازش ببینم

عزیزم من شاغلم بچمو میزارم پیش مامانم بعضی وقتام با دوستام دورهمی میرم یا جایی میرم، باید یه تایمی هم بخودت اختصاص بدی من با روانشناس در ارتباطم میگف بچه فقط به حضور فیزیکی مادر نیاز نداره به مادر شاد و اجتماعی نیاز داره اینکه مادر با اختصاص دادن یه تایم بخودش ریکاوری میشه تو‌روحیه بچه هم تاثیر داره

سوال های مرتبط

مامان فندق مامان فندق ۲ سالگی
همه از خانواده شوهر مینالن من از خانواده خودم کلا اعتقادی به این ندارن ک سبک‌ زندگی بچه با بزرگسال فرق داره مثلا خواهرام خودشون شب تا صب بیدلرن صب تا عصر خوابن بعد من ساعت ۱۲ پسرمو‌ب زور میارم بخابونم گریه میکنه ک بره بیرون از اتاق همه میپرن ب من ک ولش کن ولش کن خوابش نمیاد😐😐امشب دومین شبیه ک پسرم با گریه خوابید البته امشب بعد گریش بازی کردم شعر خوندیم با حال خوب خوابید ولی بازم ناراحتم یا مثلا ساعت ۸ونیم مامانم زنگ زده ب خواهرم ک برا آرن بستنی بخر خواهرم ۱۲ شب اومده بستنی اورده نشونشم‌میده من نزاشتم بخپره همه پریدن ب من ک بی وجدانی نزاشتی بخوره😐😐فخش میدن بهش میگن بزن فلانی رو یا میگن باهات قهریم یا میدونن الان تو این دوره حساسه رو‌خوراکیاش هی میان دست میرنن ک این جیغ بزنه بگه نه یا گوشی میدن بهش کلا رفتارای رو مخی باهاش دارن ک کلا تو‌خونه خودمون ممنوعه با اینکه میدونن من مخالفم اصلا براشون مهم نیست انجام میدن فک کنین ب بچه اینقدی امروز خواهرم گیر داده بود ادامس بده هر چی گفتم یواشکی بخور اخرش پسرمو‌صدا زد نشونش داد اشکشو‌در اورد یا میگم نوشابع نده ب زپر میده میگه یه ذره بود گاهی میگم کاش بجع نمیاوردم وقتی اینقد اطرافیانم بیشعورن بعدم‌میگم تحمل کن چن ماهی یبار میبینیشون بخدا ب خاطر همین کاراشون ۳ ماه نیومدم مامانمو‌ ندیدم ولی اخرش چی
حالا به نظرتون مثلا ۳ ماهی دو هفته پیششون باشه خیلی رو پسرم تاثیر میزارن؟
مامان نَــــواز🐥💞 مامان نَــــواز🐥💞 ۲ سالگی
سلام مامانا من واقعا استرس میگیرم میام گهواره تا نگاه میکنی همه مامانا یا بچه هاشونو از شیر و پوسک گرفتن یا در شرفشن بعضیاشون میگن بچه ما مث بلبل صحبت میکنه و..... من چی بگم ک هیچکدوم ازینکارارو ک نکردم هیچ بچم جویدنم بلد نیس بشدت بدغذا ینی یا باید براش میکس کنم یا نمیتونه بخوره و نمیخوره از قصد غذاهای خشک و درشت و لقمه ای ک کلا هیچی یا باید میوه رو پوره کنم یا نمیتونه بخوره جدیدا هم میبینی چیزی رو میزاره دهنش کامل میجوعه و ریزش میکنه اخر سر همشو تف میکنه چون یا بلد نیس یا میترسه قورت بده از طرفیم همون سه وعده غذای میکسیم ک میدم با بدبختی و گریه زاری دخترم شاید ۲ ساعت تمام طول بکشه ک با کلی اب هر لقمشو قورت بده بخدا دیگه خسته شدم هرجا میرم بتید گوشکوب برقیمو ببرم مدام باید دغدغه ی اینکه الان نواز چی بخوره داشته باشم در صورتی ک بچه های همسنش اصلا اینطور نیستن همه چی از سفره میخورن دستشون چیزی میدن میخورن بخدا دیگه بعضی وقتا بحدی اذیتم میکنه و مقاومت و گریه میکنه برا غذا خوردن ک دیگه گریه میکنم نفرینش میکنم بعد پشیمون میشم خیلی سختمه خیلی خستم اصلا نمیدونم باید از کجا شروع کنم غذا خوردنو یاد بگیره تا حالا یکی دوبار امتحان کردم براش بلایی ب روزم اورده ک بعد دوساعت مجبور شدم براش میکسش کنم ک بخوره بخدا اصلا نمیدونم باید چیکار کنم خیلی ناراحتم و غصه میخورم با دیدن بچه های بقیه🥲😭