۸ پاسخ

عزیزم نگران نباش مه چی به خوبی میگذره .
ولی برات خوشحالم که به زودی زایمان مبکنی و ۲تا بچه ناز دنیا میاری .

اخی عزیزم منم نه ماهه خونه مامانمم و ادم قدر اون موقع که تموم کارهاشو میکرد و بیرون میرفت رو میدونه و چقدر دلتنگ میشه 🥺🥺

افرین دقیقا با اینکه کار خونه سخته اما منم دلم واسه تمیزکاری تنگ شده حس خوبی بهم میده ولی خب از انومالی یه ماه خونه پدرم بودم وقتیم رفتم خونه خودم کمکی گرفتم الانم دوباره یکماهه اومدم خونه پدرم تا زایمان ، تازه شوهرمم ازم دوره😭😭 تا کوچکترین کاری کنم کمر درد میگیرم میگم نکنه عضلاتم ضعیف شده بعدا نتونم مثل قبل کارام بکنم

من ازموقع جنگ اومدم خونه مامانم

منم دقیقاً مثل شما این چند ماه همش خونه مادرم هستم از بیکاری و رو تخت بودن واقعا کلافم همش دلتنگ شوهرم و خانه ام هستم
هی میگم کی به سلامتی زایمان کنم بچه هام بیان سرگرم بشیم بریم خونه مون

منم جنگ شد اومدم خونه پدرم الان ۲ماهه خونه ام نرفتم الانم همسرم نمیزاره چون خونمون جای بدی هستش و تو جنگ هی موشک اینا زدن میگه تا الان بچه رو سالم تو شکمت نگه داشتی این ۳ هفته هم صبر کن ولی منم دیگه کلافه و خسته شدم

تنها نیستی

منم مثل توام
ولی من از اول ج ن گ اومدم اینجام

سوال های مرتبط