۱۱ پاسخ

اره دختر منم دو سالش بود دم گربه تو باغو گرفت خونگی هم بود چنگش زد. بردمش گفتن باید سه مرحله هاری بزنه هیچ ربطی به خونگی بودنش نداره ماهم زدیم. شما هم خوب کردی بردی هیچ وقت ریسک نکنین

اصلا یک درصد هم حتی نگران نباش

واکسن زدی افرین چیزی نمیشه

منم دخترم 2سال پیش 3سالش بود گفت مامان گربه دستمو گازگرفت ولی هیچ اثری نبود بردم واکسن زدم اینقدر گریه کردم استرس داشتم ولی همه میگفتن دکترم می‌گفت آمپول هاری بزنی بهتره تانزنی خدای نکرده هاری داشته باشه من زدم ولی مثل شما استرس بعدمن فقط گریه میکردم بچه م کوچیکه آمپول عذیتش نکنه ولی دکترا میگفتن هیچ عوارضی نداره

دیگه چیزیش نمیشه نترس
پسر منم ۲ سالش بود همین جریان پیش اومد
اون نقاطی که نزدیک مغز باشه و جراحتش زیاد باشه خیلی خطر داره و ممکنه حتی واکسن جواب نده
اما ای خراشای کوچیک چیزی نیست

واکسن مهم بود ک زده نگران نباش ولی نترسونش ک اگه خدای نکرده باز همچین اتفاقی افتاد بترسه قایم کنه بهت نگه

از جاش خون هم اومد؟دختر منم چندوقت پیش با گربه بازی میکرد اون بی هوا پاشو چنگ انداخت اما خراش نبود فقط مثل یه رد رو پاش افتاد من فقط با اب و صابون شستمش

دست پسرمن رو سگ گاز گرفت سه دُز واکسن زد نگران نباش . کار خوبی کردی واکسن زدی

دختر من سه بار اینطوری شده واکسن زده نگران نباش

من عموم رو گربه دستش چنگ انداخت واکسن زد طوریم نشد .نترس انشاالله چیزی نیس حالش خوبه

اکثرا با شستشو خوبه، ولی اونجا خودشون دیدن لازم بوده زدن دیگه استرس نداشته باش

سوال های مرتبط

مامان علیرضا مامان علیرضا ۶ سالگی
سلام تقریبا سه روز قبل ، پسرم یکم تب داشت و دوبار پروفن دادم و خوب شد و خونه ی ما دوبلکس هست ، انگار حموم و اتاق ها بالاست و حال و پذیرایی و آشپزخانه پایین و بعد من تو حال بودم و قرار شد پسرم بره حموم با باباش و لباس هاش رو خودم پسرم آماده گذاشته بود که از حموم اومد بپوشه و بعد بخاری اتاق هم خاموش بود و سرد برو اتاق ها و بعد که حمومش تموم شد ، همسرم حوله رو تنش کرده بود ولی لباس هاش رو هم داد دستش که بیاد پیش من و بعد تا اومد پیش من ، سردش بود و می‌لرزید و سریع گذاشتم جای بخاری و گفت اخیش گرم شدم خیلی سرد بود و بعد دیگه خشک شد و گرمش که شد ، لباس ها تنش کردم و همسرم از حموم اومد و صداش کرد که بره موهاش رو خشک کنه و انگار پسرم رکابی تنش بود با شورت و شلوار ولی هنوز هودی نپوشیده بود و بهش گفتم بپوش و بعد برو و گفت میرم بالا و می‌پوشم و بعد دیدم اومد پایین ولی نپوشیده بود و گفت یادم رفت و اومد جلوی بخاری نشست و گفتم خوب برو بیار و پسرم گفت بزار گرم بشم و بعد میرم میارم و بعد یه ربع بالاخره رفت و آورد و تنش کردم و بعد دیگه براش آب پرتقال گرفتم و خورد و اومدیم بالا و دستشویی رفت و گرفت خوابید
فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری