۱۱ پاسخ

من پسرموختنه کردم ۵روزه میتونم ببرم حموم

خداروشکررر
نگران شیر خوردنش بودم

قدم نورسیده مبارک عزیزم
میشه از تجربه سزارین وبیمارستان بگی؟

مبارکه عزیزم😍

مبارک باشه عزیزم منم اتاق کناریت بودم حتی موقع ترخیصم باهم مرخص شدیم ولی تو انگار یکم درد داشتی زیاد متوجه اطرافت نبودی

چشمت روشن عزیزم ❤️
عزیزم کدوم بیمارستان بودی دکترت کی بود؟

قدمش مبارک باشه انشالله ❤️❤️❤️

خدا حفظش کنه برات گلم قدمش‌ پر از خیر برکت باشه ان شاالله

بسلامتی عزیزم چشمت روشن ❤️

مبارک عزیزم چند هفته زایمان کردی؟

مبارک باشه عزیزم قدمش پر خیرو برکت
سزارین اختیاری؟

سوال های مرتبط

مامان پنبه مامان پنبه ۱۰ ماهگی
تجربه زایمان قسمت چهارم
ماماهای مهربون بخش به تکاپو افتاده بودن. خودمم حدس میزدم که میخوان برای عمل آمادم کنن. منی که از زایمان وحشت داشتم و همیشه بزرگترین ترس زندگیم بود، و از سزارین وحشت مضاعف داشتم، اون لحظه از خدام بود منو ببرن سزارین و از اون درد خلاص بشم. شنیدم از بیرون اتاق دارن میگن زجر جنینه. اومدن آمادم کنن برای اتاق عمل و گفتن دکترم دستور داده بریم برای عمل. مدام درد سراغ میومد و دوست داشتم سریعتر فقط بیهوش بشم اون دردو تحمل نکنم. اما وقتی درد میومد نباید کسی بهم دست میزد چون دردم 10 برابر میشد. و این وسطا مدام درد میومد. گفتن دکترم تو اتاق عمل منتظره. سریع سوار ویلچر شدیم و رفتیم دم اتاق عمل. تا سوار تخت بشیم و از راهروها رد بشیم تا اتاق عمل چند بار دیگه هم درد سراغم اومد. تا اینکه رسیدیم به اتاق عمل و رفتم رو تخت. کادر اتاق عمل مدام شوخی و خنده میکردن و ازم سوالای مختلف میپرسیدن که حواسم پرت بشه. منم سعی میکردم زیاد نگاه نکنم به تجهیزات، که استرس نگیرم. قبل از بیحسی هم بازم درد سراغم اومد و پزشک گفت نباید درد داشته باشی. هروقت دردت رفت بگو...