۸ پاسخ

چشمت روشن عزیزم

مبارک باشه عزیزم ممنون که تجربه تودراختیارمون گزاشتی

به سلامتی عزیزم مبارک باشه گفتم که همه چیش خوبه😊👌

دکترتون کیبود؟

مبارکه منم ۱۷ شهریور بود زایمانم ۲۸ روز پیش

سزارین دوم دیگه مفت در میاد
پمپ درد هم داشتی؟

عزیزم خوش قدم باشه خدابه قوت بده بلخره زایمان دیگه سختی های خودشو داره خداروشکر تموم شد الان تو بغلته

چرا تو بی حسی رحمتو فشار ندادن

سوال های مرتبط

مامان یزدان‌وآیهان مامان یزدان‌وآیهان ۲ ماهگی
تجربه زایمان دوم من بیمارستان ۱۷ شهریور با خانم دکتر موهبتی


سلام مامانا من برای ۳۱ نامه داد دکتر بستری شدم ۱ عمل شدم
ساعت ۷ نیم شب روز ۳۱ بستری شدم
فقط یک جفت دمپایی خریدم
ساعت ۵ صبح روز بعد سوند وصل کردن آنجوکت زدن
سوند فقط یکم‌سوزش داشت بعدش عادی شد ساعت ۷ نیم منو بردن
ساعت ۸ عمل شدم تا ۹ تو ریکاوری بودم
خانم دکتر بسیار با دقت با حوصله بود دکتر بیهوشی بسیار مهربون بود پرستارا هم خیلی مهربون بودن امپول بی حسی هم اصلا درد نداشت خداشکر
وقتی دکتر شکم رو فشار میداد بچه بیاد بیرون قشنگ می فهمیدم بعد بکه رو به صورتم مالیدن خیلی حس خوبی بود
من حین عمل حال تهوع گرفتم امپول زدن خوب شدم
تا ساعت ۹ تو ریکاوری بودم بعد بردنم بخش شکمم رو هم دو بار توی ریکاوری بی حس بودم فشار دادن
منو بردن بخش بچه رو هم آوردن بعد من
تخت های اتاق من ۵ نفره بود
یکبار دیگم هنوز یکم بی حسی تو بدنم بود شکمم‌رو فشار دادن درد داشت ولی میشد تحمل کرد ۸ عمل شدم سوند رو هم. ساعت ۳ کشیدن
همه چیز عالی بود راضی بودم
با بیمه تأمین اجتماعی رایگان شد
عمل دومم خیلی از عمل اولم بهتر اسون تر بود
بهمراه غذا نمیدادن ولی از شب اول همراه راه دادن ملاقاتی هم اصلا نداشت فقط میزارن بابای یچه بیاد از دم در بخش بیاد ببینش
انشالل قسمت همه چشم انتظارا 🥰🫀😍
خدایا شکرت من فقط خیلی استرس داشتم فشارم توی اتاق عمل رفت بالا ک بعدش خوب شد خداشکر
۳۸ هفته ۲ روز بودم
وزن بچه هم ۳۳۰۰
مامان هانِل 🩷🎀 مامان هانِل 🩷🎀 روزهای ابتدایی تولد
تجربه من از زایمان سزارین 👼🏼
من سزارین اختیاری شدم ولی دکترم گفت که چون وزن بچه ات کمه سزارین برات بهتره
دیگه ۱۷ ام شب رفتم بستری شدم بیمارستان طالقانی دکترمم یوسف‌وند بود فردا صبح ساعت ۱۰وخورده بود بردنم اتاق عمل که خدایی کادر اتاق عمل خیلی خوب و شوخ بودن نزاشتن اصلا استرس بکشم دکترمم خیلی ماه بود دکتر بیهوشی اومد و بی حسم کرد که یکم درد داشت ولی خیلییی کم در حد یه سوز کوچیک بعد که بی حس شدم دکترم اومد و اهنگ گذاشت و بش گفتم برام فیلم بگیرن از ساعت و از به دنیا اومدن دختزم دیگه عمل و شروع کرد و ۵ دقیقه بعد دیدم دخترمو نشونم دادن خیلیی کوچولوو بودد ۲۸۰۰ بود بچه ام
اونجا که شکممو باز میکردن فشار دستاشو حس میکردم ولی درد نداشتم آخرشم که دیگه بخیه لیزری زد جای بخیه ام خیلیی کمرنگه به دکترمم گفتم تا بی حسم شکمم فشار بده که دیگه فشار داد و بردنم ریکاوری ولی کارم اونجا خیلی طول کشیدچون تعویض شیفت شد تو ریکاوری درد داشتم یکم ولی پمپ درد گزفته بودم و یه لوله باد گرمم برام گذاشته بودن زیر پتو چون سردم بود اون دردمو‌ خیلییی کم کرددد واقعا عالی بود بعدم بردنم بخش و ۲ تا شیاف گذاشتم و دردم واقعا ۱درصدم نبود ساعت ۱۲ شب ام بلند شدم راه رفتم باز قبلش شیاف گذاشتم که درد نداشته باشم و خیلی عادی راه میرفتم تنها چیزی که منو اذیت کرد سوند بود که خیلی میسوخت ولی بعد بی حسی دیگه اوکی شدم
خداروشکر که زایمان فوق العاده ای داشتم😍😍😍🥰❤️
مامان کیاشا مامان کیاشا ۳ ماهگی
سلام من اومدم با تجربه زایمانم (سزارین)
اول از همه بگم که فقط ما رو ترسوندن یعنی تصور سزارین خیلی سخت تر از عملش بود ، راحت ترین عملی بود که من تجربه کردم با اینکه من تحمل دردم خیلی پایینه اما خداروشکر عملم عالی بود فقط توکلتون به خدا باشه و یک سری نکات رو رعایت کنین .
صبح ساعت ۶ بیمارستان بودم تا موقع پذیرش شدم و بستری ساعت ۹/۵ شد
بهم سرم زدن و سوند وصل کردن ( بدترین قسمت عمل همین سوند بود که سوزش داشتم و بیشتر حالت چندش بود البته اینم بگم که من گفتم تو اتاق عمل بهم سوند وصل کنن که بی حس باشم اما گفتن نمیشه ) تقریبا یک ساعتی بستری بودم و بعدش بردنم اتاق عمل انقد همه چی عالی و‌کادر اتاق عمل عالی بودن که تو اتاق عمل کلی گفتیم و خندیدیم ، اگه پمپ درد میخواین باید تو همون اتاق عمل بگین که من گرفتم و خیلی خوب بود و بهم کمک کرد یعنی درد سزارین و درد اولین راه رفتن و همه اینا یکم از درد پریود بیشتر بود و قابل تحمل بود .
آمپول بی حسی هم اصلا درد نداشت مثل بقیه آمپول هایی که میزنیم .
و
مامان عدس و لپه🩵💙 مامان عدس و لپه🩵💙 روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان دوقلوها تو بیمارستان میلاد: من وقتی فهمیدم یکی از بچه هام iugr شده تصمیم گرفتم برم میلاد پرونده تشکیل بدم بخاطر هزینه های nicu بیمارستان خصوصی، هفته ۳۳ تشکیل پرونده دادم، هفته ۳۵ جواب سونوم رو بردم و دکتر گفت باید ختم بارداری بدیم، بهم نامه داد که فرداش برم سزارین اورژانسی، ۸ صبح با پرونده رفتم اورژانس، ماما با خوشرویی ویزیتم کرد و ۸ و ربع فرستادم بلوک زایمان، nst انجام دادن، سوند وصل شد، یه مدتم اونجا رو تخت منتظر بودم تا دکتر بیاد و برم اتاق عمل، رفتار پرستارا هم خوب و حرفه ای بود. لباس پسرا رو دادن بغلم و رفتم اتاق عمل، پرسنل اتاق عملم همه رفتارشون خوب بود چون من خیلی استرس داشتم برام مهم بود کسی بداخلاق نباشه که خداروشکر نبودن، ساعت ۱۰ پسرام به دنیا اومدن. بخیه رو هم انصافا تمیز زدن. بعد رفتم تو ریکاوری و فقط معطلیم اونجا خیلی بود که کفتن چون ۷/۷ هست امروز بخش زایمان خیلی شلوغه، تجربه سزارینم خیلی خوب و راحت بود. برخورد پرستارا هم خوب بود و وقتی بهشون میگفتم درد دارم میومدن مسکن بیشتری تزریق میکردن. کلا تجربه زایمانم تو بیمارستان میلاد(برخلاف تجربه بستری شدن پسرا تو nicu) خیلی خوب بود،