عزیزم برای طبیعی هم دکتر موهبتی میاد بالا سر یان؟
وای مگه بی حسنبودی یهنی درد تیغ حس کردی
اوردنم بخش ب مامانم گفتم مامان توروخدا بگو دیگ فشارندن شکممو اما بازم سه باراومدن فشاردادن مامانم باهاشون دعوا کرد اونام گفتن خطرداره تا موقعی ک سوندو کندن من استرس داشتم تا گیج میشدم میپریدم ک نیان منوفشار بدن ولی دیگ خداروشکر تموم شد منم دیگ روال قبلو داشتم دردبخیه و...۵.۵.۵ هم زایمانم بود❤️
گفتن اره مگه قراربوده کاری باشه همچی خوبه بخیه زد تواتاق عمل یه فشار دادن شکممو بازم ازدرد ب خودم پیچیدم بردنم ریکاوری بچمو اوردن شیردادم اومد شکممو فشاردادخیلی بدبود خیلیی نفسم بالانمیومد خواهش میکردم ک نکنید بخدا درد دارم اما ۶ بارداخل ریکاوری فقط شکممو فشاردادن من مردم ازدرد ازشون میترسیدم
رفتم اتاق عمل خانوم دکترموهبتی بودن خیلی حس خوبی داشتم دکتر اومدم بی حسم کنه دوبارم امپول زد من پاهام حس سنگینی داشتم اینا شروع کردن ک عمل کنن تیغو ک زدن من ازشدت درد ب خودم پیچیدم مردمممم فقط ناله میکردم تایه امپول زدن ب ثانیه نکشید خوابم برد موقعی ک بیدارشدم حس میکردم ک شکمم خالیه دارن بخیه میزنن میگفتم کوبچم بچم سالمه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.