بیایین از تجربه زایمانم بگم(سزارین)

ساعت ۱ ظهر بستری شدم کلا نوار قلب گرفت دیگه ساعت ۱۰:۴۰ دقیقه شب اینا سوند و برام گذاشتن فقط پنج دقیقه سوزش احساس کردم بعدش رفتم اتاق عمل سوزن بیحسی اصلا درد نداره من حین عمل هم چیزی حس نکردم فقط شکممو که فشار دادن اونو فهمیدم بعدش رفتم ریکاوری حالم اوکی بود یذره حالت تهوع و سردرد داشتم که دارو زد خوب شدم، سریع بردنم تو بخش تا بیحسی هست چیزی نمیفهمید،بعدش که اوکی شدم واقعا من درد نداشتم یه درد خفیف داشتم ،پمپ درد هم نگرفتم فقط همون ساعت ۱ شب یدونه شیاف برام گذاشت دیگه ساعتای ۶ صبح دردم زیاد شد یکی دیگه گذاشت تا شد ساعت ۸ که گفتن یه چی بخورم بعدش راه برم.واقعا راه رفتن سخت ترین بود برای من کلا ۱۰ دقیقه راه رفتم ولی خیلی حالم بهتر شد دیگه سری دوم خیلی راحت تر بود الان شیافم نذاشتم فقط همون ۶ صبح بود ولی حالم خوبه بلند میشم فقط سوزش دارم تجربه بیمارستان هم میگم بهتون پارت بعد

۴ پاسخ

خدا رو شکر به سلامتی عزیزم

عزیزم بیمارستان مریم کرج سزارین شدین؟! اسم دکترتون چی بود؟ شما از دکتر و بیمارستان راضی بودین؟ منم دکترم مریمه هزینش چند شد گلم؟ زیرمیزی گرفت؟

خودتون میتونستین شیاف بزارید؟

من با ماساژ رحمی و اولین راه رفتن مرگو با چشای خودم دیدم

سوال های مرتبط

مامان هیرمان مامان هیرمان ۷ ماهگی
✔️تجربه زایمان سزارین✔️
✔️پارت دوم✔️

بردنش روی تخت کنارم تمیز کردن و اوردن کنار صورتم یه عروسک سفید برفی بود نمیدونم چی زدن تو سرمم ولی اینجا ها داشتم خواب میرفتم خلاصه بیدارشدم دیدم عملم تموم شده بخیه هامم زده بود دکترم و خدافظی کرد رفت. منو بردن تو ریکاوری حدود ۳۰ دقیقه اونجا بودم و بعدش منتقل کردنم به بخش. ماساژ رحمی هم همونجا تو اتاق عمل انجام دادن اصلا توی ریکاوری و بخش انجام ندادن. توی بخش که اومدم تا ۳ ساعت بعدش بی حس بودم بعد کم کم بی حسی رفت و کم کم دردا میومد سراغم اومدن مسکن زدن پمپ درد هم نگرفتم حقیقتا فراموش کردم. دردش زیاد بود خودم از خونه شیاف برده بودم همسرم گذاشت برام ۲ تا. من ۱۲ ظهر از اتاق عمل اومدم بیرون تا اخر شب ساعت ۱۲شب اومدن گفتن باید بلند شی راه بری سوند هم بکشیم کشیدن سوند هم مثل وصل کردنش در حد یه سوزش ریز بود و با کمک پرستار بلند شدم برعکس یسریا که میگفتن اولین راه رفتن سخت بود برای من اصلا سخت نبود یکم درد داشت ولی قابل تحمل بود اصلا اون چیزی که میگفتن نبود چند قدم راه رفتم و اومدم روی تخت اذیتی من بیشتر از این پهلو به اون پهلو شدن بود. بعد راه رفتن شکر خدا دردام کم شد تاساعت های ۳ شب درد داشتم بعدش دیگه خیلی کم شد دردم و صبح اصلا درد زیادی نداشتم قابل تحمل بود اینم بگم من خودم شیاف برده بودم و هر ۵ ساعت دوتا برام میذاشت همسرم و مادرم. صبحونه و شام هم ندادن بهم گفتن فقط چای نبات و مایعات بخور یکم گرسنگی بد بود برای منِ شکمو.
مامان نینی مامان نینی ۳ ماهگی
سلام خانوما میخوام تجربه زایمان سزارینمو بهتون بگم
من منشی دکترم جمعه شب بهم زنگ زد که برای شنبه ناشتا باشم
ساعت پنج گفت برم بیمارستان انصاری
رفتم بیمارستان بستری شدم ساعت پنج که تا ساعت هشت دکترم بیاد کارای قبل عمل انجام بشه
من خیلی از سوند گذاشتن میترسیدم ولی واقعا اصلا درد نداشت اصلا
خیالتون راحت باشه
اگه بازم ترسیدید به دکترتون بگید نامه بده از قبل که تو اتاق عمل بزارن
خلاصه همه کارا انجام شد قلبم از استرس داشت از جاش کنده میشد
هم ذوق داشتم هم استرس
نوبتم شد رفتم تو اتاق عمل امپول بی حسی برام زدن که اصلا درد نداشت بازم خیالتون راحت باشه من آستانه دردم زیر صفر خیلی لوسم ولی واقعا درد نداشت
یه حس خوبی بود بی حسی
جلومو پوشوندن دکترم شروع کرد من حالت تهوع گرفتم ولی سریع زدن بهم اروم شدن
فک کنم دو دقیقه یا سه دقیقه بعد صدای نینی شنیدم اوردن دیدمش و بردنش
پمپ درد حتما بگیرید
خیلی لازم میشه
چند ساعت بعد عمل اومدن برای راه بردن تنها سختی سزارین اولین راه رفتنه که فقط یک یا دو دقیقه اوله بعدش اصلا درد ندارید عادی میشه فقط یه حس کشیدگی سادس
فقط حتما خیلی راه برید هر چی راه برید راحت ترید
گفتم بیام بگم خیالتون راحت باشه من لوس ترین بودم و خدا بهم آسون گرفت خیلی از خدا بخواید کمکتون کنه خیلی به من کمک کرد ♥️
مامان نورا✨🥹😍 مامان نورا✨🥹😍 ۸ ماهگی
مامانا تجربمو از زایمان سزارین خاسته بودین گفتم بگم..من از اولش طبیعی میخاستم ولی هفته ۳۶ نظرم عوض شد یکم انقباض داشتم چن ساعت نتونستم تحمل کنم بخاطر همین رفتم سزارین اختیاری.صب ساعت ۸ بردنم اتاق عمل رضایت شخصی پمپ بی دردی رو ازم گرفتن و من با تموم استرس راهی اتاق شدم🙂از امپول بی حسی خیلییییی میترسیدم بدنم افتاده بود ب لرزه ولی واقعاااااااااااا درد نداشت اصلا حسش نکردم زود پاهام بی حس شدن بعدش دکتر اومد اصلا هیچی حس نمیکردم ساعت ۸ و ۲۰ دقیقه دخترم ب دنیا اومد همون لحظه همه رو دعا کردم خبلی قشنگه ب تموم درداش می ارزید 🥹و دکتر مشغول بخیه زدن شد بعدش بردنم ریکاوری 🥲فعلا درد نداشتم فقط میلرزیدم و سردم بود بعدش ک رفتم بخش بعد دو ساعت دردام شروع شد با وجود پمپ غیر قابل تحمل بود دردا خیلیییی درد داشتم شیاف نمیدادن میگفتن پمپ باید تموم شه تا تموم شدن اون ساعت شد ۱۲ شب و من فقط درد میکشیدم...شیاف گذاشتم یکم بهتر شدم واییییی امان از اولین راه رفتن🤦‍♀️مردم زنده شدم خیلی بده حس میکردم الان میمیرم💔بعد سع چهار بار راه رفتن همون دردا بود بعدش کم شد فقط ب زور شیاف موندم خیلی ارومم میکرد..ولی بازم برگردم عقب انتخابم سزارینه دردش همون دو روز
اول بود بعدش خیلی اوکی میشی الان بهترم خدارو شکر..هزینه کل عملم شد ۳۵ تومن.الانم خداروشکر هم من خوبم هم دخملم🤲🏼😍فقط دخترم یکم زردی داره گذاشتیم دستگاه ایشالله بره🥲
مامان فندقم🤰🏻💙 مامان فندقم🤰🏻💙 ۱۰ ماهگی
پارت چهار:
بعدش اومدن تخت رو اوردن بالا و گفتن مایعات بخور خوردم بعدش دو تا پرستار اومد و بلندم کردم موقع ای بلند شدم درد داشتم یه خوردی و یه شیاف زدم خوب شدم دیگه بعدش دیگه یه درد خفیف داشتم ک اصلا نیازی به مسکن نبود چند بار میومدن گفتن شیاف بزاریم درد داری گفتم نه شب هم شوهرم اومد و دستمو گرفت و راه رفتم بعدش دیگه تنهایی میرفتم یه خانمی بود با من سزارین شد اما دکترش یکی دیگه بود دو لا راه میرفت و نمیتونست تکون بخوره با کمک همراه هم باز نمیتونست راه بره من سالنو کلن میگشتم تنهایی جوری ک پرستارا میگفتن اینقدر ک تو راه رفتی ما خسته شدیم فردا ساعت یازده هم مرخص شدیم من بعد از مسکنایی ک تا پنج زدن بعدش باید راه میرفتم دیگه مسکن نگرفتم فقط همون یه دونه شیاف بود دکتر یکی دو بسته شیاف نوشت ک برا درد بزنم حالا مونده هیچ دردی بعدش نداشتم فردا هم با پای خودم رفتم تو ماشین و اومدیم خونه واقعا این عمل فوقالعاده رو مدیون دکتر شهریورم بسکه دستش سبک کاربلد و مهربون بود معرکس خدای هرچی دکتر زنانه
اینم از تجربه سزاربن من با دکتر سروگل شهربور بیمارستان پیوند انشالله که به دردتون بخوره