۴ پاسخ

واسه من ی لحظه بود اصلا دردناک نبود سوند

خب بقیه ش

عزیزم کدوم بیمارستان زایمان کردی؟کدوم دکتر ؟و چقدر هزینه ازت گرفت

چند هفته بودی عزیزم

سوال های مرتبط

مامان آقا آرتا 🐣 مامان آقا آرتا 🐣 ۵ ماهگی
✨️✨️خاطرات روز زایمان _ 1 ✨️✨️
زایمانم سزارین بود، شب قبل با نتایج اخرین ازمایشم به دکترم مراجعه کردم و نامه ی بستری گرفتم. ساعت ۶ و نیم صبح باید پذیرش میشدم.
تا ساعت ۹ شب شام جوجه و کباب بدون نون خوردم، تا ساعت ده یکم میوه هم خوردم، تا ساعت ۱۲ شب اب هم خوردم و از ۱۲ به بعد کلا هیچی نخوردم...
شب عجیبی بود اونشب برام، حس غربت عجیبی داشتم، شادیذکه درون غم بزرگی نهفتس
یکم با خودم خلوت کردم، با تو دلی کوچولوم صحبت کردم، گریه کردم که هیجاناتم بالانس بشه و خلاصه تونستم نزدیکای ساعت ۱ بخوابم و اون شب عجیبو به پایان برسونم
ساعت ۴و نیم بیدار شدم، نماز خوندم، موهامو بافتم، اروم اماده شدم و بعدش همسرمو بیدار کردم...
نزدیکای ساعت ۶ اینا بود که به بیمارستان رسیدیم، بیمارستانی که زایمان داشتم تقریبا یک کلینیک کوچیک خلوت و اروم بود ولی وقتی رسیدم دیذم اوه چقدر شلوغه،چون همه برای پذیرش اومده بودن....
خلاصه تا کارهای پذیرش انجام شد ساعت نزدیکای ۷ و رب اینا شد
زمانی که میخاستن مچبند اسممو به دستم بزنن گفتم اگر امکان داره خودم بزنم چون میخام وضو بگیرم، گفتن نمیشه خودمون باید بزنیم برو الان هرکاری داری بکن، و من رفتم دستشویی و بعد وضو گرفتم و بعد مچبند زدن💢💢که این اولین اشتباهم بود😄😄😄
مامان فسقلی🐰 مامان فسقلی🐰 ۸ ماهگی
مامان روژان و رویا مامان روژان و رویا ۶ ماهگی
تجربه زایمانم براتون بگم تا جایی میتونید ورزش کنید پیاده روی و شیاف گل مغربی و قرض گل مغربی شربت خاک شیر گلاب فراموش نشه واقعا زایمان راحتی داشتم سر شب فقط پایین شکم انقباض بدون درد داشتم اصلا درد احساس نمی‌کردم فقط انقباض شام خوردم خونه مرتب کردم هنوزم انقباض داشتم فکر کردم از خستگی زیاده ولی همینجور ادامه داشت بدون کوچیک ترین نشونه زایمان شروع کردم مرتب کردن خونه گفتم اگه زایمان کنم خونه مرتب باشه ساعت های ۱۱همسرم گفت بریم بیمارستان گفتم آخه درد ندارم برو بخوام اگه دردم گرفت بیدارت میکنم آخه سر دختر اولم شب ساعت یک ارو آروم درد داشتم فردا ساعت ۳عصر زایمان کردم بخیال موقع دخترم بودم کارام تموم شد و هنوز درد نداشتم ساعت های یک فقط یه زره درد از پریودی کمتر احساس کردم ساعت های ۲مثل پریود شد وکمرم هم درد میکردم شروع کردم ورزش پیاده روی میخواستم دوش بگیرم گفتم برم بیمارستان ببینم چند سانت شدم که خداروشکر نرفتم دوش بگیرم درد هام زیاد شده بود احساس فشار میکردم که همسرم بیدار کردم ساک لوازم و خرما واسه خودم برداشتم درد هام دیگه خیلی شدیدتر شده بود که توی ماشین درد هام بیشتر شده بود ۴:۳۵رسیدم بیمارستان و تالباس عوض کردم و رفتم توی بخش ماینه کرد گفت ۸سانتی هنوزم راه میرفتم بغل تختم احساس فشار داشتم نمی‌تونستم نفس بکشم ولی با تکنیک تنفس درد هام بهترشد تا مامااومد کیسه آب پاره کرده کرد و سریع منوبرد برای زایمان ساعت ۵:۱۰دقیقه زایمان کردم نی نی گذاشت بغلم خداروشکر هم نی نی هم خودم حالمون خوب بود با اسرار خودم بخیه هم زدن تمام 😍خیلی خیلی زایمان راحتی بودحتی خودم باورم نمیشد زایمان کردم انشاءالله قسمت همه مامانا یه زایمان راحت
مامان آراد مامان آراد ۲ ماهگی
پارت سوم
دیگه من با گزارش رفتم دوباره اناق زایمان پیش خانم صفایی و یه ماما جدید هم اومد دیگه دوتاشون پیشم بودن برای اینکه خاتمه بدن قرص زیر زبونی دادن ولی بار اول با آبرگ خوردم سوند گذاشتن توی رحمم که انقباض هام شروع بشه دردی نداشت خیلی کم بود دردش بعد یه ساعت که هم ان اس تی وصل بود هم این من چون دیابت داشتم و هی خوراکی هم میخوردم خیلی دستشویی میرفتم دو ساعت گذشت ساعت ۸ بود ادرار داشتم گفتم میرم دستشویی بعد یه دفعه سوند در رفت از توم‌موقع ادرار بعد تا اومدم بیرون شوهرم اومد پیشم بعد چک کردن دیدن هنوز همون ۲ و ۳ سانتم بعد دیگه توپ هم اوردن من هر ۲۰ دقیقه رو توپ ورزش میکردم ان اس تی میدادم دوباره ورزش میکردم وسطشم دردام شروع شده بود سه سانت که بودم بعد کسی که قرار بود اپیدورال بزنه رفته بود زایمان طبیعی ساعت ۱۰ اومد اپیدورال کردن یه حالت سِر کردن دندون داشت بعد یه مسکن ساده زدن رفتن یعنی من درپ رو حس میکردم تا ۱۱ شب همینجوری گذشت ولی اینم بگم ساعت خیلی تند می‌گذشت من که چیزی نفهمیدم از زمان بعد دیگه دوباره معاینه کردن گفتن ۳ و ۴ سانتم قرص زیر زبونی دادن ولی خب این دفعه زیر زبونم گذاشتم و انقباضام شروع شدن درد داشتم واقعا تا ساعت ۱۲ خیلی درد داشتم چک کردن گفتن ۴ سانتم ۶۰ درصد بعد من چون کلاس رایمان رفتم خیلی چیزا میفهمیدم همسرم همش کنارم بود بعد دیگه درد داشتم جوری که گریه میکردم بعد اومدن دوز اول اپیدورال رو زدن دردام آروم شد خانمه گفت این تا ۳ ساعت اثر داره ساعتم ۱۲ بود دیگه خانم صفایی گفت بخواب همسرمم از سرکار اومده بود ان اس تی هم همش وصل بودا ولی زیاد خوب نبود یه ساعت تند گذاشت