سلام خانوما میخوام تجربه زایمان سزارینمو بهتون بگم
من منشی دکترم جمعه شب بهم زنگ زد که برای شنبه ناشتا باشم
ساعت پنج گفت برم بیمارستان انصاری
رفتم بیمارستان بستری شدم ساعت پنج که تا ساعت هشت دکترم بیاد کارای قبل عمل انجام بشه
من خیلی از سوند گذاشتن میترسیدم ولی واقعا اصلا درد نداشت اصلا
خیالتون راحت باشه
اگه بازم ترسیدید به دکترتون بگید نامه بده از قبل که تو اتاق عمل بزارن
خلاصه همه کارا انجام شد قلبم از استرس داشت از جاش کنده میشد
هم ذوق داشتم هم استرس
نوبتم شد رفتم تو اتاق عمل امپول بی حسی برام زدن که اصلا درد نداشت بازم خیالتون راحت باشه من آستانه دردم زیر صفر خیلی لوسم ولی واقعا درد نداشت
یه حس خوبی بود بی حسی
جلومو پوشوندن دکترم شروع کرد من حالت تهوع گرفتم ولی سریع زدن بهم اروم شدن
فک کنم دو دقیقه یا سه دقیقه بعد صدای نینی شنیدم اوردن دیدمش و بردنش
پمپ درد حتما بگیرید
خیلی لازم میشه
چند ساعت بعد عمل اومدن برای راه بردن تنها سختی سزارین اولین راه رفتنه که فقط یک یا دو دقیقه اوله بعدش اصلا درد ندارید عادی میشه فقط یه حس کشیدگی سادس
فقط حتما خیلی راه برید هر چی راه برید راحت ترید
گفتم بیام بگم خیالتون راحت باشه من لوس ترین بودم و خدا بهم آسون گرفت خیلی از خدا بخواید کمکتون کنه خیلی به من کمک کرد ♥️

۸ پاسخ

ممنون عزیزم که تجربه هاتو گفتی. درسته که میگن بعد سزارین بیحسی سرتو تکون ندی و حرف زیاد نزنی و اینا؟ چند ساعت باید موند ؟ و چند ساعت بعد راه رفتی

ممنون که تجربه تودراختیارمون گزاشتی عزیزم باعث دلگرمی بود

خدا رو شکر، انشاءالله برای همه راحت باشه🙏

بسلامتی عزیزم انشالله همیشه سلامت باشی

خداروشکر که زایمانت راحت بود.
ایشالله بسلامتی و دلخوش🫂❤️🥰

خدا رو شکر عزیزم انشالله برای منم همینجوری راحت باشه منم آستانه تحمل دردم زیر صفره از الان استرس دارم میگم چجوری تحمل کنم شکمم و پاره کنن از درد طبیعی هم میترسم.

مبارکت باشه عزیزم خداروشکر ک اذیت نشدی😍

بسلامتی عزیزم مبارکت باشه
از بیمارستان راضی بودی؟چقدر درومد برات؟

سوال های مرتبط

مامان کیاشا مامان کیاشا ۳ ماهگی
سلام من اومدم با تجربه زایمانم (سزارین)
اول از همه بگم که فقط ما رو ترسوندن یعنی تصور سزارین خیلی سخت تر از عملش بود ، راحت ترین عملی بود که من تجربه کردم با اینکه من تحمل دردم خیلی پایینه اما خداروشکر عملم عالی بود فقط توکلتون به خدا باشه و یک سری نکات رو رعایت کنین .
صبح ساعت ۶ بیمارستان بودم تا موقع پذیرش شدم و بستری ساعت ۹/۵ شد
بهم سرم زدن و سوند وصل کردن ( بدترین قسمت عمل همین سوند بود که سوزش داشتم و بیشتر حالت چندش بود البته اینم بگم که من گفتم تو اتاق عمل بهم سوند وصل کنن که بی حس باشم اما گفتن نمیشه ) تقریبا یک ساعتی بستری بودم و بعدش بردنم اتاق عمل انقد همه چی عالی و‌کادر اتاق عمل عالی بودن که تو اتاق عمل کلی گفتیم و خندیدیم ، اگه پمپ درد میخواین باید تو همون اتاق عمل بگین که من گرفتم و خیلی خوب بود و بهم کمک کرد یعنی درد سزارین و درد اولین راه رفتن و همه اینا یکم از درد پریود بیشتر بود و قابل تحمل بود .
آمپول بی حسی هم اصلا درد نداشت مثل بقیه آمپول هایی که میزنیم .
و
مامان جوجه هلیا🐣 مامان جوجه هلیا🐣 ۱۱ ماهگی
تجربه سزارین سوم

سلام خانما من هم اومدم تجربه سزارین سوم بگم
رفته بودم پیش دکتر بهم نامه بستری داد برای شش آذر عمل کنم که من ساعت دو شب یکم آذر دردم گرفت تا صبح صبر کردم ساعت ۷ رفتم بیمارستان نوار قلب بچه رو گرفتن و گفتن انقباض داری باید الان عمل بشی ، منم اینقدر اذیت بودم خوشحال شدم که زودتر قراره زایمان کنم ،
بهم انژوکت و سوند وصل کردن که بر خلاف حرف بعضیا ک میگن خیلی درد داره ،اصلا اینجوری نبود فقط یکم سوزش داشت و زود تموم شد ازم چندتا آزمایش گرفتن و تا جوابش اومد ساعت شد ۱۱ ، ساعت ۱۱ منو بردن اتاق عمل ، اومدن بی حسی بزنن، درد داشت ولی قابل تحمل بود ، یه ربع بیست دقیقه زمان برد تا بچم دنیا اومد ،خیلی حس خوبی بود تمام درد ها یادم رفت ،،،،، ساعت دو منو بردن بخش ، امام اکسیژن بچه یکم کم بود یه دو سه ساعت نگه داشتن و بعد آوردن پیشم ،کم کم بی حسی ها رفت و درد هام شروع شد که پرستارم بهم مسکن زد و شیاف داد آروم شدم , من استرس راه رفتن بعد عمل داشتم خیلی میترسیدم که یه جا خونده بودم شکم بند بعد از سزارین خیلی کمک می‌کنه شوهرم واسم خرید و من شکم بند بستم موقع اولین راه رفتن واقعا برام معجزه کرد ،خیلی راحت بودم اصلا اذیت نشدم بهتون پیشنهاد میکنم حتما بخرید ،
سر دو زایمان قبلی شکم بند نداشتم خیلی اذیت شدم ، یک شب بیمارستان بودم فرداش مرخص شدم ،
مامان لنا💗 مامان لنا💗 ۷ ماهگی
مامان توت فرنگی مامان توت فرنگی روزهای ابتدایی تولد
سلام مامانا
دوست داشتم از تجربه زایمانم بهتون بگم امیدوارم بهتون کمک کنه
من خیلی از سزارین میترسیدم ولی واقعا اون چیزی که میگفتن نبود البته اینم بگم بستگی به آستانه درد طرف داره
من دو سانت رحمم باز شده بود و ۳۶ هفته و ۵ روز بودم که کیسه آبم پاره شد رفتم بیمارستان بستریم کردن توی اتاق بهم سوند وصل کردن من چون از سوند میترسیدم خیلی خودمو سفت کردم و اذیت شدم ولی شل کنی راحته😅بعد سوند یکم حس بدی داره که وقتی بری اتاق عمل برات بی حسی بزنن دیگه متوجه نمیشی من پمپ درد هم گرفتم به من که خیلی کمک کرد بعد منو بعد وصل کردن یوند بردن اتاق عمل بی حسی که اصلا درد نداشت حتی از نیش زدن پشه هم کمتر یه حس خیلی خوبی تو پاها میپیچه که خیلییییی خوب بود برای من بعد ده دقیقه نی نی من به دنیا اومد ولی زمانی که به دنیا اومد بچمو ندیدم و همونجا خوابم برد بعد بیدارم کردن بردنم ریکاوری شکممو تو بی حسی ماساژ دادن و هیچییی متوجه نشدم بعدشم دیگه انجام ندادن و تموم شد و رفتم بخش ولی بچم بخاطر تنفسش ۱شب nicu بستری شد که واقعا برام عذاب بود من بچمو نه تو اتاق عمل دیدم نه بخش ۲۴ ساعت ازش دور بودم و دلم براش پر میکشید
خلاصه اون چیزی که از سزارین من خودم به شخصه شنیده بودم نبود و همه چی خداروشکر خوب بود
مامان نخودی مامان نخودی روزهای ابتدایی تولد
سلام مامانا اومدم تجربه سزارینمو بگم

ساعت ۷ صب ۲۲ مهر رفتم بیمارستان ،کارای بیمارستان رو چند روز قبلش انجام داده بودیم ولی فک میکردم تا ساعت ۱۲ بزور عمل شم
مستقیم رفتم بخش زایمان همین که رسیدم کارامو انجام دادن سوند رو وصل کردن ساعت ۸ گفتن دکتر اومده ساعت۸:۳۰ رفتم اتاق عمل همین که وارد اتاق عمل شدم لرزم گرفت و تا اخر عمل داشتم میلرزیدم
بی حسی از کمر گرفتم و کم کم پاهام گرم شد دکترم اومد کارشو شروع کرد اصلا هیچی حس نمیکردم فقط احساس خفگی داشتم بعد از ده دقیقه صدای گریه دخترم اومد 🥺
برای همه مامانا و چشم انتظارا دعا کردم
بردن کاراشو انجام دادن بعد اوردن من دیدمش و بوسیدمش🥲
دکترم فوق‌العاده بود واقعا خدارو شکر که ماما بهم معرفیش کرد
ولی خیلی پر رگ بودم و خونریزیم زیاد بود تو اتاق عمل بخاطر همین خیلی ضعف دارم این چند روز البته الان دیگه خونریزی چندانی ندارم بیشتر خونابه میاد
سخت ترین قسمتش اولین راه رفتن بود برام مردم و زنده شدم الانم یکم درد دارم
در کل سزارین برام انتخاب خوبی بود بازم برگردم عقب سزارین رو انتخاب میکنم
مامان رایان مامان رایان ۱ ماهگی
تجربه سزارین

خیلی خلاصه میگم اونم برای کسایی که میترسن
باید بگم بهترین قسمت بارداری زایمان و پس از زایمان دقیقا قسمت زایمان و اتاق عملشه من خیلی راضی بودم کادر اتاق عمل و بخش بیمارستان حرف نداشتن دکترمم خیلی خوب بود هم بهم کلی روحیه داد هم کارش عالی بود و دستش سبک بود.
قسمت های دردناک عمل رو بخوام بگم باید بگم که قبل عمل که میریم برای امادگی زایمان برای من زدن سوند خیلی سوزش داشت و همش حس میکردم همش داره درمیاد😂تا وقتی سر نشدم دردش نیوفتاد. قسمت های دردناک دیگه ای که میگفتن راه رفتن دفعه اول بود ولی واقعا این غولی که میگن نبود من خیلی ترسیده بودم😐پمپ درد که انقدرررررررررر خوبه و کمک میکنه که اصلا متوجه درد راه رفتن نمیشی فقط ترسه و تلقین درد به خود حتی بلند شدنم درد نداشت و قسمت بعدی درد ماساژ رحم بود و باید بگم اصلا دردشو نمیفهمید چون تو اتاق عمل انجام میشه و ریکاوری و برای من یکبار اومدن چک کردن تو اتاق انجام شد که واقعا فقط بار اخر رو فهمیدم که اونم چون هم پمپ درد داشتم هم دوتا شیاف اصلا دردش زیاد نبود.قسمت ترسناک بعدی که میگفتن امپول بی حسی درد داره من کاملا تکذیب میکنم امپول بی حسی درد نداره اصلا فقط معاینش یکم درد ناکه که واقعا خیلی کمه البته من هم بیهوشی بودم هم سری.تنها قسمت دردناک واقعی همون نصب سوند که من نمیدونستم میشه هماهنگ کرد توی اتاق عمل نصب کنن توی سری که متوجه نشیم. در کل دردا بعد از تموم شدن پمپ درد شروع میشه که اونم هم قرص هم شیاف میدن دکترتق
مامان معصومivf مامان معصومivf روزهای ابتدایی تولد
درود دوستان امروز وقت کردم بیام گهواره تجربه سزارینمو بگم قرار بود دوشنبه ۳۸هفته کامل سزارین بشم دکترم شنبه شب پیام داد که یکشنبه برو تشکیل پرونده بده تو بیمارستان گلپایگانی واسه عمل منم هم خوشحال بودم هم یه حس عجیبی داشتم دیگه خداروشکر گیر ندادم به دکتر بگم چرا گفتم چشم. خلاصه یکشنبه ساعت ۷ رفتم تا ۱۱کارام راه افتاد لباس تحویل گرفتم رفتم یه خانم دکتر بود راجب سزارین باهامون صحبت کرد هر کی استرس داشت ارومش میکرد سرم بهم وصل کردن ساعت صدام زدن رفتم اتاق عمل بی حسی اینا برام زدن که اصلا درد نداشت بعدش هیچی متوجه نشدم از عمل فقط وقتی به قفسه سینم فشار آوردن بچه بیاد پایین یکم دردم اومدم قابل تحمل بود بچه رو آوردن پیشم بعدش بخیه زدن رفتم ریکاوری بچه آوردن خودشون شیر بهش دادن گفتن من تکون نخورم. دیگه رفتم بخش درد زیادی نداشتم سوندم موقعی که بی حسی برام زدن وصل کردن. فقط راه رفتن اول یکم اذیت شدم دیگه بعدش خودم به تنهایی بلند شدم خلاصه که واقعا از انتخاب دکتر تا بیمارستان همه چی عالی بود مخصوصا اتاق عمل انقد باهات حرف میزنن هیچی متوجه نمیشی. انشالله بچه همه سالمو سلامت بدنیا بیاد
مامان shahan💙 مامان shahan💙 ۱۲ ماهگی