درود دوستان امروز وقت کردم بیام گهواره تجربه سزارینمو بگم قرار بود دوشنبه ۳۸هفته کامل سزارین بشم دکترم شنبه شب پیام داد که یکشنبه برو تشکیل پرونده بده تو بیمارستان گلپایگانی واسه عمل منم هم خوشحال بودم هم یه حس عجیبی داشتم دیگه خداروشکر گیر ندادم به دکتر بگم چرا گفتم چشم. خلاصه یکشنبه ساعت ۷ رفتم تا ۱۱کارام راه افتاد لباس تحویل گرفتم رفتم یه خانم دکتر بود راجب سزارین باهامون صحبت کرد هر کی استرس داشت ارومش میکرد سرم بهم وصل کردن ساعت صدام زدن رفتم اتاق عمل بی حسی اینا برام زدن که اصلا درد نداشت بعدش هیچی متوجه نشدم از عمل فقط وقتی به قفسه سینم فشار آوردن بچه بیاد پایین یکم دردم اومدم قابل تحمل بود بچه رو آوردن پیشم بعدش بخیه زدن رفتم ریکاوری بچه آوردن خودشون شیر بهش دادن گفتن من تکون نخورم. دیگه رفتم بخش درد زیادی نداشتم سوندم موقعی که بی حسی برام زدن وصل کردن. فقط راه رفتن اول یکم اذیت شدم دیگه بعدش خودم به تنهایی بلند شدم خلاصه که واقعا از انتخاب دکتر تا بیمارستان همه چی عالی بود مخصوصا اتاق عمل انقد باهات حرف میزنن هیچی متوجه نمیشی. انشالله بچه همه سالمو سلامت بدنیا بیاد

تصویر
۵ پاسخ

وقتی سزارین انقد راحت تره واقعا نمی‌فهمم بعضیا چرا خودشونو عذاب میدن با طبیعی

خداروشکر یکی تو گهواره از زایمانش راضی بود 😢
بسلامتی قدمش مبارک باشه

ممنون از تجربه دلگرم کننده ت مرسی قدم نورسیده مبارک گلم

بسلامتی قدمش مبارک

الحمدالله

سوال های مرتبط

مامان shahan💙 مامان shahan💙 ۱۲ ماهگی
مامان کیاشا مامان کیاشا ۳ ماهگی
سلام من اومدم با تجربه زایمانم (سزارین)
اول از همه بگم که فقط ما رو ترسوندن یعنی تصور سزارین خیلی سخت تر از عملش بود ، راحت ترین عملی بود که من تجربه کردم با اینکه من تحمل دردم خیلی پایینه اما خداروشکر عملم عالی بود فقط توکلتون به خدا باشه و یک سری نکات رو رعایت کنین .
صبح ساعت ۶ بیمارستان بودم تا موقع پذیرش شدم و بستری ساعت ۹/۵ شد
بهم سرم زدن و سوند وصل کردن ( بدترین قسمت عمل همین سوند بود که سوزش داشتم و بیشتر حالت چندش بود البته اینم بگم که من گفتم تو اتاق عمل بهم سوند وصل کنن که بی حس باشم اما گفتن نمیشه ) تقریبا یک ساعتی بستری بودم و بعدش بردنم اتاق عمل انقد همه چی عالی و‌کادر اتاق عمل عالی بودن که تو اتاق عمل کلی گفتیم و خندیدیم ، اگه پمپ درد میخواین باید تو همون اتاق عمل بگین که من گرفتم و خیلی خوب بود و بهم کمک کرد یعنی درد سزارین و درد اولین راه رفتن و همه اینا یکم از درد پریود بیشتر بود و قابل تحمل بود .
آمپول بی حسی هم اصلا درد نداشت مثل بقیه آمپول هایی که میزنیم .
و
مامان ایلیا مامان ایلیا ۱۴ ماهگی
تجربه سزارین اول: من بیمارستان بوعلی همدان عمل شدم و حدود یکسال تحت نظر دکتر عظیمی بودم که خودشم عملم کرد هزینه بیمارستان حدود ۴۲ ۴۳ تومنی شد و ۶ تومنم دکتر به عنوان دستمزد گرفت. من صبح ساعت ۶ رفتم بیمارستان که یخورده زود و خود پرسنل هم نیومده بودن ولی از شش ونیم چنتا دیگه مامان هم برای عمل اومدن که من چون زودتر از همه رفته بودم نوبتمم برای عمل زودتر شد. اول رفتم بخش زایمان اونجا مدارک و تحویل دادم و سرم برام وصل کردن و سوند.هیچی از وصل کردن سوند نفهمیدم و اصلا درد نداشت ولی بعدش حس خوبی نداشت و احساس میکردم ادرارم میریزه که دوبار پرستار اومد چک کرد و تاکید کرد هیچ مشکلی نداره و فقط بخاطره شستشو فکر میکنم سوند شله . من از اتاق عمل هیچ ترسی نداشتم و ساعت نه رفتم اتاق عمل اونجا با دکترم صحبت کردم ولی از لحظه ای که آمپول بی حسی و بهم زدن و پرده رو کشیدن جلو چشمم استرس تمام وجودمو گرفت و به دکترم میگفتم من میترسم اونام همش باهام صحبت کردن و گفتن نفس عمیق بکش که بهترشدم همون پنج دقیقه اول کوچولو به دنیا اومد و بهم نشونش دادن که همه استرسم رفت ولی چون رو سینم احساس سنگینی میکردم و از استرس خیلی صحبت کردم و سرمو تکون داده بودم تهوع گرفتم و تو اتاق عمل مقدار کمی بالا اوردم که به اون وحشتناکی که فکر میکردم نبود و تو اتاق عمل همه چیز برای هراتفاقی مهیا بود بعد نیم ساعت بخیه زدن تموم شد و انتقالم دادن ریکاوری اونجا بچه رو اوردن بهش شیر دادم البته من بی حس بودم و همه کارارو پرستار کرد بهم گفتن تا یازده تو ریکاوری میمونم ولی فقط یه ربع موندم و انتقالم دادن اتاقی که بهم داده بودن ، عصر باوجودپمپ درد احساس درد کردم ک برام شیاف گذاشتن و بهتر شدم