۱۶ پاسخ

الهی آمین یارب العالمین 🤲🏻
قدمش خیلی مبارکه
خدا برات نگه داره ان شاءالله
یه فرزند صالح برای شما و مفید برای جامعه باشه ان شاءالله

سلام مبارک باشه عزیزم 🌷

دکترتون کی بود؟
من داداشم اونجا عمل داشت خوب خلوت بود

به سلامتی مباررک باشه گلم🧿😘

منم همونجا زایمان کردم. بیحسی بودم. پرسنل خوبی دارن واقعا. فقط کاش اتاق خصوصی میدادن همسرم میموند پیشم🙂

من رایگان زایمان کردم فقط هزینه اپیدورال. داددم

ای جانم چشمتون روشن ❤️

منم اونجا زایمان کردم بیست بود اخلاقشون ورفتاردکتر وپرستار خدمه

وقتی لبخند بزنه هرچی خستگی از بین میره 🥲

قدمش خیر باشه 😍عزیزم هزینش چقدر شد؟

مبارکت باشه عزیزم صبور باش گلم روزای سختی در انتظارته بااین جوجه اوایل خیلی سخته ولی بعدش کم کم عادت میکنی

من میخواستم اونحا زایمان کنم درحال بازسازی بود رفتم پاستور

مبارک باشه عزیزم
تا حالا اسم این بیمارستان نشنیدم

بیمارستان خصوصی بود یا دولتی؟

ای جانم بسلامتی نامدارو پر روزی🤲🏼♥️

بسلامتی عزیزم😘..اگه پمپ دردمیگرفتی اصلاهمینقدردردهم نمیکشیدی گلی

سوال های مرتبط

مامان یزدان‌وآیهان مامان یزدان‌وآیهان روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان دوم من بیمارستان ۱۷ شهریور با خانم دکتر موهبتی


سلام مامانا من برای ۳۱ نامه داد دکتر بستری شدم ۱ عمل شدم
ساعت ۷ نیم شب روز ۳۱ بستری شدم
فقط یک جفت دمپایی خریدم
ساعت ۵ صبح روز بعد سوند وصل کردن آنجوکت زدن
سوند فقط یکم‌سوزش داشت بعدش عادی شد ساعت ۷ نیم منو بردن
ساعت ۸ عمل شدم تا ۹ تو ریکاوری بودم
خانم دکتر بسیار با دقت با حوصله بود دکتر بیهوشی بسیار مهربون بود پرستارا هم خیلی مهربون بودن امپول بی حسی هم اصلا درد نداشت خداشکر
وقتی دکتر شکم رو فشار میداد بچه بیاد بیرون قشنگ می فهمیدم بعد بکه رو به صورتم مالیدن خیلی حس خوبی بود
من حین عمل حال تهوع گرفتم امپول زدن خوب شدم
تا ساعت ۹ تو ریکاوری بودم بعد بردنم بخش شکمم رو هم دو بار توی ریکاوری بی حس بودم فشار دادن
منو بردن بخش بچه رو هم آوردن بعد من
تخت های اتاق من ۵ نفره بود
یکبار دیگم هنوز یکم بی حسی تو بدنم بود شکمم‌رو فشار دادن درد داشت ولی میشد تحمل کرد ۸ عمل شدم سوند رو هم. ساعت ۳ کشیدن
همه چیز عالی بود راضی بودم
با بیمه تأمین اجتماعی رایگان شد
عمل دومم خیلی از عمل اولم بهتر اسون تر بود
بهمراه غذا نمیدادن ولی از شب اول همراه راه دادن ملاقاتی هم اصلا نداشت فقط میزارن بابای یچه بیاد از دم در بخش بیاد ببینش
انشالل قسمت همه چشم انتظارا 🥰🫀😍
خدایا شکرت من فقط خیلی استرس داشتم فشارم توی اتاق عمل رفت بالا ک بعدش خوب شد خداشکر
۳۸ هفته ۲ روز بودم
وزن بچه هم ۳۳۰۰
مامان دلانا فندق طلا مامان دلانا فندق طلا ۳ ماهگی
واسم سرم وصل کردن و سوند .سوند اینقدر میگفتن داد میزنی و جیغ اصلا درد نداشت از امپول سرماخوردگی هم دردش کمتر بود فقط باید خودت شل بگیری زانوهات خم کنی و یکم پاهات باز کنی .هرچند که میگن بستگی به طرف داره دستش خوب باشه یانه .
دکترم ایلخاص زاده بود یعنی بهترین دکتر بودم از نظرم باوجودی که فقط برای عمل انتخابش کرده بودم اما خدا خیرش بده .
خوابیدم سرم تخت اتاق عمل کل بدنم استریل کردن و خانم دکتر مهربونم اومد بوسم کرد و دستم گرفت و بهم محبت کرد .خیلی دلم آروم شد چون خیلی مهربون.
بعدش پرده کشیدن و دستگاه بهم وصل کردن .
دکتر بیهوشی بهترین دکتر بود اومد و میخوام یه امپول بی حسی بزنم اینقدر دستش خوب بود اصلا حسش نکردم .امپول زد فوری پاهام بی حس شد نمیدونم چی شد ۲ ثانیه نشد بچم نشونم دادن
امیدوارم این حس خیلی خوب بود نصیب همه چشم انتظار بشه .
لطفا برای عمل سزارین بهترین بیمارستان و بهترین دکتر انتخاب کنید
تو اتاق عمل گفتم پمپ درد میخوام و زنگ زدن به شوهرم برام آورد
تو اتاق ریکاوری بودم که پمپ درد رسید و برام وصل کردن و دردم بهتر شد
تو اتاق ریکاوری فشارم رفت بالا اما پرستارهای مهربونم خیلی کمکم کردن و فشارم اومد پایین
تو اتاق ریکاوری ۴ بار اینا شکمم ماساژ دادن و خودتون سفت نگیرید تا اذیت نشین
مامان دیار مامان دیار ۲ ماهگی
سلام مامانا
پسر منم بالاخره دنیا اومد
دیروز ساعت ۹ صب سزارین شدم
سزارینم خودخواسته بود دکتر برای ۱۵ برام نوبت داده بود
گفته پانزدهم ساعت ۶ صب بیمارستان باش ما هم تقریبا ۶ صب بیمارستان بوذیم و تشکیل پرونده دادیم و ما رو فرستادن طبقه ی اول بخش زایشگاه و ازمایش های لازم رو انجام دادن تقریبا ۸ و نیم بود که منو بردن اتاق عمل
اونجا که وارد شدم خیلی میترسیدم دکترم و دکتر بیهوشی و چندتا پرستار دیگه هم بودن
اول کار سوند رو وصل کردن یه کوچولو درد داشت و بعدش دکتر بیهوشی اومد همیجور که داشت باهام صحبت میکرد امپول رو زد درد نداشت اصلا ولی من خیلی از امپول بی حسی میترسیدم و بعدش پرستارا یه پرده جلوم کشیدن و دکتر کارش رو شروع کرد و من هیچ دردی نداشتم تقریبا بعد سه چار دقیقه صدای گریه ی بچه اومد و تا بخیه ها رو زد تقریبا نیم ساعتی اتاق عمل بودم وبعد ۴ ساعت ریکاوری و بعدش اوردنم بخش
تا هر چی بی حس بودم هیچ دردی نداشتم پمپ درد هم وصل کردن موقعی که میخواستم برای اولین بار بلند شم‌راه برم خیلی درد داشتم الان خداروشکر بهترم ولم بازم هنوز درد دارم
حتما بعد از اناق عمل شوهرتون کنار تون باشه چون بواقعا بلند شدن سخته و یه همراه دیگه هم داشته باشی
اینم از تجربه ی سزارین من😊
مامان Rayan 👶🏻🩵 مامان Rayan 👶🏻🩵 ۲ ماهگی
تجربه زایمان سزارین: پارت 2️⃣
اینم بگم ساعت ۲ ظهر ناهارمو‌خورده بودم ک دکتر گفت بیا بیمارستان تا من هستم ببینمت ساعتای نزدیک ۴ بیمارستان رسیدم دیگه دکتر گفت بهتره ریسک نکنیم و کم کم این علائمت تبدیل ب ب دردای زایمان نشه ،همین الان برو بستری شو،
رفتم بلوک زایمان سونو و ازمایشاتمو دیدن ،ضربان قلب بچه رو‌گرفتن ،ازمایش خون گرفتن،سرم بهم وسل کردن،چندتا سوال ازم پرسیدن ،فرم امضا کردم،و همسرمم کارای پذیرش و پروندمو انجام داد قبل ازینکه برم اتاق عمل پرستار اومد سوند زد واقعا درد نداشت فقط حس دستشویی داشتم.
حدودا منو ساعت ۵.۵ اینا بردن اتاق عمل_فشارمو گرفتن_بی حسی رو زدن ک اینم واقعا درد نداشت سریع منو‌خوابوندن_اینجوری بگم درد انژیوکت خیلی بیشتر بود ولی سوند و بی حسی رو اصلا نفهمیدم
در حد چند ثانیه پاهام گرم‌و بی حس شد_دکتر شروع کرد ب عمل اینجاشم اصلا هیچی متوجه نشدم
بعد از ۱۰تا۱۵ دقیقه صدای گریه بچمو شنیدم ک اینجاش انگار دنیارو بهت میدن🥹تازه باورت میشه ک تو دلت به نینی کوچولو داشتی🤭💗
بعدش ک بچه رو‌پاک‌کردن و اوردن تماس لمسی باهام برقرار کرد دکترم مشغول بخیه زدنو فشار دادن اینا بود فیر در حد فشار یا سنگینی دست اینا رو‌میفهمیدم
بعدشم ک منو اوردن ریکاوری پرستار کمک کرد بچه شیر بخوره بعداز یکیاعت اینا منو بردن بخش.ک خانواده منو‌همسرم همه پشت در منتظر فرشتت کوچولومون بودن 🥰
از تو ریکاوری درد و سوزش بخیه هام شروع شد ک قابل تحمل بود ولی رفته رفته بیشتر شد پاهامم بی حس بود تو بخش ک اومدم مسکن تو سرم و یه شیاف زدن ک ازینجا دردم خیلی کمتر شد بعداز چندساعت حس پاهامم برگشت ،