میخام درددل کنم غر بزنم نمیدونم اسمش هرچی باشه
خستم خیلی خسته
همش گریه همش بهونه گیری یا تب یا دندون
شب صددفعه بیدار میشه غذا نمیخوره روزام خوابش همینه
میره بازی کنه هی میفته گریهههه میخام لباس تنش کنم گریه میکنه موهاشو ببندم پوشکشو عوض کنم بشورمش همش گریهههه با صدای بلندددد
شب خواب درستی ندارم
نهار هم میخایم
ظهر هم یه ساعتی بخابه من نمیتونم بخابم چون باید مجازی لعنتی درس بدم
هم باید بخابونمش که بتونم درس بدم درسم تموم شه بخابم یکم استراحت کنم بیدار شده
پیش کسیم اروم نمیشه دیگه تا ببرمش پیش مامانم یکم بعدش میارن میگن بهونتو‌میگیره
من خیلی خستم خیلی غصه دارم
وقت واس هیچ چیزی ندارم همه کارام با استرسه داغون شدم از این استرس
زود دوش بگیر الان گریه میکنه زود کاراتو انجام بده الان گریه میکنه همش دلشوره اضطراب
دسشوییم نمیتونم برم اروم نمیشه تنهایی مگر اینکه کسی پیشش باشه من بتونم برم دسشویی
اخه نونت کم بود آبت کم بود رفتی ازدواج کردی با کلی مشکل لذتیی از زندگی ندیدم نه مجردی نه متاهلی
کاش بمیرم راحت بشم نمیدونم چرا کسی که آرزوی مرگ داره خدا راحتش نمیکنه

۸ پاسخ

عزيزم من خونه م كوچيكه پسرمو تو حال ميخوابونم با صداي هود قشنگ ميخوابه حتما امتحان كن يا لالايي براش بذار ببين كدوم رو دوس داره وقتي من هودو روشن ميكنم تمام كارامو انجام ميدم تند تند سر وصدام باشه بيدار نميشه ولي وقتي خاموشه با صداي راه رفتن طبقه بالايي هم چشمشو باز ميكنه

الهی بگردم چقدر سخته شرایطت
شبا همسرت کمک نمیکنه ک حداقل یکم استراحت کنی؟؟
یا مثلا یکم از کارارو انجام بده؟
دختر من دو هفته مریض شد اینجوری بود یعنی من واقعا کلافه شدم و بریدم شما ک دیگه جای خود داری
اگر اشتباه نکنم معلمی درسته؟؟پس وقتی حضوری بود دخترتو چ میکردی؟

درکت میکنم عزیزم ولی اینو بدون میگذره همچی میگذره

دقیقا وضعیتت مثل منه ظهرا که میخوابه من باید مجازی درس بدم وقتیم مجازی تموم شه پسرم بیدار میشه اصلا اوضاعیه
عصرم که همسرم ببره بیرون باید ظرف بشورم و خونه مرتب کنم عملا وقتی برای خودم ندارم

عزیزم معلومه که روحت و جسمت خیلی خسته ست
همسرت خونه کی میاد نمیتونه کمکت باشه؟
مجازی هم تا اخر ماهه به تعطیلی چند ماهه بعدش فک کن یکم انرژی بگیری
وقتی حضوری بود کی دخترتو نگه میداشت؟

بخابه هم با کوچکترین صدا بیدار میشه خونه که چ عرض کنم خونه نیس قفسه صدا میره بیدار میشه دیروز مجبور شدم ساعت ۳ظهر تو حیاط گرم بشینم درس بدم خیس عرق شد
انقد شیر میخوره ضعف میکنم
از زمان بارداریم یه روز راحت نداشتم

یکم آروم باش عزیزم
حق داری عزیزم
میفهمم ماهم آدمیم نیاز به استراحت داریم
نیاز داریم یه چندساعتی برا خودمون باشیم
ولی خب چاره چیه
بچه ان دیگه متوجه چیزی که نیستن
تو هم تنها نیستی
پسر منم شبا تا صبح هزار بار بیدار میشد انقدر بهم فشار روانی وارد شد ک خودمو میزدم اونو میزدم الان رو خودم کار میکنم یکم اروم باشم
شوهرت کمکت نمیکنه؟

عزیزم ملاتونین بده بهش

سوال های مرتبط

مامان میراث مامان میراث ۱ سالگی