۱۱ پاسخ

منم مثل شما همین مشکلو دارم

من خودم بردم هلاک شد انقد گریه کرد نصفه نیمه کوتاه کرد اومدم
همسرم اول عید برد می‌گفت خلوت بود ارایشگره باهاش بازی کرد دوست شدن و اصلا اذیت نکرد فقط موقع پشت گردنش کوتاه کردنی قلقلکش میومده غش کرده از خنده
دیدم دوتایی شاد و شنگول میان کیف کردم

پسر منم همین مشکلو داره هربار میبرمش ارایشگاه یه دونه بادکنک.یا چوب شور میدیم به ارایشگاهه سآکت میشینه

منم تو همین چاه گیر افتادم
هرکی میبینه میگه کوتاه کن ولی نمیتونم
وحشت داره اصلا نمیذاره🥲

باش حرف بزن میفهمن بچه ها پسرم اول میترسید اما دیروز با باباش رفت قبلش براش توضویع دادم که موهات کوچولو بشن راحت میشی تو حمام تو خشک کردن. و اگر بلند باشن لو لو ها میان تو سر پسرم میخورن دیگه آرام بود شوهرم گفت تا موهاش کوتاه کردن

ما چندبار تو خونه با ماشین موهاشو زدیم ترس نداره دیگه

من از اول یجا بردمش به اون شخص عادت کنه کم کم دو سری هم لپ لپ خریدم دادم بهشون یواشکی رسیدیم بهش دادن و حین کار براش کارتون گذاشتیم و خودش به وسایل ارایشگاه دست زد هی الان خیلی خیلی تاثیر داشته روش و شاید دو دقیقه گریه کنه بعدش کنار میاد

من گفتم میشینی یا زنگ بزنم ممد قلی ساکت نشست🤣🤣

منم همین مشکل و دارم ولی چاره ای ندارم فردا می‌خوام ببرمش همش موهاش میاد جلو چشماش

آرایشگاه کودکان ببرش اونا خودشون بلدن چیکار کنن

من همیشه میفرستم با باباش میره اول خودش میشینه موهاشو کوتاه کنه بعد موهای پسرمو میزنه اینجوری ترسش کمتر میشه براش پسر منم قبلا خودم می‌بردم بزنن خیلی گریه میکرد اما از وقتی اینجوری میرن بهتر شده

سوال های مرتبط