سلاااام صبح قشنگتون بخیر و خوشی این چیزی که میگم همینجوریه دارم تعریف میکنم لطفا جبهه نگیرید بخونید جاااالبههه♡♡♡♡
بچه ها با توجه به داستان دیشب گفتم حالم خوب نیستو فلااان دیگه واقعا نتونستم تحمل دو دقه بمونم تو خونه نفسم داشت می‌گرفت انگار دیگه با اینکه یسری ها گفتن ن زنگ نزن بعد خواستگاری سریع به نامزدت دیگه منم نتونستمووو پیام دادم بهش اول گفتم سلام بیداری😂😂بعد گفت جانم اره بیدارم چیزی شده منم گفتم یکم حس میکنم حالم خوب نیست اگه میتونی بیا یه بیرونی جایی بریم بعد گفت چشمممم ۱۰ دیقه دیگه اونجام دیگه منم سریع یچیزی پوشیدم دیدم وایساده با ماشین خووووشملش دم در منم رفتم تا درو باز کردم گفت سلام باورتون نمیشه انقد حالم بد بود که زدم زیر گریه اصلا شوک شده بود بدبخت بعد هی میگفت چیشده آب بهم داد گفتم هیچی دلم گرفته و فلان بغلم کرد برا اولیییین بار بعد بردم برام بستنی خرید خلاصه با اینکه دلم پر بود ولی هی ذوق میکردممم دیگه حالم خوب شد ساعت ۱ و نیم اینا بود اوردم خونه به مامانم اینا هم گفته بودم میخایم بریم خرید واسه نامزدی😂😂😂😂😂

رفلاکس خواب شیردهی بارداری بارداری نوزاد پوشک شیر خشک بی قراری پوشک شیرخشک نوزاد غذای کمکی شیردهی رفلاکس نوزاد بارداری بارداری پریود حمام

۴ پاسخ

و این که منم دلم میخواد ببینمت 🫣🫣😍

خب خدا رو شکر پس سر اون عصبانیت یکم نگرانت بودم ولی اینجوری که معلومه آدم خوبیه ایشالا خوب خوب باشه و خوشبختت کنه عزیزم

حس و حالت توی روز خواستگاری طبیعیه ولی نباید بهش میگفتی که بیاد 😁 عیب نداره .ولی از این به بعد سعی کن زیاد خودتو ضعیف نشون ندی ...بستنی هم نوش جونت .😋

ای جانم چقدر خوب نامزدت چند سالشه ؟خبلی دوران خوبیه تا میتونی لذت ببر

سوال های مرتبط

مامان نینی مامان نینی هفته ششم بارداری
سلام بچه هااا💐💞
چطورید،ظهرتون بخیر باشه💖
بچه ها خیلی هاتون گفتین تعریف کن عروسی رفتین چیشد چیکار کردین من که خودم نمیخاستم تعریف کنم بخاطر تاپیک های قبل ولی تعریف میکنم چون خیلی هاتون مشتاق بودین💝💝💝
خب...عروسی ک رفتیم خیلی شیک شکیل تعریف از خود نباشه رفتیم بعد همه چشماشون رو ما بود من یادتونه گفتم نمیرقصم؟؟🤣
ولی همش وسط بودم با نامزد جون میرقصیدیم 🤣💖
انگار ما عروس دوماد بودیم همه توجه ها رو ما بود خیلی باهام خوب رفتار کردن واییی حیف نمیتونم از عروس عکس بزارم عروس نبود که عروووووسک بود انقد خووووشگل و ناز شده بودددد همچی هم عالی و خوشگل بود💖💖💖
وای ولی چشمتون روز بد نبینه بهتون توصیه میکنم هیچوقت تو عروسیا کفش پاشنه بلند نپوشین من دیگه نمیتونستم راه برم انگار فلج شده بودم تو ماشین نامزد کمک کرد وگرنه نمیتونستم بعد اومدیم خونه اونا داشت میرقصیدن و کباب و این داستانا...
من فقط رفتم لباسمو دراوردم و لالا کردم تا ساعت ۳ ظهر خواب بودم آنقدر خسته شده بودم حس کردم انگار عروسی خودمه ولی همچی عالی بود و خوشگذشت مخصوصا عروسی لرااا💐💞💐💞
رفلاکس خواب شیردهی بارداری نوزاد پریود بارداری نوزاد پریود بارداری نوزاد پریود بارداری نوزاد پریود بارداری نوزاد پریود بارداری نوزاد پریود بارداری نوزاد پریود بارداری نوزاد پریود بارداری نوزاد پریود بارداری نوزاد پریود