صبر زرد
یه شب تا صبح نسکافه بخور بیدار باش گریه کرد دلت نسوزه ابمیوه بدش بزارش تو گهواره تا بخابه میدونم سخته ولی باید خیلی قوی باشی روزا ببر بگردونش خونه مامان خواهر مادر شوهر پارک
من تدریجی رفتم، تلخک زدم، آبلیمو زدم، رژ زدم، چسب برق چسبوندم
هیچ کدوم جوابگو نبود
دیگه دو هفته مونده بود تولد دوسالگی
اومدم اینجا دنبال راه حل یک خانومی گفت موهای سرت که میریزن رو جمع کن گلوگه شون کن با چسب رازی بچبون روی حاله سینه که نوکش معلوم نباشه
منم راستش گفتم شاید بچه بترسه یک سینه مو اینطوری کردم
دخترم دید شب اول گریه کرد براش میگفت جی جی اوف شده دیدم داره گریه میکنه گفتم مامان این یکی جی جی خوبه هنوز
خلاصه یک هفته تو خواب از سمت دیگه شیر خورد
بعد یک هفته این یکی دیگه رو هم همون مو زدم قبل بیاد جلو به دخترم گفتم جیجی دوتاییش اوف شده نشون دادم
راستش دختر من یک نگاه کرد گفت بیف اوف شده به یک ورش گرفت رفت
گفتم یا خدا شبش ببچارم میکنه
اومد که بخوابه لباس مو داد بالا باز نگاه کرد
دید همینطوری پشت شو کرد خوابید
خداروشکر واسه من واقعا راحت گذشت اصلا فک نمیکردم
چون شاغل بودم صبح میرفتم سرکار همش میترسیدم تا صبح نخوابه
ولی خداروشکر بخیر گذشت
تلخک بزن
برو تاپیک از شیر گرفتن من بخون
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.