۸ پاسخ

الان داغی نمیفهمی

خیلی زور داره شوهرتو بزائی😂😂
کاش دخترم ب خودم و خونوادم بره نه خونواده شوهرم🫠🫠🫠

دکترت‌کی بود کدوم بیمارستان بودی؟

عزیزم مبارک باشه

سزارین اختیاری بودی؟ یا زیرمیزی دادی

موقع گذاشتن سوند چی درد داشتی

عزیزم بخیه هات درد نمیکنن

ولی من خیلی زایمان دردناکی داشتم🥺

سوال های مرتبط

مامان نورا مامان نورا ۱ ماهگی
ادامه تجربه سزارین:
چند دقیقه هم طول نکشید که کامل بی حس شدم و دکتر گفت دارم بتادین میزنم شکمت ، یه پارچه جلوم بود و چیزی نمیدیدم اما متوجه فشاری که به شکمم میومد میشدم ، ۵ دقیقه بعد از زدن بتادین بود ک صدای بچه مو شنیدم و گفتن تمیزش میکنن بعد میارن پیشم . کم کم با اینکه از ساعت ۱۲ شب قبل چیزی نخورده بودم حتی آب اما حالت تهوعم شروع شد و مدام عوق میزدم ، دکترمم در حال بخیه زدن بود ، کلی دارو و آمپول توی سرمم زدن (چرک خشک کن و پنی سیلین و ..)
کلا نیم ساعت طول کشید که عمل تموم شد و بردنم ریکاوری ، بخاطر امپولا و داروی بی حسی حالت منگی و گیجی داشتم اما همچنان حالت تهوع داشتم که یه ظرف گذاشتن کنار دهنم و منم بالا آوردم ، تقریبا یک ساعت توی ریکاوری بودم اما هنوز حس پاهام برنگشته بود ، بردنم بخش ، سعی کردم سرمو اصلا تکون ندم و زیاد حرف نزنم ، راستی پمپ درد خواستم‌ و‌داخل ریکاوری برام وصل کردن ، کم کم حس پاهام برگشت و ساعت ۶ سوند رو کشیدن که در حد سوزش کوتاه مدت بود و شروع کردم به مایعات خوردن ، ساعت ۸ شب به کمک پرستارا از تخت اومدم پایین که خیلی برام سخت نبود ، بعد از اون هم زیاد راه رفتم که حتی باعث کم شدن دردم هم میشد . یه درد یکم شدید تر از پریودی
و یه حالت سوزش زیر دل داشتم که پمپ‌درد و شیاف خیلی برام موثر بود . در کل خیلی راضی بودم و هستم چون فکر میکنم نمیتونستم درد طبیعی رو‌ با توجه به شرایط و لگنم تحمل کنم، فقط من همیشه از حالت تهوع اذیت میشم که اونم یکی دو ساعت اول بود و رفع شد.
امروز ظهر مرخص میشم و هزینه بیمارستان هم گفتن ۸۰ تومن میشه حدودا که البته کم و زیادش موقع ترخیص مشخص میشه
اگر سوالی داشتید بپرسید جواب میدم
امیدوارم همه زایمان راحتی رو تجربه کنن❤️
مامان هیرمان مامان هیرمان ۷ ماهگی
✔️تجربه زایمان سزارین✔️
✔️پارت دوم✔️

بردنش روی تخت کنارم تمیز کردن و اوردن کنار صورتم یه عروسک سفید برفی بود نمیدونم چی زدن تو سرمم ولی اینجا ها داشتم خواب میرفتم خلاصه بیدارشدم دیدم عملم تموم شده بخیه هامم زده بود دکترم و خدافظی کرد رفت. منو بردن تو ریکاوری حدود ۳۰ دقیقه اونجا بودم و بعدش منتقل کردنم به بخش. ماساژ رحمی هم همونجا تو اتاق عمل انجام دادن اصلا توی ریکاوری و بخش انجام ندادن. توی بخش که اومدم تا ۳ ساعت بعدش بی حس بودم بعد کم کم بی حسی رفت و کم کم دردا میومد سراغم اومدن مسکن زدن پمپ درد هم نگرفتم حقیقتا فراموش کردم. دردش زیاد بود خودم از خونه شیاف برده بودم همسرم گذاشت برام ۲ تا. من ۱۲ ظهر از اتاق عمل اومدم بیرون تا اخر شب ساعت ۱۲شب اومدن گفتن باید بلند شی راه بری سوند هم بکشیم کشیدن سوند هم مثل وصل کردنش در حد یه سوزش ریز بود و با کمک پرستار بلند شدم برعکس یسریا که میگفتن اولین راه رفتن سخت بود برای من اصلا سخت نبود یکم درد داشت ولی قابل تحمل بود اصلا اون چیزی که میگفتن نبود چند قدم راه رفتم و اومدم روی تخت اذیتی من بیشتر از این پهلو به اون پهلو شدن بود. بعد راه رفتن شکر خدا دردام کم شد تاساعت های ۳ شب درد داشتم بعدش دیگه خیلی کم شد دردم و صبح اصلا درد زیادی نداشتم قابل تحمل بود اینم بگم من خودم شیاف برده بودم و هر ۵ ساعت دوتا برام میذاشت همسرم و مادرم. صبحونه و شام هم ندادن بهم گفتن فقط چای نبات و مایعات بخور یکم گرسنگی بد بود برای منِ شکمو.
مامان کیان 💙 مامان کیان 💙 ۵ ماهگی
پارت 4..
نمیدونم چقدر طول کشید بخیه زدن تموم بشه با آرام بخش هایی که بهم زده بودن داشتم سنگین میشدم و خوابم میومد بدنم کاملا بی حس بود ولی می‌فهمیدم چند بار تو اتاق عمل شکممو فشار داد و بعدش منو بردن ریکاوری خیلی سرد بود و منم همچنان لرز داشت بدنم تو ریکاوری هم چند بار محکم شکممو فشار دادن ولی چون بی حس بودم درد زیادی رو متوجه نمیشم تا اینکه بعد یک ساعت بردنم تو بخش همش سراغ بچمو می‌گرفتم که دکتر گفت چون بچه نارس هست و منم آمپول ریه نزده بودم باید چند روز ان ای سیو بستری باشه خیلی گریه میکردم ولی خداروشکر میکردم بچم سالمه و همینکه میدونستم چند روز دیگه قراره ببرمش خونه بهم آرامش میداد...
توی بخش هم دو سه بار پرستار شکممو ماساژ داد که درد داشت و چون اثر بی حسی داشت می‌رفت خیلی محکم فشار نمی‌دادن خودشون..
ساعت یازده شب منو بردن بخش و تا صبح گفتن هیچی نباید بخوری همش نگاه ساعت میکردم زودتر صبح بشه بلند بشم برم بچه مو ببینم ساعت هفت صبح اومد اول سوند رو کشید من قبلش یه شیاف گذاشتم که وقتی میگه پاشو راه برو زیاد درد نداشته باشم.. سوند رو که کشید صبحونه خوردم و پاشدم که راه برم چون خیلی دستشویی داشتم..اصلاااا اونقدری که فکرشو میکردم درد نداشت یعنی توی تصوراتم دردش خیلی بدتر بود ولی برای من واقعا قابل تحمل بود..
رفتم دستشویی و بعدش رفتم آن ای سیو بچمو دیدم تا عصر که مرخصم‌کردن سه‌چهار بار رفتم پیش بچم ..
مامان آراس کوچولو مامان آراس کوچولو ۲ ماهگی
پارت سوم
بچه رو بردن بخش منم حدودا یک ربع طول کشید برام بخیه اینا زدن و بعدشم نیم ساعت ریکاوری بودم که لرزش زیادی داشتم  لرزشش خییلی بد بود کل بدنم داشت میلرزید فقط نفس عمیق میکشیدمو تحمل میکردم ک میگفتن طبیعیه این حالت بعدشم منو بردن بخش( پرسنل اتاق عمل همه خانوم بودن حتی یدونه آقا هم نبود) همش میگفتم سردمه دو تا پتو انداختن روم دیگه کم کم بدنم آروم شد  راستی قبل از بیحسی درخواست پمپ درد کردم که اومدن برام وصل کردن . ولی بعد این که بیحسی میره دردا شروع میشه من درد زیادی داشتم اولش  ولی پمپ دردو فشار میدادم آروم میشدم ...در کل دردهای سزارینو میشه با مسکن قابل تحمل کرد ولی خب دوران نقاهتش یخورده زیاده و حتما باید کمکی داشته باشین . راه رفتن اول برای من خییلی سخت بود یعنی تا کنار هم تختیم  با درد زیادی رفتم و پاهامو رو زمین آروم میکشیدم فقط چند قدم تونستم برم اما بعدش دو تا دوتا شیاف میزاشتم بهتر شدم و هر بار مسیر بیشتری راه میرفتم
ایشالله شما هم نی نی هاتونو ب سلامت بغل کنید و زایمان راحتی داشته باشین🙏🌺
مامان الآرا مامان الآرا ۶ ماهگی
مامان حامـیـ☁️ مامان حامـیـ☁️ ۱۴ ماهگی
سزارین پارت پنجم📌
توی ریکاوری هم حالم واقعا اوکی بود پاهام که خب طبیعتا حسی نداشت و زودتر دوست داشتم برم بخش.انگار یک ساعت و نیم توی ریکاوری بودم
دیگه توی همون بیحسی دوبار شکمم رو فشار دادن.درد خیلی کمی حس کردم که قابل تحمل بود. دیگه هم نیمدن فشار بدن.
بعدش رفتیم بخش اون قسمت که همسرم بچه رو دید اونم یه تراژدی بود برای خودش😁

تا چند ساعت بی حس بودم اثر بیحسی که رفت درد دلم شروع شد.اینم بگک من دکترم مخالف پمپ درد بود و من پمپ دردی نداشتم❌❌❌
اولین تزریق رو زدم که مرفین بود و چند ساعتی اوکی بود بعدش شیاف گذاشتن و یکی دوبار دیگه باز تزریق کردن.
من پنج صبح دردم به اوج رسید که اخرین و قوی ترین مرفین رو زدن که من یک روز کامل خوب خوب بودم.
اولین راه رفتن سخت بود اما شدنی.درد داشت اما نه که نتونی از پسش بربیای.

الان روز سوم من دردی ندارم اما موقع بلند شدن و راه رفتن خیلی سختمه که اونم طبیعیه هفت لایه شکم بریده شده و قرار نیس بی درد باشه

بیمارستانمم بیمارستان نیکان اقدسیه بود که من راضی بودم از رسیدگی

اگر سوالی دارین همین پست بپرسین📌🩷