۲۲ پاسخ

ابرا گلم چند کیلو بود؟

ای جانم بسلامتی گلم

گلم میشه ماما همراهتو‌بگی اسمشو
راضی بودی ازش؟

ماما همراه چقد گرفت ازت

مبارک باشه انشالله خوبه ک بسلامتی و تو این آرومی فارغ شدی.

مبارکه عزیزم ، ان شاءالله همیشه دلاتون کنار هم شادو سلامت باشه🥰

مبارک باشه عزیزم . برای اونایی که نینی میخوان دعا کن

بسلامتی الا درد نداری

مبـــاركه 😍

اگه راهکاری هست که ماهم بتونیم استفاده کنیم برای زایمان ،وقت کردی بگو برامون مرسیییی🙏🏻💐

خداروشکر❤️باسلامتی عزیزممم
خوب بود؟! راضی بودی از تامین؟!

بسلامتی عزیزم قدم دخملت مباارک🥰برای ما هم دعا کن بسلامتی بگذره

سلام. چرا ۱۱ صبح بستری کردن ۴ بعدازظهر برات آمپول فشار زدن؟؟؟
چرا آنقدر فاصله؟ منم احتمالا آمپول فشار بزنم، برای همین میپرسم🙏

عه مبارکه عزیزم
اره بگو چند بگو

منم فکر میکنم برا معاینه اذیت بشممم اونم خیلییی😂

قدم نو رسیده مبارک عزیزم 💐💐💐💐 منم دکترم گفته تا فردا صبر کن اگه دردت گرفت که هیچی اگه نه که دوشنبه بیا بستریت کنم . میشه یکم بیشتر تعریف کنی چجوری بود برات با آمپول فشار و بخیه هات و متوجه شدی یا نه ؟!

مبارکه عزیزم بسلامتی😍

سلام عزیزم خسته نباشی
قدم نو رسیده مبارک باشه 😍❤️

مبارکه عزیزمممم

ببخشید یه سوال
من بی تجربم
تو زایمان طبیعی موقع زور زدن ادرار و مدفوع ممکنه بیاد؟ طبیعیه؟😅

عزیزم مبارک باشه 💋♥️

مبارک باشه عزیزم بسلامتی

به سلامتی

سوال های مرتبط

مامان کایلین 💝 مامان کایلین 💝 ۱۲ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
تو‌دو بخش میزارم چون طولانیه و پرچالش
دقیق ۳۹ هفته و ۵ روز بودم و هیچ درد و علایمی نداشتم. رفتم دکترم گفت فشارت بالاست و باید زودتر بستری بشی چون از ۱۳ هفته متیل دوپا میخوردم. روز چهارشنبه ۱۱ تیرماه رفتم بیمارستان و بستری شدم. معاینه کردن و دوسانت باز بودم بدون هیچ علایمی چون پیاده روی زیاد داشتم. ساعت ۸ شب بهم امپول فشار زدن و ساعت ۱۱ شب کم کم درد پریودی اومد سراغم . همش ایت الکرسی و صلوات میفرستادم که خدایا کمکم کن. اولش قابل تحمل بود و با مامانمم گرم صحبت بودم تا ساعت ۱ دردام بیشتر و ببشتر میشد و فاصله دردا خیلی کم وکم میشد. این وسط هم هی معاینه پشت معاینه که متنفرم ازش. ساعت ۲ بود که تحملم تموم شد و هی میخواستم با تنفس کنترل کنم ولی نمیشد چون دردا وحشتناک بود. دکترم گفت ۴ سانتی برو تو وان اب گرم و کمرو شکمت رو ماساژ بده و اینکارو کردم دردام کنترل میشد .باز رفتم معاینه و ورزش با توپ و اب داغ که دردا بیشتر و بیشتر میشد طوری که صدام کل سالن رو پرمیکرد و با مشت میکوبیدم به تخت و میز حتی تو سرمم میزدم نخندین چون سخته. ساعت ۴ بود و من ۸ سانت بودم و زور پشت زور . ادامه کامنت ها
مامان حسنا مامان حسنا ۸ ماهگی