سلام مامانیا🧡
میشه لطفاااا تجربتونو در اختیارم قرار بدید
دخترمو دیروز دکتر بردم همینه در اتاق دکتر باز شد و دکترو با روپوش سفید دید زد زیره گریه خیلیییی شدید و تلاش میکرد بره بیرون از مطب اصلاااا یک ثانیه اروم نشد حتی اجازه نداد وزنش بکنیم چه برسه که معاینه…انقدر گریه کرد چشماش و پیشونیش کاسه ی خون شده بود

حالا مسئله اصلی اینه دکتر ازمایش نوشته نمیدونم واقعا چی در انتظارمه خیلی نگرانم
میدونم به محظ اینکه دکترو ببینه قبل از اینکه حتی کاری بکنه ماجرای دیروز دوباره تکرار میشه
حالا با گریه اش کاری ندارم به هر طریقی که شده تحمل میکنیم تا نمونه رو بگیرن از این میترسم سوزن تو دستش بشکنه یا دستش زخم بشه یا هر اسیبی که در اثر مقاومت کردن و دستو پا زدن بچه پیش بیاد

زنگ زدم ازمایشگاه قرار شیفت یکی از دکتر ها که نمونه بچه هارو میگیره و خیلی حرفه ای اینکارو انحام میده ببرمش ولی بازم میترسم لطفا مامانایی که تجربه ازمایش دارند بگید چکار کردید بچه اروم شد 🫥

#رفلاکس#کولیک#زایمان#بارداری

تصویر
۸ پاسخ

پسر من سری اول که بردمش ازمایشگاه چنان عربده ای میزد ازمایشگاه گذاشت رو سرش خود اون خانومه که نمونه میگرفت گفت برو فردا بیا همکارم وارده روز بعد همچنان ازمایشگاه گذاشت روی سرش از بس داد زد ولی خدایی خانومه هم وارد بود هم خیلی سریع نمونه گرفت
شوهرم بچه رو بغل کرد بازوش گرفت من مچ دستش گرفتم که تکون نده
سوزن نمیشکنه نگران نباشه اونا خودشون واردن

یکی رو بیار خونه ازش خون بگیره.
پودر بگو که با لباس شخصی باشه

سوزن به این راحتیا نمیشکنه نترس اونجا خودشون اینکاره ان نگرانی نداره

دختر منم از دکترا خیلییی میترسه و وحشتناک گریه میکنه ولی موقع آزمایش باباش دستشو محکم نگه داشت که نتونه تکون بده چیزی نشد خداروشکر نگران نباش

به ازمایش گیرنده بگو روپوش سفید دربیاره

کابوس منم هست ، از الان قصه ام گرفت

اگه شهرتون ازمایش در منزل دارن می تونی زنگ بزنن بیان

اخرش گریه میکنه باباش دستشو گرفته بود ک تکون نخوره منم باگوشیم فیلم تولد نشونش دادم وسطاش هی بغض میکردو گریه ولی خب گذشت

سوال های مرتبط

مامان گودزیلای ۶ساله مامان گودزیلای ۶ساله ۵ سالگی
چند وقت پیش دختر سه ماهه ام سرفه میکرد😮‍💨 چندتا دکتر بردم، گفتن ریه بچه عفونت کرده کلی دارو دادن ولی سرفه هاش قطع نشد،درآخر میخواستن بستریش کنن. من خیلی ناراحت بودم😔 که یکی از دوستام یه دکتر تو همدان بهم معرفی کرد و گفت خیلی تشخیصش درسته و زیاد دارو نمیده. فردای اون روز رفتم مطب دکتر، وقتی وارد شدم حس کردم وارد یک مهدکودک شدم فضای بسیار آروم و بچه گانه🏌‍♂🧸 🎨همینطور که داشتم به در و دیوار نگاه میکردم یه برگه توجهم رو جلب کرد، بالای جایگاه منشی نوشته بود هزینه طبابت دکتر اجباری نیست😳 بودند کسایی که بعد از طبابت دکتر وقتی از اتاق بیرون میومدن هیچ پولی پرداخت نمیکردند و منشی هم بهشون کاری نداشت. یه قسمت از مطب قفسه هایی از کتاب 📚در مورد تربیت کودکان و کتابهای کودکانه بود که بالای اون هم نوشته شده بود در صورتی که کتابی رو دوست دارید اجازه دارید همراه خودتون ببرید.وقتی این بخشش و دیدم اشک از چشمام سرازیر شد🥹وقتی نوبت ما شد و وارد اتاق دکتر شدیم یه مرد با موهای سفید و مهربون و دیدیم که با آرامش بچه رو معاینه کرد وهمینطور که با بچه بازی میکرد تشخیص داد که بچه رفلکس پنهان داره🥴یه چندتا توصیه کردکه موقع شیردادن اونا رو رعایت کنم ودرآخر شماره تلفن همراه خودش رو به ما داد و گفت اگر خوب نشد تو ایتا به من پیام بدین من هر شب پیامها رو میبینم. من اینقدر آرامش گرفته بودم که وقتی از مطب بیرون اومدم دوبار هزینه دادم😅واز همدان تا ملایر برای سلامتی دکتر دعا کردم🤲
راستی اسم این دکتر مهربون وبا تجربه دکتر محمدصادق صبا بود. الان چند روزه که بردم دکتر ودخترم الحمدلله کاملاً سلامتیش و به دست آورده😊
ببخشید خیلی طولانی شد، دلم نیومد براتون ننویسم 😉