تجربه زایمان
سزارین
سلام وقت همگی بخیر
من تاریخ ۱۴۰۵/۰۱/۲۴ زایمان کردم
پارت اول
روزای آخر بارداریم درگیر شده بودم با دکتر و نوع زایمانم من با شرایط جنگی دیگه نتونستم برم دکتر خودم بعد از عید دیگه شهر خودمون تحت کنترل بودم شهر ما دوتا بیمارستان دولتی داره که سزارین اول انجام نمیدم مخصوصا اونی که تامین اجتماعی دکتری هم که انتخاب کردم اون بیمارستان سزارین انجام می‌داد اما هر کاری کردم به هر دری زدم نشد که نشد
دیگه تصمیم گرفتم زایمان طبیعی انجام بدم چون اون یکی بیمارستان قدیمی و یکم بی امکانات بود
رفتم دکتر همون بیمارستان معاینه شدم دکتر گفت خانم شما لگنت کوچیک با زایمان طبیعی نمیتونی میری طبیعی فول میشی سر بچه نمیاد میفرستنت سزارین از همون اول برو سزارین بازم درخواست دادم برا بیمارستان بازم تو کمیسیون قبول نکردن دیگه اینجوری که شد گفتم برم همون بیمارستان قدیمی که یکی از دکترا اونجا سزارین انجام می‌داد
رفتم مطب گفت فردا صبح زنگ بزن منم ۳۸هفته و ۳روز بودم صبح زنگ زدم گفت تایم دکتر پر نمیشه بازم از اینور خوردم به در بسته
دیگه گفتم میرم شهر‌های اطراف اونم هر دکتری زنگ میزدم میگفت بخاطر شرایط جنگی خیلی سخت‌گیری میکنن انجام نمیدیم
دیگه مامانم رفت مطب دکتر که گفت تایم نداره دختر عموم هم ماما بود توی بیمارستانی که دکتر عمل انجام می‌داد اون زنگ زد با کلی صحبت و پارتی بلاخره قبول کرد ساعت ۷ونیم شب نامه داد برای فرداش ساعت ۸ صبح عمل انجام بشه

۰ پاسخ

سوال های مرتبط

مامان آنیا🩷✨️ مامان آنیا🩷✨️ ۱ ماهگی
پارت دوم تجربه‌ زایمان


رفتم بیمارستان با نامه دکتر و جواب تست که میگفتم کیسه آب مشکلی نداره .
ولی یه ماما اونجا هم دوباره معاینه کرد (از معاینه ها متنفرم ، یکی از دلایلی که از زایمان طبیعی بدم میومد همین معاینه هاشه😑) گفت دهانه رحمم همون یک و نیم سانته و اگه رضایت بدیم بستری میکنن ، دیگه گفت زایمان سزارین توی بیمارستان دولتی بی دلیل انجام نمیدیم و از این حرفا . دیگه کلی باهاشون حرف زدیم و گفتیم دکترم دکتر نصیری گفته اوکیه و واسه سزارین میاد... و اونجا بود که فهمیدم دکتره گولم زده...😑 ماماهه گفت دکتر نصیری دستش شکسته و مدتیه واسه عمل نمیاد...
من که هم درد داشتم هم عصبانی و ناراحت بودم رفت اون بیرون یه گوشه نشستم
آزمایشام روخانوادم به ماماعه نشون دادن و گفتن پلاکت پایینه که گفت برا پلاکت پایین طبیعی بهتر از سزارینه .
خلاصه خانوادم رو راضی کردن که طبیعی‌ بهتره... دیگه ماماعه رفت با دکتر اون شیفت صحبت کرد و گفتن این بیمار با زایمان طبیعی همکاری نمیکنه ، اونم گفته بود امشب میتونن بستری کنن ، اگه تا صبح زایمان نکردم ، صبح می‌برنم برا سزارین...
مامان نی نی نقلی🩷 مامان نی نی نقلی🩷 ۱ ماهگی
پارت 2
روز بعد باز برگشتم پیش دکترم و ماجرا رو بهش گفتم ایشون هم منو معاینه کرد و گفت درسته
بهم گفتش با توجه به شرایط پیش اومده نظر من اینه که کلا سراغ زایمان طبیعی نرو و بیشتر از این هم منتظر نمون،معرفی نامه بهم داد که برم پیش یه دکتر دیگه که با زیر میزی یه دلیل ساختگی تو پروندم بنویسه و برم واسه سزارین میکرد(تو شهر خودمون خیلی روی سزارین حساسن و گیر میدن،دکترم منو فرستاد یه شهر دیگه که فاصله زیادی باهامون نداره)
فرداش رفتم پیش اون دکتر و درحالی که روز آخر هفته 38 بودم،بهم نوبت داد واسه سزارین
گفت چهار روز دیگه بیا
بهش گفتم من ترشحات موکوسیم شروع شده هرلحظه ممکنه دردم بگیره،معاینه تحریکی هم چندروز پیش شدم،گفت پس با این حساب همین امشب برو بستری شو فردا عملت میکنم😐😂
ساعت 8 شب بود و من فقط تا 9 وقت داشتم برم بستری شم،بعد اون تایم دیگه بیمارستان قبول نمیکرد منو بستری کنه
این شد که از همون مطب دکتر،بدون اینکه برم خونه وسایلمو بردارم،مستقیم رفتم بیمارستان با شوهرم
فقط تو راه به مامانم که شهر خودمون بود زنگ زدمو داستانو گفتم اونم دلداریم میداد که نگران نباشم،فردا تا قبل عمل خودشو بهم میرسونه
مامان دلسا🩷و آرسام🩵 مامان دلسا🩷و آرسام🩵 ۱۶ ماهگی
پارت ۲
( اگه کسی خواست بیاد شخصی پیام بده معرفیش کنم) و پیدا کردم و شمارشو برداشتم و پیام که دادم گفت سزارین اختیاری انجام میده و ۱۵ میگیره خودش و ۱۷ هم هزینه بیمارستان با بیمه تامین اجتماعی خیلی خوشحال شدم رفتم ویزیت شدم و تو همون بار اول بهم نامه داد برای ۲/۲ که برم بیمارستان برای زایمان ولی ننوشت سزارین گفت که بیا اون روز میام بالا سرت با یه بهونه میبرم سزارین که اجباری حساب بشه و بتونی از بیمه ات استفاده کنی سر این موضوع کلی استرس داشتم که خدایا سرکاری نباشه دردم بگیره و نیاد برم بیمارستان آمپول فشار بزنن بهم بمونم درد بکشم خلاصه روز قبل که قرار بود برم بیمارستان پول دکتر و واریز کردم و دکتر گفت فردا ۶ صبح برم بیمارستان بلوک زایمان شب قبلش همه چی و آماده کردم و صبح زود رفتیم بیمارستان و با نامه دکتر بستری شدم دکتر تاکید کرده بود نه خودم نه همسرم حرفی از سزارین نزنیم ولی تو بلوک زایمان همه میدونستن که من قرار سزارین شم و اومدنم اونجا فرمالیته است
مامان نيلای 🩷 مامان نيلای 🩷 ۱۰ ماهگی
پارت اول تجربه زایمان اول سزارین اختیاری 🩵
چون زایمان من خیلی عجیب غریب و وحشتناک بود برام نمیخواستم بیام بنویسم چون باردارا ممکنه بترسن یا فکر کنن زایمان سزارین خیلی بده و‌ فرار کنن اما سوالات زیاد بود و خیلی میپرسیدین گفتم بیام بنویسم
من قبلش یه دکتر داشتم که‌ همیشه پیش اون ویزیت میشدم‌ و کل بارداریم تحت نظر اون بودم و قرار بود تو ۳۷ هفته برم مطبش و اونجا معاینه لگن بشم (من همیشه درمانگاه میرفتم پیش اون دکترم بخاطر اون برای معاینه میگفت مطب خودم بیا ) به امید اینکه بگه لگنت تنگه و زایمان من سزارین اجباری بشه میخاستم برم…
اما
۳۶ هفته بودم که رفته بودم بیمارستان چون حرکات نینیم کم بود رفتم ان اس تی بگیرم که ببینم وضعیتش چطوره اونجا پرسجو کردم گفتن برای تنگی لگن قبول نمیکنن که سزارین اجباری بشی و من کلا منصرف شدم و دیگه مطب دکتر خودم نرفتم‌ اونجا تو بخش اورژانس یه دکتر دیگه بود که خیلی خوب و‌ مهربون بود و قیمت عملشم‌ مناسب بود باهاش حرف زدم و هماهنگ شدم که اون منو عمل کنه گفت روز دوشنبه من کلینیک هستم بیا اونجا که من تو ۳۷ هفته بودم و همون روز که گفته بود رفتم و بهم شمارشو داد و گفت اگه لک بینی یا پاره شدن کیسه اب حتی کم شدن حرکات جنین بود بهم زنگ بزن و بگو که من بیام بیمارستان سریع ( مطب خودش یه شهر دیگه بود و فقط بیمارستان میومد ) خلاصه گفت برو و سه شنبه یعنی ۷/۸ گفت برای عمل بیا و صبحش بهت نامه میدم میری بستری میشی و چون بیمارستان دولتی سزارین اختیاری قبول نمیکنن بهانه جور میکنیم و یکار میکنیم انگار سزارین اجباری هستی ...
مامان پرنسس کوچولو🎀 مامان پرنسس کوچولو🎀 ۳ ماهگی
تجربه زایمان سزارین پارت۱

خب از اونجایی که خودم عاشق خوندن تجربه زایمان بودم گفتم بیام جز به جز زایمانمو برای مامانایی که زایمانشون نزدیکه تعریف کنم🥰

همونطور که خودتون میدونید زایمان سزارین تو اکثر شهرها ممنوعه ولی تو قم حتی تو بیمارستان خصوصی هم ممنوعه درصورتی که بقیه شهرها حداقل تو بیمارستان خصوصی گیر نمیدن ولی سختگیری قم خیلی خییلی بیشتره
بماند که چقدر سر پیدا کردن دکتری که سزارین انجام بده
و دستمزدشم مناسب باشه اذیت شدم🥲
چهار پنج تا دکتر عوض کردم تا بالاخره انتخاب آخر و نهایی من شد دکتر نسیم صدری زاده که هم سزارین انجام میداد هم دستمزدش تقریبا مناسب بود
قرار براین شد تاریخ زایمانم۰۵/۰۲/۲۲باشه چون میخواستم تاریخ تولد دخترم تا جایی که راه داره رند باشه این تاریخ رو انتخاب کردم😍
دکتر گفت تواین تاریخ سرم خیلی شلوغه اولش قبول نمیکرد زایمانم کنه میگفت وقت ندارم ولی با اصرار من و همسرم قبول کرد و گفت۲/۲۲ روز سه شنبه ساعت۸صبح بیمارستان باش منم کلی خوشحال شدم که به اون چیزی که میخواستم رسیدم تااینکه روز قبل عمل منشی دکترم تماس گرفت و گفت خانم دکتر سرش خیلی شلوغه و بجای ساعت۸صبح شما۵عصر برو بیمارستان
و از ساعت۱۲ظهر ناشتا باش…
مامان تیام مامان تیام ۴ ماهگی
تجربه زایمان پارت ۱
خب از اونجایی بگم که من خیلی دنبال سزارین بودم ولی چون بیمارستان های دولتی هزینشون بالا بود و دکتر ها زیر میزی زیاد میخواستن نمی‌تونستم سزارین کنم بیخیال شدم و گفتم میرم طبیعی با اپیدورال
بعد دختر دایی همسرم عمم و خیلیا که تجربه هم طبیعی داشتن هم سزارین بهم گفتن شده پول قرض کن ولی سزارین کن طبیعی خیلی وحشتناکه منم که از قبل ترس طبیعی رو داشتم استرسم هزار برابر شد
آقا دیگه زد شرایط اسفند ماه پیش اومد و ما از کرج اومدیم سمت شهرستانمون ک تو یزد هست چندتا دکتر رفتیم و قبول نکردن سزارین بنویسن گفتم نهایت طلامو میفروشم میرم خصوصی ک بعد عید قیمت بیمارستان های خصوصی سر به فلک کشید آخرین شانسمو امتحان کردم رفتم پیش یک دکتر بیمارستان دولتی که اونم اول مقاومت کرد بعدش گفت حالا ببینم چی میشه من ی امیدی ته دلم گرفتم که سزارینم می‌کنه گفت ۳۵ هفته بیا سونو رشد رفتم و دوباره ۳۷ هفته رفتم و بجای نامه سزارین طبیعی نوشت گفت چون بیمارستان دولتیه من باید یواشکی و به یک بهونه ای بیام سزارینت کنم
مامان ♥️آقااباالفضل♥️ مامان ♥️آقااباالفضل♥️ ۵ ماهگی
پارت دوم تجربه زایمانم
خلاصه به همسرم گفتم تکون نمیخوره
و زنگ زدم مطب گفتم به منشی به دکتر گفت ،دکتر هم گفت من که گفته بودم ختم بارداری برا همین امروز بگو سریع بره بستری بشه بیمارستان تا منم برم بیمارستان چون شیفت خودش بود
خلاصه هزینه ی خودشو زدیم و رفتیم با مدارک بیمارستان از شانس بد من خونه فشارم ۱۴٫۵ بود
اونجا گرفتن تا ۱۲ است
گفتن برو بستری شو
حالا من نامه ختم بارداری داشتم
بستریم کردن و من منتظر بودم دکتر بیاد بگه بریم سزارین چون شرایط من اورژانسی میشد
گفتن برو بخواب
ی آزمایش خون گرفتن و ادرار با سوند انجام دادن
ولی بدترین تجربه ام از زایمانم فقط و فقط لحظه ای بود که ماما اومد تا اون یکی آزمایش ها رو انجام بده گفت معاینه و تا من به خودم بیان دستشو کرد داخلم فقط میتونم بگم مردم و زنده شدم از درد
فقط جیغ زدم و تا یکساعت گریه میکردم
حتی سوند که برام وصل کردن من هیچی نفهمیدم فقط گریه میکردم هی گفتن درد داری گفتم نه واقعا درد نداشتم
بعد ی نیم ساعتی خدا خیرش بده دکتر بهشون زنگ زده بود سریع آماده اش کنید برا سزارین