تجربه زایمان سزارین
پارت یک

از اول هفته حس کردم زیر شکمم درد میکنههه به خودم گفتم حتما طبیعی حتی به دکترمم گفتم گفت احساس کردی شدید شد برو بیمارستان
تا سه شنبه۱۳ بهمن که از خواب بلند شدم حس کردم واقعا دیگه خیلی درد دارم یه حالی بودم ،خونه مامانم خیلی نزدیک خونه ماست ،همسرم ساعت ۷ رفت سرکار بهش گفتم میرم خونه مامان خلاصه پیاده رفتم وسط راه دیدم اصلا نمیتونم راه برم .بلاخره خودمو رسوندم ، مامانم حالمو دید گفت بریم بیمارستان
رفتیم بخش زنان nst دادم ماما گفت وضعیه رحمت اروم نیست به دکترت زنگ میزنم ،به دکتر. زنگ زد و دکتر گفت برو پاییین دو ساعت فقط اب بخور بد بیا بالا دوباره nst بدهه ،بعد که انجام دادمnstبهتر شده بود اما ماما گفت بزار ماینه کنم چشمتون روز بد نبینههه تااا موچ دست کرد اون تووو داد زدم خود ماما ترسید گفت دهانه رحمت فقط نرم شده با این حال بازم دکترمم گفت برو سوونو بیوفیزیکال بدهه ....

۳ پاسخ

بقیش کو

من از هرچی زایمان طبیعی دیگه میترسم تو دنیا هیچ کسی اندازه من اذیت نشود 😥😥بعد اینکه بچه رو طبیعی اومدم دنیا رحمم از داخل شکم پاره شد
بردنم اتاق عمل الان دیگه هیچ وقت نمیتونم زایمان طبیعی داشته باشم

من امروز سزارین دارم
بقیه تجربتون بزارید استفاده کنم

سوال های مرتبط

مامان رادمهر مامان رادمهر روزهای ابتدایی تولد
قسمت سوم
تو راه نزدیک خونه دردهام شروع شد دیگه رسیدم خونه سریع رفتم دوش گرفتم
دردهام خیلی شدید شده بود به فاصله ۵دقیقه
تا 12شب تحمل کردم
12دیگه مامانم گفت پاشو بریم بیمارستان دردهات منظمه و تایمش
گفتم نه آخه ماما بهم گفت تا زیر ۵دقیقه نیومده نیا الکی بیمارستان خودت اذیت میشی تو خونه تحمل کن دیگه مامانم اصرار کرد یوقت خطرناکه زنگ بزن بپرس زنگزدم به ماما گفتم من دردهام هر۵دقیقه میگیره شدید گفت برو حمام اگه دردت افتاد کاذبه زمان هم بگیر اگه هر ۵دقیقه یکبار ۳۰ثانیه درد داشتی واگه بعداز دوش دردت نیفتاد پاشو بیا یعنی نزدیک زایمان هستی
خودش هم همون شب شیفت بود بیمارستانی که من میخواستم برم
رفتم حمام مامانم تایم گرفت دیگه شده بودم هر ۴دقیقه یکبار
سریع کارهامو کردم رفتیم بیمارستان دکتر شیفت اورژانس معاینه کرد گفت ۳سانتی گفتم من خیلی درد دارم من عصر ۳بودم با این درد منظم مگه میشه همون ۳باشم
دیگه فرستاد آن اس تی انقباض ثبت شد منو بستری کردن
رفتم بخش مامام همونجا بود
بهم گفت چرا انقدر زود اومدی بهت گفتم تو خونه تحمل کن
گفتم بخدا دردم زیاده گفت پایین گفتن ۳سانتی
گفتم خودتون بیاین یه معاینه کنین
گفت باشه برو میام
رفتم تو اتاق تا نوار قلب رو وصل کردن اومد مامام معاینه کرد گفت عه چرا اینطوری گفتن پس پایین دهانه رحمت ۴ونیم نزدیک ۵سانت خیلی خوب باز شده
مامان محمدرضا🍼🤎 مامان محمدرضا🍼🤎 ۲ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
پارت 1✅
من ۳۶ هفته شب رفتم بیمارستان معاینه شک داشتم که کیسه آبم سوراخ شده باشه و با ماما صحبت کنم که بشه ماما همراهم
معاینه شدم گفت مشکلی نداره و یه سانتی.. ورزشا و چیزایی که باید میخوردمو بهم گفت و باز چک لیستشونم برام نوشت که من تو تاپیکام برا مامانا گذاشتمشون
بعد از معاینه درد شدید کمر گرفتم با فشار داشتم و ازم یه چیزای ترشح بزرگ میومد ترسیدم..اینم بگم خونه مادرشوهرم اینا بودم..زنگ زدم مامان بابامو کشوندم بیمارستان گفتم منو درد زایمان گرفته..رفتم بیمارستان ماما گفت نه عزیزم همون ۱ سانتی دردت بخاطر معاینس تجربه زایمان طبیعی
دردشو تحمل کردم کم تر شد خیلی کم ولی ترشحا رو هنوز داشتم..یک هفته ورزش کردم ماما گفته بود جمعه شب یعنی ۲۱ آذر که میشدم ۳۷ هفته و ۳ روز برم معاینه تحریکی
این یک هفته ورزش کردم و هرچیزی گفته بود خوردم
شد جمعه شب و رفتیم بیمارستان معاینه کرد گفت هنوز همون یک سانتی تحریک کرد شد 2 سانت ماما گفت سر بچه کلا پایینه و کیسه آب نازک شده پس چرا رحمت باز تر نشده گفت برو خونه امکانش هست کیسه آبت پاره شه شایدم نشه گفت احتمالأ تو یک هفته آینده زایمان میکنی