۳ پاسخ

وا چیکارت دارن
گوش نکن عزیزم ما که همون لحظه بی بی مثبت شد گفتیم خداروشکر تا به امروز هم هیچ اتفاقی نیفتاده
تو هم اصلا به دل نگیر

منم بهم نمیخوره باردار باشم لباسام آزادن شکمم مشخص نمیشه رنگ و رو هم خیلی خوبم چون اصلا تهوع نداشتم همه چی هم خوردم
تا دیروز فقط خانواده شوهرم میدونستن دیروز انومالی رفتم بعدش مراسم فامیلا شوهرم بود اونجا همه فهمیدن

عزیزم فقط ۳ ماه اوله که آدم حالش خوب نیست سه ماهه دوم که ماه عسله بارداری میگن.چون حالمون خوبه. بعد سه ماهه سوم دوباره میوفتیم تو فاز سنگینی و درد لگن و اینا.
طبیعیه الان حالت خوب باشه.
به حرف کسی هم کاری نداشته فقط گوشت رو بده به دکترت ببین اون چی میگه

سوال های مرتبط

مامان معجزه مامان معجزه ۶ ماهگی
خانما من با خواهر شوهرم و جاریم وسطی خیلی دوستیم با جاریم ک قبل عروسی دوست بودیم .من ک باردار شدم ب این دوتا گفتم ک دوقلو باردارم ولی گفتم ب کسی نگن اونا هم استقبال کردن گفتن اره براچی بگی نمیخواد بگی .سرکلاژ کردم استراحت مطلق شدم مجبور شدم ب مادر شوهرمم گفتم .
در صورتی ک هیچ کدوم از فامیل های من اصلا خبر نداره حتی باردارم
من ب مادر شوهرم گفتم ک نمیخوام کسی بدونه دو قلو باردارم الکی خودمو بندازم رو چشم و اینکه من خودم از وضعیتم هنوز مطمئن نیستم
.گفت خب شکمت پیداس نمیشه اگه کسی پرسید دروغ بگم
من فقط میگم ک اره بارداره .
حالا من بعد انومالی بهش گفتم جنسیت دختر و پسرن
.یک ساعت بعد دیدم کل فامیل بهم زنگ ک تبریک بگن.
من خیلی ناراحت شدم ک رفته ب همه کفته
و این ک ب همه گفته پسره
چرا نگفته دختره؟؟؟؟؟
اصلا من شاید میخواستم جشن تعیین جنسیت بگیرم
ب شوهرم گفته بودم الان میگه همه میدونن دیگه چ جشنی بگیریم
.
خلاصه دیشب اومده خونمون باهام بحث میکنه
خیالش راحت شده ب همه کفته باردارم اونم پسر
الان داره باهام بحث میکنه دعوا میکنه چرا نمیزاری بگیم دوقلو بارداری
گفتم دلم نمیخواد من هنوز جرات ندارم برا خودم لباس بارداری بخرم از بس ک همش چالش و استرس دارم
حالا میگه اگه نمیخواستی کسی بدونه دو قلو بارداری چرا پس به صبا(جاریم)گفتی ولی ب جاری بزرگت نگفتی چون جاری بزرگه بچه خواهرشه