۸ پاسخ

پسر منم اینجوریه. یکی میگفت بره مهد بهتر میشه دیگه نمیدونم

تو بیمارستان پرستار بهم گف اسم دخترتو سلنا نزار سلنا ها شلوغن و خرابکار اسم دخترش سلنا بود
الان میبینم خواهر انگار اونجور بود منم دخترم اونجور دو سالشه بچه هارو دوس داره مهربونه ولی با خنده بچه های دادشم و ابجی هامو میزنه تو خونه همه جارو میریزه بهم 😑

حتما ببرش مشاور عزیزم

نمیدونم چرا خندم گرفت میگی انگولک میکنه🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

کار بد می‌کنه قهر کن باهاش بگو قشنگ باهات قهرم چون فلان کار کردی شاید روش اثر کرد

تو همین سن با مشاوره اوکی میشه وگرنه روش میمونه بچه های ۱۲. ۱۳ ساله دیدم اینجوری بعد از یه سنی دیگه به چشم همه بد میشن ☹️☹️☹️

ببر پیش مشاوره اون بهتر راهنمایی میکنه.

حتما مشاور کودک برید

سوال های مرتبط

مامان 👶🏻آرسام مامان 👶🏻آرسام ۱۵ ماهگی
امروز خرد و خمیر شدم‌ دیگه واقعا لهم 🫠
هزار بار رفت رو‌ مبل از اونجا میخواد بپره رو میز عسلی
هزار بار رفت در کابینت باز کرد وسایلارو ریخت بیرون
میرم اتاق خواب در کشوهارو باز میکنه همه لباسارو می ریزه بیرون
صبح که چشم باز میکنه مستقیم میره سمت اسباب بازیهاش
همه رو پخش میکنه بعد دیگه نگاهشون هم نمیکنه
فقط میخواد پخش باشن 🫠🫠🫠
بعد که جمع کنم دوباره می ریزه
منم ی آدمی هستم خونه شلوغ پلوغ باشه ذهنم بهم می ریزه
از اینورم پسرم دائم در حال ریختنه
تا ی جایی سعی میکنم رو خودم کنترل داشته باشم چون میگن بچه ها خوششون نمیاد جمع کنی همش
ولی خونه انگار بمب خورده باشه
همه چی رو می ریزه
بهش هم میگم بازی کن نگام میکنه متوجه میشه اما میاد بغلم که تو با من بازی کن 😑
وقتی هم میگم به سیم شارژر یا ... دست نزن
برمیگرده نگام میکنه و خودش میگه نه نه
بعد یواشکی میره کار خودشو میکنه
اصلااا و ابدااا حرف گوش کن نیست
کار خودشو همش میخواد بکنه
اهل نق نق و سر و صدا و ...نیست
در سکوت کامل خونه رو بمب زده بهم تحویل میده
دیگه مغزم رد داده
#پوشک
#نوزاد
#شیر خشک
مامان ماهلین مامان ماهلین ۱ سالگی
سلام خانوما من دخترم یکسال و ۲۰ روزه هست
من هنوز علائم افسردگیم خوب نشده 😔
من قبل از فرزنددارشدنم شاغل بودم الان اصلا نمیتونم خونه نشستن رو تحمل کنم این از یه طرف از طرف دیگه همش دوس دارم دور و برم شلوغ باشه مهمونی برم کار خاصی داشته باشم ،برنامه داشته باشم، همش احساس ناکافی بودن و بی ارزش بودن دارم،
خیلی بهتر شدم نسبت به اوایل زایمانم ولی هنوز خوب نشدم تقریبا هررروز گریه میکنم برای چی؟ خودمم نمیدونم
خونه م نامرتبه ، هیچ برنامه و هدف خاصی ندارم ، سرکار هم نمیتونم برم هیچ درآمدی ندارم اینم واسم پذیرشش خیلی سخته ، اعتماد به نفسم خیلی کم شده و ...
چندباری هم دکتر رفتم ولی بی تاثیر بود دکتر خوبی هم آنچنان نبودند بیشتر نصیحت میکردند تا درمان ...
یه مدت رفتم سر شغل سابقم ولی انقدر همه گفتند وای ظلم میکنی به بچه وای هوا سرده وای بچه رو از خواب بیدار میکنی میبری که بیخیال شدم حتی سرکار هم همه بهم این حرفارو میزدند .
انگار آدم با بچه کوچیک هیچ جایی جا نداره 😔
نمیدونم چیکار کنم خسته شدم از حال و روزم و وضعیتم 😔