۱۳ پاسخ

واااای دقیقا منم 🙂🤦🏼‍♀️😒

مثل من

ما هم همین طوریم عزیزم ،من هنوز پنجاه مرتبه چکش میکنم

نه عزیزم تنها نیستی
منم همین طورم، حتی با دوز بالاتر

من دقیقا تا خود خود سه ماهگی پسرم اینجوری بودم. اوایل خیلی شدید تر اما رفته رفته کمتر شد. ولی بازم تا همون سه ماهگی هم نگرانی شدید داشتم. الان خیلی بهتر شدم. نمیشه گفت نگرانی ندارم. خب تا یه حدیش طبیعیه ولی دیگه به اندازه قبل نیست.

من امروز دوماهش کامل شد دقیقا همینجورم. همش نگرانشم استرسشو دارم اذیت نباشه حتی شبا میگم یه وقت رو به بالا نباشه بالا بیاره چیزیش بشه. خیلی استرسشو دارم کولیکشم گاها زیاد میشه گریه میکنه منم باهاش گریه میکنم😢واقعا سخته دارم فرسوده میشم

همه همین هستیم. من به خدا میسپارم. باید نترس باشی. مسلط باشی به خودت. چون قراره سال هاس زیادی کنارش باشی و نباید خودت رو فرسوده کنی. میلیون ها نوزاد در دنیا هست و برای هیچ کدوم اتفاق خاصی نمی افته تو شرایط عادی. پس نفس عمیق بکش و به خدا بسپار و لذت ببر از مادر بودنت.

منم همین بودم با بزرگتر شدنش بهتر شدم

وااای من که رسما رد دادم دیگه ..دیونه شدم 🥴🥴😔

بله اوایل همینه من همش نگاه میکردم ببینم‌نفس میکشه گاهی شبا ساعت ۳نصف شب پامیشدم میزدم سرم میگفتم وای بچه زیر پتو مونده خفه شده من از بی‌خوابی نفهمیدم یهو میدیدم علی تو گهواره اس خوابه میگفت هوووف

سلامه منه روانی به توعه روانی
تو تنهانیستی😑✌🏻

باورت میشه من هی چکش میکنم ک ببینم نفس میکشه یان 🙄😑

مثل منی، من دیگه دارم روانی میشم

سوال های مرتبط