دل کندن از تخت اینقدر سخته ینی؟
ما هممون تو پذیرایی جا میندازیم باهم میخوابیم ، از وقتی باردار شدم دیگ رو تخت نخوابیدم
مام همینطور بودیم من همش پیشه بچه ها میخوابیدم برا من دوتا هستن بزرگه ۷ سالشه هنوزم میترسه تنهایی تو اتاقش بخوابه خلاصه تا دو ماه پیش هم جدا میخوابیدیم یه روز شوهرم خیلی گلایه کرد گفت تو فقط به فکر بچه هایی اصلا به فکر من نیستی منو تنها میزاری اتاق میری پیشه بچه ها دلم خیلی برا خودم میسوزه که اینهمه بی محبتی میکنی در حقم خلاصه منم بهش گفتم خب چیکار کنم میبینی دوتان تنها نمیمونن چیکار کنم پس بعدش هیچی نگفت ولی بعد اون روز دیگه گفتم بدرک بابا بچه ها تنها باشن مهم شوهرمه اونیکه قراره تا آخر عمر باهام باشه شوهرمه تا کی قراره تنها بخوابه طفلی الان بچه هارو میخوابونم بعدش میرم اتاقم با اینکه دختر بزرگم تا ساعت ۱ شب نشه نمیخوابه تو رختخوابش فقط به درو دیوار نگا میکنه دیر خوابش میبره ولی بازم هر چقدم دیر باشه میرم پیشش بخدا تا صب خوابم ندارما چون فقط این اتاق اون اتاقم دخترم تا صب یکی دو بار صدا میکنه مامان بیا میرم تا میخوابه دوباره میام ولی چون چاره چیه این روزا هم میگذره ولی از من به شما یه نصیحت خواهرانه شوهرتو از این بیشتر تنها نزار بخدا مردا از بچه ها بچه ترن باور میکنی حسودی میکنن ناراحت میشن که فقط به بچه توجه میکنین به اونا توجه نمیکنیم
شمام از فردا به بعد یا تخت بچتو ببر اتاقت یا براش پایین تخت جا پهن کن دخترت دو سه سال دیگه خودش میره اتاقش هیچ نمیزاره پاتو بزاری اتاقش والا دو دستی بچسب به شوهرت
عزیزم نباید از همون اول جاتو جدا میکردی هرچی پیش اومد نباید جدا میخابیدی 🥲
گلم اشتباه کردی
من و شوهرم رو تخت میخوابیم
جای پسرمم کنار تختمون هست تا الان داخل تخت خودش بود حالا دیگه دیدم رو زمین راحتر هستش جای گذاشتم کنار تخت خودمون رو زمین میخوابه از موقعه ای که بدنیا اومده اینجوریم
ببین من ۶ماهگی بچمو گذاشتم تو تخت خودش توی اتاق خودش. تا ۹ ماهگی جدا میخابید منم پیش شوهرم. از ۹ ماهگی اضطراب جداییش شروع شد و هی گریه میکرد میرفتم پیشش میخابیدم تا همین الان ولی تا میخوابه من میام تخت خودم پیش شوهرم. صبحم ۶ بیدار مبشم باز میرم پیش بچه. تو نمیتونی وقتی دخترت خوابید بری پیش شوهرت؟
من و شوهرم روتخت میخوابیم
جای پسرمم همین کنار تخت رو زمین میندازم
اکثر شبا همونجا میخوابه ولی نصف شب یا نزدیکای صبح بیدار میشه میاد بالا روتخت پیشمون میخوابه.
بعضی شبام همین وسط خودمون روی تخت میخوابه
شمام همون تو اتاق رو تخت بخوابید بچه رو بخوابون پایین
ما تا وقتی که دخترم بلد نبود بکشه بالا تو تخت کنار مادر کنار تخت خودمون میخوابید بعد از تقریبا هفت ماهگی اینا دیگه جا انداختیم رو زمین کنار هم اول تو پذیرایی بعد دیگه یکسال بیشتره به زور جا میشیم تو اتاق دخترم که در رو ببندیم صبح ما خوابیم نره جایی
اینارو گفتم که بدونی خودت باید جای خواب رو تنظیم و درست کنی بگی همه باید اینجا باشیم جدا شدن جای خواب سردی میاره
الانم خواب ظهر دخترم که باشه جدا میخوابونمش اتاق خودش من و همسرم میریم رو تخت خودمون همه حوره باید به شوهرت بفهمونی جای من و تو کنار همه
از همین فردا شروع کن اونم کم کم دلگرم میشه
اشتباه از شما بوده جاتو جدا بودی الان هم دیر نیس
ما هم اینطوری هستیم خیلی دارم اسیب میبینم ولی چاره نیست باید تحمل کنیم و کاش حداقل بریم پیش مشاور یا مشکل و حل کنیم یا اینکه طلاق
ما هم جدا میخوابیم، ولی نصف شب میاد بغلم میکنه
عزیزم اگر میبینی اذیتی تختش رو ببر تو اتاقتون اون تو تختش بخوتبه شما هم تو تختتون تا بزرگ تر بشه ، یا پایین تختتون براش جا بنداز … همسرت عادت کرده اما تو مادری هم هوای دخترت رو میخوای داشته باشی هم همسرت … دمت گرم بازم عزیزم
من برعکس از شوهر متنفرم بعد مهرسام دنیا اومد آرزو میکنم شب زود بخوابه که کاری به کارمون نداشته باشه
ما تو پذیرایی قطاری میخوابیم هممون
تا به دنیا اومدن پسرم روتخت بودیم الان تحتمون مجسمس تو هم بگو از فردا باید قطاری بخوابیم تو پذیرایی
چقدر بد منم مثل تو هستم شوهرم اصلا سمتم نمیاد پیشم نمیخابه بهم هیچ محبت کلتمی عاطفی نوازشی سکمسی هیچی نداره قبلاز بچه هم همینطور بود
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.