۵ پاسخ

حس خوب

عزیزدلم چرا درخواست دوستی قبول نمیکنید

دقیقا پسر منم اینطوریه
و یه بدی داره هرررربارررر میریم بیرون باید حتما بگه برام خوراکی بخر
ب یه دونه هم قانع نیس
حتی تا نونوایی میرم درخواستشو تکرار میکنه
هرچند قبلش بهش میگم انکان خرید چیزی نیس نگی نمیخرم
حتی یه چن باری کفتم میزارمت هرجایی ک شروع ب گریه و ناله کنی ک چی میخوام و چی بخر
و گذاشتمش و فاصله گرفتم ازش
متاسفانه بازم تکرار میکنه
خستم کرده یعنی

وااای دختر منم همیجوریه از من خیلی انرژی میگیره این رفتارششش😓😓

پسرکوچیک من برعکس بزرگه که عین پسرشمابود،رفته رفته بهترمیشه ازنظرگریه ولجبازی میگم بااینکه پسرم بزرگ شده باحرف واصرارمیخواد
کوچیکه بریم خونه مامانم یاهرجاغروب یاشب خوابش بیادمیگه بریم خونمون خسته شدیم یاپس کی میریم😅

سوال های مرتبط

مامان ارین کوچولو مامان ارین کوچولو ۴ سالگی
سام خانما خواهش میکنم جواب بدین
میخوام بدونم بچه های شما تو سن پسر من هنوز این کارو انجام میدن یا نه پسر من هنوز هر چی دم دستش میاد پرت میکنه سمتمون دیگه تموم بدنمون کبوده بعد مثلا صب چشم باز میکنه میگه تاب تاب سرسره هر چی میگم مثلا صبونه بخوریم الان سرده اصلا نمیفهمه فقط هی تکرار میکنه و گریه میکنه دیگه میریم کمی بازی میکنه میگم بریم خونه صبونه بخوریم مثلا یک ساعت بازی کرده هنوز نرسیدیم خونه میگه سرسره دیگه به بدبختی میارمش خونه به زور تا وقتی یه صبونه یه ناهار هول هولکی درست کنم میمونه خونه بعد پارک تا وقتی میریم دنبال خواهرش یک میاد خونه بازم هی گریه میکنه هی بهونه میگیره بازمیریم پارک ۴ میریم تا ۶ و ۷ دیگهخسته شدم به خدا از زندگی افتادم یا در خونم خاک بازی کنه یا تو پارکم همش گریه میکگه جیغ میزنه بعدم کلمه هر چی بگی تکرار میکنه و میگه جمله هم چند تایی میگه مثلا در حد اب بده بریم بیرون بابا رفته سر کار آجی رفته ندرسه اما خیلی جاها نمیتونه منظورشو برسونه بعدم مثلا میگم اسمت چیه نمیگه آرین با اینکه بلده اسم خودشو بعدم باور کنید صبونه ناهار شامشم دوتا لقمه اونم سر پا حتی نمیشینه یا تو بغل من منم سر پا یا من نشستم این سرپا نه کارتون میبینه یا گوشی از صب تا شب بدو بدو تو خونم که میارمش فقط باید بدوم دنبالش یا با توپ بازی میکنیم
شما تو سن پسر من بچه هاتون اینجوریه یا نه بعد اصلا هم نمیفهمه چی میگم هر چی میگم حرف خودشو میزنه
مامان آژوان مامان آژوان ۴ سالگی
خانما شماهایی که دو یا سه تا بچه دارین اینجور مواقع چیکار میکنید چه رفتاری دارید من پسر بزرگم قبل از به دنیا اومدن برادرش لجباز بود بد قلقی میکرد اما الان که داداشم هست خییییلی خیلی بدتر شده یعنی کدوم کار بد و اعصاب خورد کنه اونو انجام میده تا حالا چندین بار کارایی کرده که پسر کوچیکم گریه های شذید کنه مثلا محکم ماچش میکنه خیلی حرصی اینکارو میکنه یا با کله میزنه به سرش نمیدونم هر چی دم دستشه پرت میکنه تا حالا چندبار اسباب بازیاش خورده به شکم و سر بچه هر چقدرم بهش میگم جواب نمیده میدونم حسادت داره قشنگ از چشاش میفهمم وقتی یکی به داداشش محبت میکنه یا قربون صدقش میره اون تموم تغییر میکنه چهره ش حتی خیییلی به شدت بد غذا هم شده تنها چیزی که میخوره فقط برنج خالی اونم حتما باید سفید باشه یا تخم مرغ یعنی این دوماه انقدر حرص خوردم که فشار خون گرفتم الان تو این سن باید با قرص و کوفت و زهرمار فشارمو پایین نگه دارم دلم خیلی به حالش میسوزه که فک میکنه برادرش جاشو تنگ کرده یا دیگه کسی دوسش نداره ولی بخدا اونجوری نیست هر چقدرم میگم این کوچیکتره احتیاج به مراقبت بیشتر داره مدام میبینم بخاطر جلب توجه بیشتر همش داره یا داد میزنه یا کارای خطرناک میکنه موندم واقعا چیکار کنم یعنی ممکنه درست شن