من هر کاری میکردم میخورد آخرش چسب برق سیاه زدم دیگه نخورد البته لج میگرفت پدرم در اومد با یه خوراکی سرگرمش میکردم که یادش بره خداروشکر سینه هامم اذیتم نکرد
من به تیک از ته موهامو قیچی کردم با چسب زدم به سرش گفتم هاپو خورده بیار دید دیگ نیومد سمتش ولی بهونه شومیگرفت میگفتم هاپو خورده بعدمیرفت راهت گرفتمش نسبت به پسرم فقط شبا خواب آلود بود میدادم اونم سه شب گفتم میدم ک فقط یه شب خورد
از چیزی ک میترسه بگو اون خورده زودتر جواب میگیری
من بردمش حرم تربت کربلا زدم ب کامش و از آقا امام رضا خواستم مهر شیر و از دل پسرم ببره و به طور عجیب و غریبگی دیگ پسرم نگفت 😍😇
سینه هامو چسب زدم پسرم میومد نگاش میکرد نازش میکرد و بوسش میکرد میرف
از دردش هم ک نگم یه هفته طول کشید خوب بشه
دعا کردیم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.