۴ پاسخ

از اسمای مورد علاقم 🥹🥰 نامدار باشه ❣️

چه اسم قشنگی🥹

به سلامتی زایمان کنی و قدمش پر از نور و برکت باشه برات

الهی که به خیر بگذرونیم ماه هشتم مامان جانم ❤️

سوال های مرتبط

مامان دانیال و دریا مامان دانیال و دریا ۲ ماهگی
دریاجان، دخترِ صبور و کوچکِ من،

این روزها که تنها یک ماه (سی روزِ پُر از خواب و خیال) تا دیدارت باقی مانده، دنیا برای من شکلِ دیگری گرفته است. با هر تکانِ کوچکت در وجودم، انگار موج‌هایِ آرامِ یک دریایِ بی‌کران را در دلم حس می‌کنم؛ موج‌هایی که نویدِ آمدنِ تو را می‌دهند.

نامت را «دریا» گذاشتیم، چون می‌دانستم که قرار است بیایی تا وسعتِ عشق را به خانه‌یِ ما بیاوری. تو هنوز نیامده، مالکِ نیمی از قلبِ من و پدرت شده‌ای. این روزها، وقتی با تو حرف می‌زنم، انگار دارم با زیباترین بخشِ آینده‌ام صحبت می‌کنم.

دخترکم، اینجا همه‌چیز آماده است؛ لباس‌هایِ کوچکت را چیده‌ایم، برایِ شنیدنِ اولین صدایِ گریه‌ات لحظه‌شماری می‌کنیم و دلمان پر می‌کشد برایِ آن لحظه‌ای که بالاخره گرمایِ تنت را در آغوشم حس کنم.

صبور باش، عزیزِ من. این سی روز هم مثل پلک‌زدنی می‌گذرد و ما در ساحلِ آرامِ این انتظار، منتظریم تا کشتیِ کوچکِ تو به زندگیِ ما لنگر بیندازد.

با تمامِ وجود، مشتاقِ دیدارت هستم،
مادرِ منتظرت.»
مامان رادوین👶🏻🤰🐣 مامان رادوین👶🏻🤰🐣 ۲ ماهگی
💙🤰👩🏼‍🍼👨‍👩‍👦💙

👋 آغازِ نُهمین ماهِ انتظار، برایِ عشقِ کوچکم، رادوینم...

این روزها که دست رویِ شکمم می‌گذارم و با آرامشی عمیق به ضربه‌هایِ کوچک و گاهی محکمِ تو فکر می‌کنم، بیش از همیشه به این باور می‌رسم که عشق، نه یک واژه، که یک اتفاقِ مقدس است که در جانِ من در حالِ رشد است.

نه ماه است که تو ضربانِ قلبِ منی، رادوینم. نه ماه است که هر نفسم با یادِ تو بالا می‌آید و هر تپشِ قلبم، پیامی‌ست برایِ تو که: «من اینجا، در همین نزدیکی، منتظرِ دیدنِ رویِ ماهت هستم.» شاید هنوز چهره‌ات را ندیده باشم، شاید هنوز گرمایِ پوستِ لطیفت را حس نکرده باشم، اما تک‌تکِ سلول‌هایِ وجودم، سال‌هاست که تو را می‌شناسند. تو همان رؤیایِ نیمه‌شبی بودی که حالا در آستانه‌یِ واقعی شدن ایستاده‌ای.

این روزهایِ آخر، سنگینیِ تو در وجودم، برایم زیباترین بارِ دنیاست. من از تمامِ بی‌خوابی‌ها، از تمامِ دردهایِ جسمی، و از تمامِ اضطراب‌هایِ مادرانه‌ام، پلی ساخته‌ام به سویِ روزی که چشمانت باز شود و من، برایِ اولین بار، تمامِ دنیایم را در یک نگاهِ تو، در عمقِ چشمانِ رادوینم ببینم.

گاهی فکر می‌کنم مگر یک انسان چقدر می‌تواند عاشقِ کسی باشد که هنوز ندیده‌اش؟ و بعد تو تکان می‌خوری و من می‌فهمم که عشقِ مادرانه، مرز نمی‌شناسد؛ عشقِ مادرانه، از جنسِ فدا شدن است، از جنسِ بی‌دریغ بخشیدنِ روح و جان.

رادوینم، تو که می‌آیی، نه تنها متولد می‌شوی، بلکه مرا هم با خودت متولد می‌کنی. من در لحظه‌یِ دیدارِ تو، یک «منِ» جدید خواهم بود؛ مادری که یاد می‌گیرد چگونه با یک لبخندِ تو، تمامِ غصه‌هایِ عالم را فراموش کند.

۳۱فروردین ۴۰۵

بارداری بارداری بارداری
مامان نلین مامان نلین ۲ ماهگی
دل‌نوشته برای دختر نازنینم، در آستانه ورود به دنیای ما

جانِ مادر، عزیز دلِ بابا و برادر!

هفت ماه است که در آغوش گرم من، قصه‌ی زندگیت را آغاز کرده‌ای و هر روز، با هر تکان کوچک و بزرگت، قلب ما را غرق در شادی و انتظار می‌کنی. ماه‌هاست که منتظر شنیدن صدای دلنشین خنده‌هایت، دیدن چشم‌های کنجکاوت و لمس ناخن‌های کوچکت هستیم.

تو، نورِ امیدی هستی که قرار است به زودی به خانه‌ی ما بتابی و خانه‌مان را با حضورت پر از عطر خوش زندگی کنی. هر روز صبح که از خواب بیدار می‌شویم، لبخندمان به عشق تو آغاز می‌شود و شب‌ها با خیالِ در آغوش گرفتن تو، آرام می‌گیریم.

من، پدرت و برادرت، بی‌صبرانه مشتاق دیدن روی ماهت هستیم. آمده‌ای تا عشق را در خانه‌ی ما معنا کنی، تا شادی را مهمان همیشگی لحظه‌هایمان کنی و تا پایانِ روزهایمان، دلیلی برای لبخند باشی.

بدان که از همین حالا، تو را عمیقاً دوست داریم و به داشتنت افتخار می‌کنیم. این انتظار، شیرین‌ترین انتظارِ دنیاست و ما برای روزی که تو را در آغوش خواهیم گرفت، لحظه‌شماری می‌کنیم.

فرشته کوچک و زیبای من روزت مبارک❤️

مادرت

بارداری
فرزندپروری
شیردهی
تیرویید
قندخون
انسولین
زایمان
شیردهی
دخترم
روزدختر

عشق مامان