۷ پاسخ

به نظرم شما زیاد حساسیت به خرج می‌دین .....مامانت یه چی می‌دونه دلش میسوزه ....کاش شما هم باهاش همراهی کنید

مامان ایلیا جان یک‌مدت رها کن آنقدر تو ذهنت نشخوار درست نکن راجب خواهرت شوهرش و بچه ش رها باش

عزیزم تا جایی که میتونی مراعات حال اون بچه رو بکن و البته خواهرت
مطمئنا مامان بچه خیلی اذیت میشه بابت گریه هاش و اذیت شدنش

مراعات کنید دیگه اره حق با مادرتونه شما خاله اون بچه هستید میدونی اذیت میشه خودت دلت به رحم بیاد

عزیزم شما همیشه ساعت رفتنو به پسرتون دیرتر بگین یا اگر ساعت نمیدونه اگر قراره ظهر برا ناهار برید بگو بعدظهر میریم.

عزیزم ناراحت نباش حتما خیالش از بابت شما راحته والا منم آبجیم ازدواج کرده خودش و شوهرش اخلاقای خاصی دارن اما من خیلی چیزا برام مهم نی و ساده میگذرم از کنارش مثلا چیزایی که به من میگن جرات ندارن به اونا بگن چون جنگ میشه

کاش دکتر تغذیه ببرن خیلی لاغره

سوال های مرتبط