۳ پاسخ

منم تاریخ زایمانم ۱۴خرداد دکتر به شما نگفت کی میتونی زایمان کنی؟

منم امشب همینم دقیقا🥹🥹🩵
با هزار جور فکر خیال و استرس
انشالا بسلامتی دنیا بیان

ای جونم
خدا حفظشون کنه برات عزیزم😍

سوال های مرتبط

مامان امیر رضا مامان امیر رضا ۴ ماهگی
مامان آیه🐣🎀 مامان آیه🐣🎀 ۸ ماهگی
و بلاخره سلام به ماه نهم ...🥲
دختر قشنگ من🎀
باورم نمیشه این مسیر از همون اولش که بعد از کنکور ارشد فهمیدم توی دلمی و سفر روسیه ای که ویار و تهوع شدید شروع شد و ۲۱ ساعت ناشتایی از شدت تهوع توی فرودگاه...که تا چهار ماه هم ادامه داشت،با وجود کلیه پیوندی(ممنون از محمدجواد عزیزم که خودش پر کشید و یکی از کلیه هاش توی بدن منه و به وجود و رشدِ آیه خانم کمک کرد و مارو تا اینجا رسوند)و با وجود همه این روزای سخت و حساس ولی شیرین،رسیدیم به ایستگاه آخر و ماه نهم ...
خدای مهربونم ازت خیلی ممنونم که به من اجازه دادی که مادر بشم با وجود همه مشکلاتی که بود منو دخترمو یاری کردی که برسیم به اینجا ...💕
از ته قلبم امیدوارم هر کسی که در انتظار و آرزوی فرزند هست،خدا به دلش نگاه کنه و این حس قشنگ رو نصیبش کنه ...
و تمام مادرایی که این مسیر سخت و پر چالش رو دارن طی می کنن،به وقتش و به سلامتی نینی هاشونو صحیح و سالم بغل بگیرن🤍
این سه هفته و خورده ای باقی مونده هم،الهی که به خیر و خوشی بگذره و با بغل گرفتن شون،به آرامش برسیم و تمام سختی ها از یادمون بره🌱✨
_بماند به یادگار از پنجمین روز ِمهر ماهِ هزار و چهارصدوچهار🍁
مامان قند کوچولوم🥥🩵 مامان قند کوچولوم🥥🩵 ۱ ماهگی
برای مهمون کوچولوی توی دلم مینویسم✍🏻🩵👶🏻
پسر کوچولوی من که هشت ماهه مهمون وجود منی داریم میرسیم به آخرای این سفر سخت و پر چالش🥹
میگم سخت و پر چالش چون دوتایی مون خیلی اذیت شدیم تا اینجای‌مسیر(حتی اطرافیان مون)
هفت هفته بودم که از شدت تهوع و بیحالی متوجه بارداریم شدم🥲از همونجا این تهوع با ما بود تا ۶ ماهگی
انقدرم شدید بود ک با هیچ سرم و آمپولی کنترل نمیشد و زده بود به کیسه صفرام🙄 از ۱۶ هفته استراحت مطلق شدم و ۱۸ هفته با سرویکس ۱۸ سرکلاژ اورژانسی شدم😮‍💨گذشت تا ی خورده اومدیم بالا متوجه شدم یکی از ماهیچه های رحمم به صورت منظم منقبض میشه و شروع داروها و آمپولای ضد انقباض بود😅گذشت بالاخره تا به سی هفته رسیدیم و شروع انواع دردها ک مهم نیس باید تحمل کرد فقط🦦از ۳۱ هفته هم احتمال زایمان زودرس دارم قشنگ پکیج کاملی هم برای خودم😂
خلاصه مسیر پر پیچ و خمی رو باهم طی کردیم😁
دیار قلبم🩵پسر کوچولوی ما ازت ممنونم که پا به پای من این مسیرو اومدی🥹 چیزی نمونده تا بغل کردنت دردونه🫶🏻فقط از خدا سلامتی تورو میخوام
ممنون میشم آرزوها و دعاهای خوب کنید برای من و پسرم🥹❤️

۱۴۰۵/۲/۳


_ وسیله های کوچولو خان 👶🏻



بارداری بارداری بارداری فرزند فرزند بارداری بارداری فرزند فرزند بارداری فرزند 🌸
مامان نورُالزهراو👼🏻 مامان نورُالزهراو👼🏻 هفته یازدهم بارداری
ادیبهشت ماه پارسال درست مثلِ الان پسرکمو توی شش ماهگی ازدست دادم و سقط شد ...
از بعد از رفتنش ، تو زندگیم یک خلأ ای ایجاد شده که با هیچی پر نمیشه 🙂
بدترین و تلخ ترین روز زندگیم بود
قانع و راضی ام به رضای پروردگارم، گله هم نمیکنم چون میدونم صلاح و مصلحتم رو بهتر از خودم میدونه ولی خب آدمیزاده و با روحیه ی نازک و حساس
از بعد از دوتا سقطی که توی اردیبهشت ماه طی دوسال متوالی داشتم همیشه به همسرم میگفتم دوست دارم اگر باز باردار شدم ، زایمانم توی اردیبهشت باشه یا اینکه اصلا نرسیده به اردیبهشت زایمان کنم 🥺 چون ترس داشتم از این ماه و اتفاقات تکراری که تو این ماه می افتاد...
امشبم خیلی دلتنگِ پسری هستم که ندیدمش ولی تو دلم خونه داشت و از پوست و گوشت و خون خودم بود 💔
با همه اینها باز خداروشکر
الحمدالله که خدا باز به دلم نگا کرد و یکی دیگه از فرشته هاشو تو دلم کاشت
خدایا ممنونتم بابت وجود دخترم و بابت اینکه همراه با تو دلیم ،هرچند سخت تا اینجا رسیدیم ❤️

دوستان عزیزم ، مامانای مهربون ازتون التماس دعا دارم 🥲👋🏻