۱۰ پاسخ

برای آدم بچه‌ دار هیچ جا بهتر از خونه خودش نیست وقتی اینطوری نبرش بده به شوهرت ببره ی سر ببیننش بیارتش همگی باهم نرین خونشون اینطوری بدتر اذيت میکنه

خوب حالامیذاشتین قصه بگه مگه چی میشدگنهه داره بچه ست دیگه اونام بایدبفهمن ک بچه نادانی دیگه حالانمیزدین توذوقش طفلی

عزیزم بچه ها تو یه محیط دیگه که میرن یه آدم دیگه میشن فقط جلب توجه میکنن فقط میخوان دیده بشن یکی بگه وااای راست میگی یا چی اگه ادمای منطقی و پایه ای هستن فقط راه حلش اینکه که باهاش راه بیایید یا بهش توضیح بدی تو خونه یا یه جای خلوت ببری توضیح بدی کلا بچه ها خونه اینو اون ادمو اذیت میکنن واقعا یا باید صبرو حوصله کرد یا هیچ جا نرفت

میزاشتی یه بار بگه خب
حالا امروز تو خونتون برقارو خاموش کن بگو این بازی ها واس خونه ی خودمونه اینقدر این کارو بکن ک دیگ جای دیگ اون کارو نکنه تازه میاد بهت میگه ک مامان این بازی جاش کجاست

دقیقا عین وضعیت بچه های من ک هر جا میریم حوصله ندارن و اینجوری ذوق بچه هامو کور میکنن😏بدم میاد از ادمای خودخواه؛ حالا جالبیش میدونی چیه همینا انقدر غریبه پرستن دیگران هر چی بخوان بهشون میدن راحت بقیه سرشون کلاه میزارن از چیزای ریز و درشت مثلا دایی شوهرم ک دایی خودمم میشه سر زمین باغ پدر شوهرمو گول زد کلی پول گرفت و ..الان عملا همه رفته تو سند منابع یک سومش هم به اسم پدرشوهرنیس یا..بعد به ما که میرسه زرنگ میشن بچه های منم هر چی ریز و درش میگن باید رعایت کنن ما خودمون حق نداریم یه اعتراض بکنیم بعد مادر شوهرم جیش مگس رو لباس شوهرم که میکشه رو از جیش نوه هاش پاک تر میدونه انقدر که وسواس سر بچه های من به خرج داد مجبورم کرد عصبی شم بچه هامو دعوا کنم با جیش مگس و گربه های حیاطشون کاری نداشت. یا همینجور مامان بابا خودم گربه و ..تو ساختمونشون همسایه هاشون دارن و کلی الودگی اینا وارد میشه باز به دست زدن بچه های من به غذا و..حساس ترن

درکت میکنم پسر من واقعا خوبه ولی کافیه چشمش ب خانواده خودم بیفته اصلا ی کارایی میکنه منم با اینکه تا بحال داد نزده بودم چند باری کار ب جاهای بد رسیده چون اونا هی رفتارایی میکنن عصبی بشم مثلا میرن بیرون تفریح میگم چرا ب ما نگفتین داداشم میگه هیراد اذیت میکنه در عوض ک اصلا اینجور نیس ولی با خانواده شوهرم برعکس درک میکنن بچه هست

کلا یه کاری میکنن ادم خونه نشین شه قطع ارتباط کنه اما به نظر من کارشون درست نیست

زمان قدیم خیلی همه بیشتر حداقل تحمل میکردن کنار میومدن الان که همه خودخواه فقط فکر ارامش اصاب روان خودشونن

دقیقا امشب منم رفتم کوچولوم چراغ‌ها سونو خاموش می‌کرد

آره دختر منم اینجوریه یعنی به همه شون زور میگه برق خاموش می‌کنه میگه بسه بخوابید ولی مادر شوهر و پدر شوهر من اصلا دعواش نمیکنن به حرفاش گوش هم میکنن میگن باشه بیچاره ها
خوب بچه س دیگه

سوال های مرتبط